فهرس الكتاب

الصفحة 813 من 964

(غزو مواسات) سوار مى تاخت [1] تا چون خبر مراجعت ملاعين [به] رسيد، (و دل از فتنه آن جماعت فارغ گشت) جماعت [2] منهيان بسمع اشرف الغ خانى [3] رسانيدند، كه مگر ارسلان خان سنجر از اوده، وقلج [4] خان مسعودخانى (بسبب) آنچه در آمدن به لشگرگاه اعلى) توقيفى كرده بودند [5] هراس خورده اند، وانديشه تمردى در مزاج ايشان مى گردد، والغ خان [6] (معظم) بخدمت درگاه [7] اعلى، عرضه داشت كه پيش از آنچه آن جماعت پر وبالى گيرند ودر هواى تمرد، بواسطه خوف خود پرواز [ى] كنند صواب آن باشد كه فرصت داده نشود وآن نايره را بزودى اطفا فرموده آيد.

بحكم راى صواب [8] الغ خانى اگر چه هنگام گرما بود، ولشكر اسلام بواسطه آمدن ملاعين ومحافظت سرحدها زحمت ديده بود [ند] فاما چون مصلحت در حركت بود، رايات اعلى بطرف هندوستان روز شنبه ششم ماه جمادى الاخرى سنه ست وخمسين وستمائة، نهضت فرمود، وكوچ بر كوچ تا حد كره ومانكپور برفت، الغ خان معظم در مالش فسده هندوان، وتعريك رانگان چندان جهد نمود [9] كه در وهم نيايد، چون در ان ديار [10] رسيد، ارسلان خان وقلج خان تفرقه شدند، بضرورت خيل واتباع [11] را (در) ميان مواسات فرستادند، ومعتمدان بخدمت الغ خان معظم ارسال كردند تا در پيش تخت (اعلى) عرضه داشت ضرورت تفرقه ايشان باز نمايد، والتماس كند، تا رايت [12] اعلى بحضرت مراجعت فرمايد، بران قرار: كه چون بحضرت جلال رايات سلطنت را وصول باشد، ارسلان خان، وقلج خان، هر دو بخدمت درگاه جهان پناه پيوندند [13] (و) الغ خان معظم، چون آن [14] عرضه داشت بكرد، رايات اعلى

[1] مط: ميرفت

[2] مط: جماعتى

[3] اصل: الوخانى

[4] مط: قتلغ خان كه در بعضى نسخ خطى قلج خان وقليج خان هم آمده، راورتى هم هر دو صورت را ضبط كرده وگويد: كه در يك نسخت باستانى تر، قتلغ خان مسعود چانى هم آمده، كه پسر ملك علاء الدين جانى شهزاده تركستان است، وهمان قتلغ خان نيست، كه مادر سلطان ناصر الدين در حباله اش بود،

[5] مط: توقيعى كرده اند، هراس خوردند

[6] اصل: الوخان

[7] مط: يارگاه

[8] مط: صايب

[9] مط: جد فرمود

[10] مط:

بدان ديار

[11] مط: اتباعى را

[12] مط: رايات،

[13] مط: پيوندد

[14] اين

حجم الخط:
شارك الصفحة
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت