فهرس الكتاب
- 📄
- 📄
- 📄
- 📄
- 📄
- 📄
- 📄
- 📄
- 📄
- 📄
و ستمائة، بحضرت رسيد، مدت هفت ماه موكب اعلى، در شهر بود، و [1] در اوايل ذى الحجه سنه (خمس) وخمسين لشكر كفار مغل بطرف زمين سند برسيد، وسر آن ملاعين سارى نوئين [2] بود، وملك بلبن چون شحنه آن جماعت آورده بود بضرورت نزديك ايشان رفت، ولشكرها حصار ملتان فرود گرفتند [3] چون آن خبر بحضرت اعلى رسيد، خاقان معظم الغ خان اعظم [بر] راى اعلى عرضه [4] داشت كرد، كه صواب آن باشد، كه رايات همايون [سلطنت] حفت بالنصر والظفر، از حضرت اعلى حركت كند، سال سنه ست وخمسين وستمائة نو شده بود، ورايات اعلى، دوم روز [ماه] محرم سنه ست، بطالع سعد بيرون رفت، ودر ظاهر دهلى سراپرده جلال نصب شد ودر حال به استصواب الغ خان معظم [5] باطراف ممالك (و) [بجانب] اكابر ملوك وخانان ولايات وسرحدها فرمان اصدار يافت، تا جمله باستعداد تمام روى بخدمت درگاه [جهان پناه] نهند وروز عاشورا در سراپرده سلطنت كه همواره بنصرت وفيروزى نصب باد واطناب [6] دولتش به مسامير ثبات منوط! اين داعى را بحكم فرمان عقد تذكيرى (بود) مقصور بر تحريص جهاد وثواب غزوات، وجد نمودن در محافظت مراتب اسلام، وخدمت درگاه اعلى بامتثال اوامر اولوا الامر (ى) زاده الله (تعالى) نفاذا.
(اول) الغ خان [7] معظم با لشكر آراسته وحشم بسيار بموافقت درگاه [8] همايون سلطنت بيرون آمد، وجمله ملوك موافقت نمودند، وحشم ها جمع شد [ند] چون خبر اين [9] جمعيت به لشكر (گاه) ملاعين مغل رسيد، از سرحدها كه تاخته بودند، پيشتر نيامدند وجرأت نه نمودند، وصواب آن بود [10] كه مدت چهار ماه يا زيادت، در (ظاهر) شهر [ها] جمع بودند، وبهر طرف از اطراف
[1] مط: تا در اوايل
[2] راورتى گويد كه اين نام سالى نوئين هم ضبط شده كه لام آن به (ر) ابدال شده است
[3] كذا در اصل، در مط: ونسخ راورتى چنين است: وكنگرهاى حصار ملتان فرو رفتند ولى اين عبارت به تكليف راست مىيد، واگر راى رفتند را مضموم بخوانيم- بايد يغما وچپاول مغول را افاده كند، ولى عبارت متن كه از اصل منقول افتاده، پاكيزه وواضح الدلاله است.
[4] مط: عرضداشت كرد
[5] مط: اعظم،
[6] اطناب: جمع طنب بضمتين است، كه ريسمان درازى باشد براى بستن سرادق خانه (المنجد)
[7] اصل: الوخان،
[8] مط: ركاب همايون
[9] مط: آن
[10] مط: وثواب آن نمود.