فهرس الكتاب

الصفحة 817 من 964

روز دوشنبه چهارم ماه صفر سنه ثمان، رايات منصور، خود را (به) طرف كوهپايه كشيد، باول كشش قريب پنجاه كروه منزل كرد، وناگاه بر متمردان كوهپايه بزد، هر چه بر شخها وكوهها ومضايق درهاى عميق ولورهاى شگرف [1] بود (ند) جمله را بدست آورد (ند) بزير شمشير [2] اهل اسلام گذرانيد (ند) ومدت بيست روز در اطراف كوهپايه بهر طرف حركت مى نمود، ومواضع سكونت وديهاى آن كوهيان بر [3] سر كوهاء بلند بود، وعمارتهاى ايشان همه بر شخهاى سنگ، چنانچه گوئى از رفعت با ستارگان همسر، وبا آسمان همعنانند، بفرمان الغ خان [4] معظم تمامت [5] آن موضع را كه در حصانت از سد سكندر حكايت استحكام [6] گفتى، گرفته ونهب [كرده] شد وخلق آن موضع كه هنود [7] سراق وقطاع طريق [8] بودند، جمله بزير تيغ آمدند، وبه حكم فرمان الغ خان دام نافذا، در ميان لشكر وغزات آن بود: كه هر كه سرى بيارد، يك تنگه نقره، وهر كه مرد زنده بيارد، دو تنگه [نقره] از خزانه دار خاص بستاند.

انصار حق بحكم آن فرمان بهمه بلندى ومضايق لورهاء [9] عميق دررفتند، وسر وبرده بدست آوردند، خصوصا جماعت افغانان كه هر يك از ايشان گوئى زنده فيلى است [با] دو غژغا (و) بر كتف نهاده [10] ويا برجى است بر باره براى هيبت بر فراز او بيرق گشاده مبلغ ايشان كه در خدمت ركاب (الغ خانى) مرتب بود، بقدر سه هزار سوار وپياده مردانه ودلير وجانباز، كه هر يك از ايشان صد هندو را در كوه وجنگل بچنگل [11] بگرفتى، وديو را در شب تاريك (بتگ) عاجز آوردى في الجمله جماعت ملوك وامرا واتراك وتاجيكان [12] جلادتى نمودند، كه بر صحايف ايام، ذكر آن مخلد ماند، ودرين مدت كه رايت اسلام در دار هند افراشته شده است، به هيچ وقت لشكر اسلام بدان موضع نرسيده بود، ونهب نكرده، حق تعالى الغ خان معظم را بدولت سلطان

[1] مط: بر شخهاى كوه ومضايق بوره هاى عميق ودره هاى شگرف بودند، ولورهاى متن اصح است كه شرح آن گذشت،

[2] مط: تپخ

[3] اصل: وسر

[4] اصل: الرخان

[5] اصل: تمامت معظم آن

[6] هط: احكام

[7] مط: رنود

[8] مط: طريقات

[9] مط: بورهاى

[10] براى شرح كلمه غژغاو به آخر كتاب رجوع شود (ر: 18)

[11] مط:

بچنگال

[12] مط: وترك تازيكان

حجم الخط:
شارك الصفحة
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت