فهرس الكتاب

الصفحة 759 من 1009

=الكَوْمة-

ج كُوَم و أَكْوام: مرادف (الكُومَة) است.

=الكُومِسْيُون-

(ت) : حق العمل در تجارت، كارمزد- لاتين است.

=الكُومِسْيُونجي-

وارد كننده كالا از خارج كشور (اين كلمه تركى است) .

=كَوَّنَ-

تَكْوِينًا [كون] الشي ءَ: آن چيز را ساخت و ايجاد كرد.

=الكَوْن-

مص، جهان هستى.

=الكُونت-

بمعناى امير و مرد شريف- اين كلمه لاتين است.

=الْكَوْنِيّ-

[كون] : منسوب به (الكَوْن) است.

=الكُونيَاك-

گونه اى نوشابه الكلى كه از مي بدست مىيد.

=كَيْ-

حرف تعليل است و فعل مضارع را منصوب مى كند مانند «جَاء كَي يَسْألَ» ، و بر ماىِ استفهاميه نيز مىيد مانند «كَيْمَ جِئتَ» : يعنى براى چه آمدى، كه در اينجا حرف جر است، و گاهى (هاء) به آن متصل مى شود مانند: «كَيْمَه» همچنان كه گويند «لِمَهْ» يعنى براى چه، و بر سر ماى مصدرى نيز مىيد مانند «يُرجّى الفتى كيما يَضُرُّ وَ يَنْفَعُ» ؛ و بر (أن) مصدرى كه مضمر است نيز مىيد مانند «جِئْتُك كي تُكْرِمَني» كه اغلب بعد از آوردن لام بكار برده مى شود مانند (جِئْتُكَ لِكَي تُكرِمَنِي) بسوى تو آمدم كه مرا اكرام كنى.

=الكَيَّاد-

[كيد] : بسيار حيله گر و فريب دهنده.

=الكِيَاسَة-

[كيس] : مص، دور انديشى و هوشيارى، زيركى.

=الكَيَّال-

[كيل] : آنكه بار را وزن مى كند، قپاندار.

=الكِيَالَة-

كيل كردن، دستمزد كيل كننده، مزد قپاندارى.

=الكِيَان-

[كون] : مص، خوى، سرشت، طبيعت شخص؛ «كِيانُ البلادِ» : موجوديت كشور.

=كَيْتَ-

و كَيْتَ و گاهى با كسره «كَيْتِ و كَيْتِ» تلفظ مى شود و معناى آن كنايه از گفتار و خبر است؛ قال فلان كيتَ و كيتَ» يا «كيتَ كَيْتَ» : فلانى چنان و چنين گفت.

اين تعبير بايد دو بار گفته شود.

=الكَيَّة-

[كوي] : اسم مرة از (كَوى) است، جاى داغ كردن.

=الكَيْثَر-

[كثر] : بسيار.

=الكَيْد-

[كيد] : مص،- ج كِيَاد: مكر، فريب، جنگ، حيله و خدعه.

=الكَيْذُبَان-

[كذب] : بسيار دروغگو، مرادف (الكَذُوب) است.

=الكَيْذَبَان-

[كذب] : بسيار دروغگو، مرادف (الكذُوب) است.

=الكِير-

ج أَكْيَار و كِيَرَة [كير] : دَم آهنگرى.

=كِيرياليسُون-

اين كلمه يونانى است كه از (كِير) به معناى آقا و (ألِيسُون) به معناى رحم كن تركيب شده است.

=كَيَّسَ-

تَكْيِيسًا [كيس] هُ: او را خردمند و دور انديش ساخت، آن چيز را در كيسه نهاد.

=الكَيْس-

[كيس] : مص، خرد و ظرافت و هوشيارى، بخشندگى، دانائى، گروه.

=الكِيس-

[كيس] : دور انديشى و دقت در كارها،- ج أَكْيَاسُ و كِيَسَةٌ: كيسه اى كه در آن پول و يا دانه ها نهند؛ «كِيسُ البَوْغ» و «كيس الغُبيرات» (ز) : كيسه يا غلافى كه زير گُل قرار دارد.

=الكَيِّس-

ج أَكْيَاس و كَيْسَى [كيس] : ظريف، با هوش، خوش فهم و با ادب، و در زبان متداول به آن (كُوَيِّسْ) گويند.

=الكيْسَى-

[كيس] : مؤنث (الأَكْيس) است.

=الكَيِّسَة-

ج كِيَاس [كيس] : مؤنث (الكَيِّس) است.

=كَيَّفَ-

تَكْييفًا [كيف] الشي ءَ: آن چيز را بُريد و چند قسمت كرد، براى چيزى كيفيت معلومى تعيين كرد،- الهواءَ: گرماى هوا را به وسيله كولر يا فن كوئل كم يا زياد كرد،- هُ: به او (كيفَ حالُك) گفت،- هُ عند العامَّه فَكَيَّفَ: او را شاد كرد و شاد شد.

=كَيْفَ-

اسمى است مبهم و مبنى بر فتح كه بيشتر براى پرسش بكار مى رود مانند «كَيْفَ زيدٌ» : زيد چگونه است؟ و گاهى به معناى شرط مىيد كه با ما و يا بدون ما آيد مانند «كَيْفَما تَصْنَع اصنَع» ؛ «كَيفَ لِي بفُلَانِ» كه پاسخ آن «كُلُّ الكَيْفِ» بگونه ى مجرور مانند اسم هاى معرب مىيد و گاهى با فتحه و ابقاء حالت آن مانند «كَيْفَما كانَ الحال» :

يعنى به هر صورت كه باشد آورند.

=الكَيْف-

[كيف] عند الحكماء: يكى از مقولات دهگانه ارسطو است كه بر حالت و هيأت و صفت دلالت دارد مانند سفيدى و سياهى،- عندَ العَامَّة: و در زبان متداول به معناى طبيعت و خوشحالى است.

=الكَيْفِيَّة-

ج كَيْفِيَّات [كيف] : چگونگى، كيفيت؛ «كَيفيَّةُ الْعَملِ» ؛ «كيفيةُ الاستعمال» ؛ «كيفيَّةُ الشَّي ء» : صفت و حالت يا چگونگى چيزى يا كارى است.

=كَيَّلَ-

تَكْيِيلًا [كيل] القَمحَ و غيرَهُ: گندم و جز آن را پيمانه كرد.

=الكَيْل-

[كيل] : مص،- ج أَكْيال: پيمانه كه با آن وزن كنند، آتش كه از فندك پراكنده شود.

=الكَيْلَة-

ج كَيْلَات [كيل] : اسم مرّة از (كال) است، ظرفى كه با آن پيمانه كنند،- في بَرّ الشّام: و در اصطلاح شام عبارت از دو مُدّ است كه هر مُدّ مساوى با 18 ليتر تقريبى مى باشد.

=الكِيلَة-

[كيل] : اسم نوع از (كالَ) است.

=الكِيلُوس-

مايعى است سفيد رنگ كه چكيده غذاهاى هضم شده مى باشد.

=الكِيلُوغرام-

كيلو گرم كه هزار گرم و هر گرم 24/ 1 وقِيّه است- اين كلمه يونانى است.

=الكِيمَاوِي-

منسوب به (الكيميا) است، دانشمند شيمى دان.

=الكِيمَويّ-

منسوب به (الكيميا) است.

=الكِيمِيّ-

منسوب به (الكيميا) است.

=الكِيمِيا-

اكسيرى است كه گويند مواد معدنى را به طلا يا نقره تبديل مى كند و علم

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت