اضافيّة. به عبارت ديگر، يكى ذاتيّة وديگرى فعليّة.
اوّل عبارت است از صفاتى كه در مرتبه ذات متحقّق باشند به اين معنى كه با قطع نظر از جميع امور خارجه از مرتبه ذات اتّصاف به آن صفات متحقّق باشد.
دوّم آن است كه در صورت زيادتى صفات، قيام را مدخليّت در اتّصاف است، نه ايجاد واصدار.
اگر چه مصدر آن صفات موصوف، ومبدا آن نعوت حقيقت منعوت باشد. «1» (نفس المصدر/ 233) صفات ثبوتيّة خدا سه قسم است: يكى حقيقيّة محضه، ودوّم حقيقيّة ذات اضافه وسيّم اضافيه محضه ...
امّا صفات ثبوتيّة حقيقيّة محضه آن است كه نه اضافه است در مفهومش ونه ملزوميّة اضافه، چون حيات وعلم ذات به ذات، ومحبّت وعشق ذات به ذات.
امّا حقيقيّة ذات اضافه آن است كه اگر چه اضافه نيست ولى صاحب اضافه است ولازمش اضافتى افتاده، چون قدرت وعلم به غير ذات خود، وارادت ومحبّت به غير ذات خود.
و امّا اضافيّه محضه نفس اضافات است، چون خالقيّت ورازقيّت .... «2» (اسرار الحكم/ 45 و48) - الصّفة النّفسانيّة والمعنويّة.
صفات جلال آن است كه تجليل وتمجيد ذات اقدس به آنها كنند، چون سبّوح قدوس ربّ الملائكة والرّوح.
صفات جمال آن است كه تجمّل وبهاء ذات به آنها است چون علم وارادت وقدرت.»
(أسرار الحكم/ 45)
-صفات الجلال.
(751) الصّفات الحقيقيّة
-الصّفات الإضافيّة.
(752) الصّفة
عرض حالّ في الجوهر لا