فهرس الكتاب
- 📄
- 📄
- 📄
- 📄
- 📄
- 📄
- 📄
- 📄
- 📄
- 📄
ودر قصريكه آنرا بر كوشك [1] قصر گويند سلطانرا محبوس كرد، وآن قصر عمارتيست، كه در هيچ ملك وحضرت، مثل آن به ارتفاع وتدوير واركان ومنظرها ورواقات وشرفات هيچ مهندسى نشان نداده است وبر بالاى قصر پنج كنگره زرين (مرصع) نهاده اند، هر يك در ارتفاع سه گز وچيزى، ودر عرض دو گز، ودو هماى زرين (هر يك بمقدار شتر بزرگ نهاده، آن شرفات زرين وهما) سلطان غازى معز الدين از فتح اجمير بوجه خدمتى وتحفه بحضرت سلطان غياث الدين محمد سام فرستاده بود با بسيار تحف ديگر، چنانچه حلقه زرين (با زنجير زرين وخربزه) [2] كه دايره او پنج (گز) در پنج گز بود و (دو) كوس زرين كه بر گردون آوردند (و) سلطان غياث الدين آن حلقه وزنجير وخربزه [را] (در پيش طاق مسجد جامع فيروز كوه بفرمود تا بياويختند وچون مسجد جامع را سيل خراب كرد، آن كوس وحلقه وزنجير وخربزه را به) شهر هرات فرستاد [ند] تا مسجد [جامع] هرات را بعد از آنچه بسوخته بود از ان وجوه عمارت كردند تقبل الله منهم.
سلطان غياث الدين محمود، پادشاه بس كريم وحليم وباذل وعادل بود چون بتخت نشست، در خزينه [3] پدر بكشاد، وآن خزينه همچنان بر قرار بود وسلطان معز الدين بران [4] خزينه هيچ تعلق نكرده بود [چون] چنان تقرير كردند: كه زرعين چهار صد شتر وار بود، كه هشتصد صندوق باشد والله اعلم.
و جامهاى ثقال [5] وظرايف ومرصعينه بدين [6] قياس واجناس ديگر، از هر باب جمله را در خرج آورد، ودر عهد دولت او در [7] ، نضر وجامه واديم واجناس ديگر بواسطه بذل واحسان [8] او ارزان شد وبندگان ترك
[1] مط: آنرا بزكوشك (نركوشك) سلطان گويند بفيروز كوه محبوس كرد وآن راورتى: بزكوشك سلطان.
پ: اير كوشك. در اصل بركوشك است كه بصحت اقربست براى شرح آن (ر: 34) تعليقات آخر كتاب.
[2] تمام نسخ مط: جريره اصل حربره بدون نقاط. راورتى: خربزه، خربزه وى گويد كه اين حربزه بشكل كوس بود در عربى جريره بمعنى بزه وگناه است وحريره هم خوراكيست كه يكى در اين جا راست نمىيد، در تاريخ فخر الدين مباركشاه كه سردينس راس طبع كرده، در همين مورد چهار خربزه كه هر يكى وزن سه صد من داشته ذكر شده اند (ص 22) وگويند كه نقارهاى بزرگ بشكل خربزه بوده است (ايليوت 2: 667)
[3] مط: خزانه پدر
[4] مط: بدان
[5] اصل: يفال
[6] مط: مرصعيه برين
[7] مط: اوزرو جامه واديم و ... نضر بمعنى زر خالص است.
[8] مط: وانعام او.