فهرس الكتاب
- 📄
- 📄
- 📄
- 📄
- 📄
- 📄
- 📄
- 📄
- 📄
- 📄
سلاطين ناصر الدنيا والدين، مسلم وميسر گردانيد، آن هندوى متمرد، كه آن نفرها وشتران [1] برده بود، با پسر [ان] واتباع بدست افتاد [2] وتقدير آسمانى ايشان را در قيد واسير (ى) بندگان الغ خان درآورد وجمله متمردان [3] مفسد، بقدر دويست وپنجاه مرد از معارف آن طايفه در زنجير اسير افتادند وصد وچهل ودو سر اسپ به آخر (اعلى) رسيد، وشست بدره تنگه، كه عدد آن سى هزار تنگه بود، از رانگان موضع جبال ورايات بستد [4] وبخزانه اعلى رسانيد، در مدت بيست روز چند [ين] كار بزرگ بقوت [و] شهامت وفرماندهى الغ خان دام عاليا بر امد، وچهارم ربيع الاول سنه ثمان وخمسين وستمائة، الغ خان معظم (خلدت دولته) [بدولت] به حضرت بازآمد، چتر همايون (سلطنت) وشاه جهان، چون آفتاب خسروان در سايه آن [5] وجمله ملوك (حضرت) [و امرا] وصدور واكابر ومعارف [و] اهل شهر بصحراء حوض رانى [حاضر] آمد [ند] (و از باغ حوض رانى صفها كشيدند، وبر وجه استقبال واعزاز رايات الغ خانى [6] همه بقدم اخلاص بشتافتند، وسلطان السلاطين خلد الله سلطانه [7] بر حوض رانى(بر) مسند اعلى [و] تخت سلطنت بار داد، الغ خان معظم با ملوك لشكر، وامرا همه تشريف الغ خانى [8] پوشيده زمين بوس بارگاه اعلى دريافتند.
چنانچه گوئى از الوان اطلس واكسون [9] والبروز [10] وشسترى [11] وعلمهاى زر كشيده وباولى [12] وچرخ [13] وبغلتاق
[1] مط: كه از نفرها اشتر برده بود
[2] مط: آمد
[3] مط: مهتران
[4] مط: ورايان سنده بخزانه.
[5] مط: در سايه چتر
[6] اصل: آمدند وبندگان الوخانى همه بقدم،
[7] مط: سلطنته
[8] اصل: الوخانى
[9] اكسون بر وزن افسون نوعى از ديبا سياه (برهان)
[10] كذا في الاصل، در مط هم نزديك باين شكل طبع شده كه البرون هم خوانده ميشود، راورتى به ابريشم ترجمه كرده ونمى دانم كه اصل آن چه بوده؟ بوسايل موجوده بحل اين كلمه موفق نشدم، در آئين اكبرى ج 1، س 170 انبرى نوعى از شال ابريشمى است،
[11] شسترى اگر چه اين كلمه در مط (شترى) آمده ولى غلط صريح است، وراورتى كه آنرا به LBrocade يعنى زربفت ترجمه كرده، نيز بيجاست، چه شسترى بضم اول نوعى از ديبارى نفيسى بود، منسوب بشهر شستر، يا ششتر كه مخفف شوشتر است، در نسخه اصل ششتر بدو شين منقوط هم خوانده مى شود، ولى در غياث اللغة شسترى بسين مهمله دوم آمده
[12] مط:
بادلى، ولى باولى منسوب است به باول كه شهرى بود در هند ودر آنجا جامعه ابريشمى خوب مى بافتند، وآنرا باولى مى گفتند (غياث، برهان)
[13] چرخ در اين جا بمعنى نوعى از جامه ابريشمى يا اطلسى است، كه آن را اطلس چرمى نيز نامند. (غياث)