فهرس الكتاب

الصفحة 141 من 1009

=أُمُّ العَين-

مردمك چشم؛ بِأُمِّ الْعَينِ أو بِأمِّ عَيْنِهِ»: خود او.

=أُمُّ القُرَى-

مكّه ى معظّمه.

=أُمُّ القِرَى-

آتش.

=أُمُّ قَشْعَم-

[قشعم] : جنگ، بلاى سخت، مرگ،- (ح) : كفتار.

=أَمَا-

حرف تنبيه است كه بعد از آن معمولا سوگند مى خورند مانند «أَمَا و اللّهِ» و گاهى حرف عرض است مانند «أَما تَنْزِلُ بِنَا» آيا نزد ما فرود نمىئى.

=أَمَّا-

حرف شرط و تأكيد است مانند «امّا الّذين آمَنُوا فَيَعْلَمُونَ أَنَّهُ الحَقّ» ، و نيز حرف تفصيل است مانند «أَمّا زيدٌ فَربَح» كه در اينصورت لازم است جواب آن با (فاء) بيايد؛ «أمّا بَعْدُ» : سپس، هم اكنون

إِمَّا-

حرف تفصيل است مانند «انَّا هَدَيْنَاهُ السَّبِيلَ امّا شَاكِرًا و إِمّا كفُورًا» و از معانى آن شك و ترديد يا مُخيّر كردن است مانند «جَاءَ إِمّا زَيْدٌ و إِمّا عَمروٌ» اگر ندانند كداميك از آن دو آمده اند و نيز مانند «تَعَلَّمْ إِمَّا الفقْه و إِمَّا اللُّغَةَ» : بياموز فقه يا زبان و لغت را، كه در واقع مُخير مى كند تو را بين آموختن فقه يا زبان.

=أَمَاتَ-

إِمَاتَةً [موت] هُ: او را نابود كرد، كشت،- الرَّجُلُ: فرزند يا فرزندان آن مرد مردند،- تِ النّاقَةُ او المرأةُ: بچه ى ماده شتر يا آن زن مرد،- القومُ: مرگ و مير در دام و ستور آن قوم افتاد،- نَفْسَهُ: بر نفس خود چيره شد،- غَضَبَهُ: خشم او را فرو نشانيد،- اللّحْمَ: گوشت را خوب و بسيار پخت.

=الإمَاتة-

[موت] : مص،- عِنْدَ المَسِيحيّين: و در نزد مسيحيان بمعناى خوددارى از خوردن بعضى خوراكها و مبارزه ى با نفس و هوا و هوس براى عبادت خداست.

=الأَمَاثِل-

[مثل] : «أَمَاثِلُ القومِ» : نيكان قوم.

=أَمَارَ-

إِمَارَةً [مور] الدمَ: خون به راه انداخت،- السّنَانَ في المَطْعُون: نيزه در بدن طعنه خورده درآويخت و به جلو و عقب رفت،- تِ الرّيحُ الترابَ: باد خاك برانگيخت.

=أَمَارَ-

إِمَارةً [مير] عيالَهُ: براى عيال خود خوراك و غذا آورد،- الدّواءَ و نَحوهُ: دارو و مانند آنرا ذوب كرد،- الصُّوفَ: پشم را از هم گسست،- اوْدَاجَهُ: رگهاى گردن او را بريد.

=الأَمَّار-

م أَمَّارة [أمر] : آنكه بسيار امر كند و دستور دهد، آنكه فتنه و شر برانگيزد،- «النَّفْسُ الأَمَّارَةُ بِالسُّوءِ» : نفس اماره.

=الأَمَارَة-

ج أَمَارَات: علامت، نشانه، «امَاراتُ الفَرح» : نشانه هاى فرح و شادمانى.

=الإِمَارة-

سمت امير يا حاكم، دولت كوچكى كه اميرى در آن حكومت كند.

=أَمَازَ-

إِمَازَةً [ميز] الشي ءَ: آن چيز را بر چيزهاى ديگر ترجيح داد، آن چيز را از چيزى ديگر جدا كرد.

=أَمَاطَ-

إِمَاطَةً [ميط] عن كذا: از آن چيز دور شد و فاصله گرفت،- هُ: او را راند و دور كرد، او را برد،- اللّثَامَ عن الأَمْرِ: به آن امر پى برد و آنرا كشف كرد.

=أَمَاعَ-

إمَاعًا و إِمَاعَةً [ميع] الشي ءَ: آن چيز را روان ساخت.

=أَمَالَ-

إِمَالَةً [مول] هُ: به او مال داد.

=أَمَالَ-

إِمَالَةً [ميل] الشي ءَ: آن چيز را خميده كرد،- يَدَه بِالْفَرَس: زمام اسب را فروهشته كرد و آن را آزاد گذارد تا هر جا كه خواهد برود،- القَارِى ءُ: قارى قرآن در قرائت خود امالة بكار برد،- تِ الْمرأةُ: آن زن نقاب از چهره برافكند.

=الإمَالَة-

[ميل] : مص،- في القراءَةِ: و در خواندن عبارت مايل كردن فتحه به سوى كسره و الف به سوى ياء

الأَمَالِيّ-

[ملو] : جمع (الإِمْلَاء) است، گفتارها و خلاصه ها و نوشته ها

الأَمَام-

[أمّ] : متناقض (الوَرَاء) است بمعناى جلو يا روبرو؛ «امَامَكَ» : كلمه ى تحذير است بمعناى (احْذَرْ) : بر حذر باش؛ «وَقَفَ امَامَه» : با او مقاومت كرد، با او معارضه كرد.

=الإِمَام-

للمذكّر و المؤنّث، ج أَيِمَّة و أَئِمَّة: پيشوا، آنچه كه با آن مثال زنند، راه آشكار، ريسمان بنايى.

=الإمَامة-

امامت، رياست عاليه و پيشوائى

الأَمَامِيّ-

منسوب به (الأَمَام) است؛ «النُّقْطَةُ الأَمَامِيَّة» : نقطه ى روبرو

الأَمَان-

[أمن] : اطمينان، آرامش درون، حمايت؛ «بِأَمانِ اللّهِ» : در پناه خدا.

=الأَمَانة-

ج أَمَانَات: امانت كه متضاد (الخِيَانَة) است، وديعه، آنچه كه خداوند بر بندگان واجب كرده است.

=أَمَانِيت-

(ن) : گونه اى قارچ است كه برخى از آنها مسموم كننده است.

=أَمَاهَ-

إِمَاهَةً [موه] الرجُلَ: به آن مرد آب نوشانيد،- السِّكِّينَ: چاقو را آب داد،- الحوضَ: در آن حوض آب ذخيره كرد،- الدّواةَ: در دوات آب ريخت،- البِئر: چاه را كند تا به آب رسيد،- تِ السّماءُ: آسمان باران بسيار باريد،- تِ الأَرضُ: آب زمين بسيار شد،- الشي ءَ: آن چيز را درهم آميخت،- الشي ءُ: آن چيز با هم آميخته شد.

=أَمْأَى-

إمْآءً [مأي] القومُ: آن قوم يكصد نفر شدند و بر آنها (مُمْؤون) اطلاق مى شود،- القومَ: آن قوم را با خود به يكصد نفر رسانيد.

=الأَمْبِير-

(ف) : آمپر، واحد اندازه گيرى جريان برق،- السَّاعِي (ف) : مقدار برق كه در يك ساعت جريان دارد و مساوى با (3600) كولُمْب

الإِمْبِرْيولُوجيا-

(طب) : اين واژه يونانى است و عربي آن (عِلمُ الأَجِنَّة) است.

=الأَمَة-

ج إمَاء و أَمَوَات و آم [أمو] : كنيز، خدمتگزار زن.

=الأمَّة-

ج أُمَم [أمّ] : ميهن، وطن؛ «هو مِن بَنِي أُمَّتِي» : او هموطن من است؛ «جَمعِيّةُ الأمم»

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت