فهرس الكتاب

الصفحة 828 من 964

در طلب اقرار كرد، در حضور شحنگان مغل كه من رسولم وبالا ميروم، چون در حضور جماعت بگفت، ملك عز الدين كشلوخان بلبن (بضرورت دست از مطالعه [1] او بداشت وفرمود كه روان بايد شد، تا ترا بمقصد رسانم حاجب على گفت: مرا فرمان چنان است كه بنزديك سلطان ناصر الدين) روم [2] بضرورت (او را) بدان جانب گسيل كرد [3] چون بخطه بنيان رسيد حديث رسالت او از طرف دهلى در ميان شحنگان مغل وعوام وخواص [4] آن بلاد شايع ومنتشر گشته بود.

بضرورت ملك ناصر الدين قرلغ، او را بطرف عراق وآذربايجان، نزديك هلاو [5] مغل فرستاد، واز خود بىجازت حضرت مكتوبات از زبان مبارك الغ خان معظم [6] در قلم آورد، واندك تحفى [7] با او همراه كرد، ومعتمدان خود را با او روان كرد، چون بحوالى عراق رسيد هلاو [او] را بشهر تبريز [و] آذربايجان دريافت، هلاو او را بسيار اعزاز فرمود [8] وبزرگ داشت، وبر [9] وقتى كه مكتوبات را بر هلاو عرضه خواستند داشت [10] بضرورت از زبان پارسى، بزبان مغلى ترجمه بايست كرد، اسم الغ خان معظم را در مكتوبات ملك نبشتند، كه قاعده تركستان [11] اين است، كه [خان] يك فرمانده [اصل] بيش نباشد، ديگران را همه اسم ملكى باشد، چون مكتوبات [12] بر هلا ومغل خواندند، گفت: نام الغ خان (را) چرا تغيير كرده ايد؟ [13] بايد كه اسم او همچنان خان باشد، چنين اعزاز واكرامى در حق الغ خان معظم واجب داشت.

هر كس از خانان زمين سند وهند، كه به نزديك خا (نا) ن، وفرماندهان مغل رفت هم او را تبديل كردند، واو را ملك گفتند، (مگر) اسم الغ خان معظم را كه [برقرار] اصل مقرر داشتند (و) اين نيز يكى از آثار فضل ربانى است كه دوست ودشمن، ومؤمن وكافر، اسم مبارك او را به بزرگى

[1] كذا شايد مطالبه باشد

[2] كلمات ما بين قوسين در اصل نيست. طابعين مط هم آنرا فقط از يك نسخه خطى نقل كرده اند، ولى فعل روم، ندارند، براى ربط كلام وتكميل مقصد زيادت شده

[3] مط: گردد

[4] مط: وخاص-

[5] مط: هلاو (بلا) مغل؟

[6] اصل: بىجازت حضرت مكتوبات هداؤ در قلم آورد

[7] مط: واندك تحفه باو

[8] مط: كرد

[9] مط: در وقتى كه

[10] مط: عرضه داشت بضرورت،

[11] مط: تركان،

[12] مط: مكتوب

[13] مط: گرده آيد

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت