فهرس الكتاب
- 📄
- 📄
- 📄
- 📄
- 📄
- 📄
- 📄
- 📄
- 📄
- 📄
الغ خان [1] معظم بحكم تدبير صائب [2] [خود] حشم خاص را با [حشم] ملك شيرخان، كه برادر وپسر عم او بود، از حشم قلب سلطانى جدا مى كرد [3] وملك كشلى خان امير حاجب را كه برادر صلبى او بود، با ملوك درگاه حشم قلب وپيلان جدا مى كرد [3] چنانچه دو صف لشكر، ودو سماطين شگرف مى نمود، وهر دو لشكر در حوالى سامانه وكيتهل به نزديك هم [ديگر] رسيده وهمگنان منتظر مصاف شده [4] كه بو الفضولان [5] دستاربند، از حضرت دهلى بخدمت ملك بلبن، و (ملك) قتلغ خان مكتوبات در قلم آوردند، واستدعا نمودند، كه دروازها [ى شهر] بدست ماست، شما را بطرف شهر بايد آمد، كه شهر از حشم خالى است [6] وشما بندگان درگاه اعلى، وبيگانگى در ميان نى، چون بجانب شهر [7] آمده شود، وبخدمت تخت سلطان [8] اعلى (پيوسته آيد، الغ خان) با آن لشكر [9] بيرون بماند، وكارها بمراد [ما] گردد، [و] آنچه عرض (داشت) [است] جمله تيسر پذيرد، وبحصول پيوندد، وجماعتى از مخلصان حضرت سلطانى وهواخواهان [10] (خدمت) الغ خانى [11] را اين انديشه مخالفت چون معلوم شد، بر سبيل تعجيل بخدمت الغ خان عرضه داشت در قلم آوردند، واز حضرت الغ خانى عرضه داشت، بحضرت تخت رسيد، تا مخالفان را از شهر اخراج كند، وتمامت آن قصه [12] در ميان [ذكر] دولت سلطانى ناصرى (اعلاه الله شانه) بتقرير پيوسته است.
وكيفيت آنكه، آن نامها چه كسان در قلم آوردند، حق تعالى، از ايشان درگذراند واز نفاقشان توبه دهد [13] ودر اثناى اين حالت كه هر دو لشكر بهم رسيدند [14] شخصى فلان نام كه او را پسر فلان گفتندى، از طرف ملك بلبن كشلوخان به جاسوسى بيامد، وخود را چنان نمود، كه بخدمت [الغ خانى] آمده است، واز طرف ملوك وامرائى كه در [ضد] خدمت ملك بلبن بودند، تقرير كرد [15] كه همگنان خدمت الغ خان را خواهانند، واگر خط امان ودست راستى وعهدى بود، ومرا كه بخدمت
[1] اصل: الوخان
[2] مط: صواب
[3] مط: ميفرمود
[4] مط: شدند
[5] اصل: بو الفضول آن
[6] مط:
خالى است از حشم
[7] مط: چون بدين جانب آمده شود،
[8] مط: سلطنت
[9] مط: حشم
[10] اصل:
هواخواه
[11] اصل: الوخانى
[12] مط: اين قصه
[13] مط: دهاد
[14] مط: پشم نزديك شده است
[15] اين كلمه را در اصل كرم خورده،