بگرفت، وبدر بخارا آمد وبگرفت، تركى بود نام او تمرچى چربى [1] مردى بغايت جلد، و (به) مغلى چربى [1] حاجب را گويند، چون بدر سمرقند رسيدند [2] وباول آمدن لشكر مغل كمين ساختند، واهل سمرقند بجنگ بيرون رفتند، چون كمين بكشادند، هزيمت بر لشكر اسلام واهل سمرقند افتاد وبقدر پنجاه هزار مسلمان شهيد شدند، وبعد از آن (قريب) ده روز [يا] چيزى زيادت، بر اطراف مقام كردند ودر سمرقند از جهت سلطان محمد خوارزم شاه شست هزار سوار بود، از ترك، وغورى، وتاجيك، وخلج، وقرلغ. وجمله ملوك غور چنانچه خرزور ملكى، وزنگى (و) حرحم [3] وديگر ملوك غور همه آنجا بودند.
روز عاشورا دهم محرم سنه سبع عشر وستمائة، سمرقند بگرفت، وشهر (را) خراب گردانيد وبسوخت، وبعضى را اسير كرد، واطراف ما وراء النهر وفرغانه تا در بلاساغون، لشكرها نامزد كرد، وشهرها جمله [را] خراب، وخلق را شهيد گردانيد، ودر ضبط اطراف ممالك، افواج مغل فرستاد، وكشلوخان تتار، كه پادشاهزاده قبايل تاتار بود، وگورخان خطا را بگرفت آورده [4] لشكر از عقب او از
[1] اصل: تمرحى خرئى، مط ومب: تموجى جزبى، راورتى: تمرچى جز بى ولى ظاهرا جزبى غلط وچربى صحيح است كه در مغولى حاجب ودربان را مى گفتند، طورى كه شرق شناس معروف بار تولد در كتاب تركستان خود (ص 285 - 286) از كتاب حماسه نامه مغول نقل كرده، چنگيزخان براى اداره امور مملكت ده شغل معين كرده آنرا بده نفر سپرد، كه در ان جمله يك نفر دربان يا حاجب باسم چربى داخل بود، كه اين مامور را باصطلاح عربى حاجب گويند، ودرين كتاب جائى كه اين كلمه آمده تصحيح كرده ام
[2] مط ومب:
بدر سمرقند آمد باول آمدن.
[3] كذا در اصل ومط ومب: ولى راورتى اين نامها را (خرزور ملكى وزنگى خرجم) مى نويسد، وپديد مىيد، كه زنگى وخرجم دو نام نبود، هر چند در نسخ خطى حرحم بجاى حطى آمده، وچنانچه اين نام پيشتر هم درين كتاب مذكور افتاد، وامثال اين كونه نامها مانند خرميل، خرنگ، خرجم در غور زياد بودند، با وجود آنهم در متن صورت مضبوط نسخ خطى گرفته شد، درباره اينگونه نامها مرا شرحيست، كه در آخر كتاب داده مى شود (ر: 39)
[4] كذا در مط ومب، اصل: خطا را بگرفته بود وآورده، لشكر از