فهرس الكتاب

الصفحة 812 من 1009

=المِخْبَصَة-

[خبص] : قاشقى كه با آن خرما را با روغن مخلوط كنند.

=المِخْبَط-

ج مَخَابِط [خبط] : چوبى كه با آن برگهاى درخت را قطع كنند، ابزار دستى لباسشو.

=المِخْبَطَة-

ج مَخَابِط [خبط] : مرادف (المِخْبط) است.

=المُخَبَّل-

[خبل] : ديوانه، كسيكه از شدت درد نتواند درست راه رود.

=المَخْبُوط-

[خبط] : كسيكه به زكام مبتلا شده و يا سرما خورده است.

=المَخْبُول-

[خبل] : كسيكه در اثر خوابيدن زياد سست شده باشد.

=المُخَّة-

[مخّ] : يك قطعه مغز استخوان، پاره اى مغز.

=المُخْتَار-

[خير] : جدا شده و پاك شده،- ج مَخَاتير: كدخدا، كسيكه زير نفوذ فرماندار باشد؛ «الْمُخْتَارات» : مجموعه اى از قطعه هاى ادبى، شعرى و نثر.

=المُخْتَالَة-

[خيل] : «السحابة المُخْتالة» : ابرى كه گمان مى رود باران زا باشد.

=المُخْتَبِئ-

[خبأ] : آنكه پنهان شده است.

=المُخْتَبَر-

[خبر] : آزمايشگاه پزشكى.

=المُخْتَرِع-

[خرع] : اولين كسى كه چيزى نو ظهور اختراع مى كند.

=المُخْتَرَق-

[خرق] : راه عبور، گذرگاه، محل وزش باد.

=المُخْتَصّ-

[خصّ] بكذا: ويژه او، شخص با صلاحيت، مسئول؛ «المَقاماتُ المختصَّة» :

مقامات مسئول كشور؛ «الدَّوائِر المُخْتَصة» :

اداره هاى مسئول و با صلاحيت.

=المُخْتَصَر-

[خصر] : موجز و كم و يا كوتاه.

=المُخْتَفِي-

[خفي] : فا، كفن دزد كه قبرها را مى شكافد و كفن مى دزدد.

=المُخْتَلّ-

[خلّ] : كسيكه اختلال عقل دارد.

=المُخْتَلِط-

[خلط] : فا؛ «التّعليم المُخْتلِط» :

آموزش مختلط از زن و مرد.

=المُخْتَلَف-

[خلف] : «مُخْتَلَفٌ فيهِ» : چيزى كه بر سر آن دعوى است و آنرا «مُخْتَلَفٌ عليه» نيز گويند.

=المُخْتَلِف-

[خلف] : متنوع، گوناگون.

=المُخْتَلَق-

[خلق] : مفع، نيكمنش و نيكوكار و بخشنده.

=المُخْتَلِق-

[خلق] : خوش اندام و موزون.

=المُخَتَّم-

[ختم] من الثياب: جامه اى كه پارچه آن بدون رنگ با خطوطى متقاطع و بشكل مربع بافته شده باشد،- مِنَ الْخَيْل:

اسبى كه در پاى آن نشانه اى سفيد رنگ باشد.

=المُخْتَنَق-

[خنق] : تنگه، گردنه و جاده تنگ.

=المَخْتُون-

[ختن] : كودك ختنه شده.

=المُخْجِل-

[خجل] : خجلت آور، ننگين.

=مَخَّخَ-

تَمْخِيخًا [مخّ] العَظْمَ: مغز استخوان را بيرون كشيد.

=المِخَدَّة-

ج مَخَادّ [خدّ] : ابزارى آهنين كه با آن زمين را شيار دهند، بالش رختخواب.

=المُخْدَج-

[خدج] : بچه ستور كه ناقص بدنيا آيد يا قبل از موعد زائيده شود.

=المُخْدِج-

[خدج] من الدواب: ستورى كه بچه خود را ناقص بدنيا آورد يا قبل از موعد بزايد.

=المُخَدِّر-

ج مُخَدِّرات [خدر] : مسكّن، بيهوش كننده، ماده بيهوشى، ماده مخدر.

=المُخَدِّش-

[خدش] (ح) : گربه.

=المُخْدَع-

ج مَخَادِع [خدع] : خلوت خانه، حيات خلوت، گنجه.

=المَخْدَع-

ج مَخَادِع [خدع] : خلوت خانه، حيات خلوت، گنجه.

=المِخْدَع-

ج مَخَادِع [خدع] : خلوت خانه، حيات خلوت، گنجه.

=المُخَدَّع-

[خدع] : آزموده (كسيكه بارها گول خورده و فعلا با تجربه شده است) .

=المُخَدَّم-

[خدم] : جاى خلخال پا، جاى بستن بند شلوار از طرف مچ پا؛ «قومٌ مُخَدَّمون» : جمعى كه خدمتكاران و پيروان زياد داشته باشند.

=المُخَدَّمَة-

[خدم] : مرادف (المُخَدَّم) است و مؤنث مى باشد.

=المَخْدُور-

[خدر] من الهوادج: هودج پوشيده.

=المَخْدُوم-

[خدم] : مفع، مولى،- من الكتب:

كتابى كه مورد عنايت و توجه مردم قرار گرفته و آنرا شرح و تعليق كرده اند.

=المَخْدُومِيَّة-

[خدم] : بمعناى حالت و چگونگى (المَخْدوم) است.

=المَخْذُول-

ج مَخَاذِيل [خذل] : مفع، كسى كه باو يارى نشده است.

=مَخَرَ-

-مَخْرًا و مُخُورًا تِ السفينةُ: كشتى موج شكن براه افتاد،- الأَرْضَ: زمين را براى زراعت شخم زد و يا زمين را آبيارى كرد،- السّابحُ: شناگر با دو دست خود موج آب را شكافت و بعقب راند،- الذئبُ الشاةَ:

گرگ شكم گوسفند را دريد،-- مَخْرًا البَيْتَ: بهترين لوازم و متاع خانه را برگرفت.

=المَخْر-

مص.

=المِخْرَاش-

[خرش] : مرادف (المِخْرش) است و بمعناى چوب سركج مى باشد.

=المُخْرَة-

چيزى كه انتخاب و جدا مى شود.

=المَخْرَة-

اسم مرّه از (مَخَرَ) است، بوى بد دهان، مرادف (الْمُخْرة) است.

=المِخْرَة-

مرادف (الْمُخْرة) است.

=المُخْرَج-

[خرج] : مفع، جاى خروج و بيرون رفتن.

=المُخْرِج-

ج مُخْرِجون [خرج] : كارگردان فيلم سينمائى.

=المَخْرَج-

[خرج] : مص،،- ج مَخَارِج: جاى بيرون رفتن، مخرج غائط،- عِنْد القُرّاءِ و الصَّرفيين: و در نزد فاريان و علماى صرف عبارت است از جاى خروج حرف از دهان؛ «مَخْرجُ الكَسْرِ» عددى است كه بر اجزاء متساوى يك واحد دلالت مى كند، مخرج 3 عبارت است از 4.

=المِخْرَز-

ج مَخَارِز [خرز] : ابزار سوراخ كردن، مته، درفش كفاش.

=المُخَرَّز-

[خرز] من الطيور: پرنده اى كه بر

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت