فهرس الكتاب

الصفحة 816 من 964

كه درين كوه پايه جماعت فسده بودند، كه مدام قطع طريق ونهب اموال مسلمانان، وتفرقه رعايا [ذمى] وتاراج ديهاء حوالى هريانه وسوالك وبهيانه از لوازم فساد ايشان بود، وپيش ازين تاريخ بسه سال گلهاى شتر از جمله خدم (و) مخصوصان درگاه الغ خانى عز نصرهم از حوالى ولايت هانسى برده بودند، وسر [آن] مفسدان، شخصى ملكا [1] نام هندوئى متمردى (بود) گبرى چون ديو ستيهنده [2] وعفريت مار زده [3] گله اى شتر (و نفرها) برده بودند، ودرين ميان جمله كوهپايه تا حوالى رن تنبهور [4] در ميان هندوان تفرقه كردند [5] (و) در چنان وقتى كه آن تفرقها كردند، وآن نفرهاء شتر [ان] بردند هنگام لشكر (ى) بود، واهل لشكر ومبارزان حشم الغ خان [6] معظم، به نقل اثقال لشكرى محتاج (بودند) چون آن مفسد اين حركت بكرد [7] بر دل مبارك الغ خان معظم، وسائر ملوك وامرا ومبارزان حشم (اسلام) نصرهم الله حمل تمام آمد، فاما تدارك آن فساد، بواسطه دل نگرانى ودفع لشكر مغل كه بسرحد بلاد اسلام، چنانچه ولايت سند ولوهور، وطرف آب بياه (مى) تاختند، ممكن نبود، تا در [ين] وقت رسل خراسان از طرف عراق از هلاؤ [8] مغل كه پسر تولى [9] (بن) چنگيزخان بود، نزديك حضرت رسيدند [10] فرمان شد، تا آن جماعت رسل را در منزل باروته [11] وحوالى آن توفق فرمودند والغ خان معظم با ملوك ديگر وحشمهاى حضرت، لشكرهاى وملوك ناگاه عزيمت كوهپايه كرد.

[1] در يكى از نسخ مط: ملك

[2] از مصدر ستيهيدن بمعنى نافرمان وستيزنده وسركش وفرياد زننده است (برهان)

[3] كذا في الاصل، مط: وعفريت مارد، آن گلهاى

[4] مط: رنتپور،

[5] مط: كرده

[6] اصل: الوخان

[7] مط: آن متمردان حركت بكردند

[8] مط: عراق نزديك هلاكو مغل.

[9] اصل: توشى، راورتى: هلاو بن تولى

[10] مط: رسيده بودند،

[11] مط: منازل ماروته راورتى: منازل باروته وى گويد: كه در هشت نسخه بانضمام سه نسخه قديم باروته آمده، ودر برخى هم بارونه ودر يكى بارويه آورده اند، ودر حاشيه مط: نارويه، باروته، بارونه است، در پركنه پرواله جائى بنام مراته، وموقع ديگرى باسم ماروت براه مستقيم اچه ودهلى واقع است، كه نميتوان مقصد مؤلف در اين جا باشد، بنابران بروته يا باروته بايد همين سراى باروته باشد، بدو كروهى جنوب شرقى جگديس پور براه دهلى وسونى پت، كه بيست ميل طرف جنوب غربى پايتخت واقعست

حجم الخط:
شارك الصفحة
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت