فهرس الكتاب

الصفحة 413 من 1009

=الدَّقْشَة-

(ح) : حشره ايست به رنگ سياه و سفيد و كوچكتر از چلپاسه.

=دَقِعَ-

-دَقَعًا: با زندگى كمى راضى شد، از بى چيزى و بينوائى به خاك نشست، بر اثر فقيرى بدحال شد.

=الدَّقْعَاء-

خاك، زمينى كه در آن گياه نباشد.

=دَقَّقَ-

تَدْقيقًا [دقّ] في الحساب و غيرِهِ:

در حساب دقت و بررسى لازم كرد،- الْبَحْثَ: با دقت بحث كرد،- النظَرَ: بخوبى نگريست، آن چيز را نرم كرد.

=الدَّقَل-

چوب درازى كه در ميان كشتى بندند و بر روى آن بادبان كشند، خرماى نامرغوب و بد.

=الدَّقْن-

مترادف (الذقَن) است بمعناى زنخ. اين واژه در زبان روز متداول است.

=الدَّقِيق-

[دقّ] : آرد،- ج أدقَّة و ادقَّاء: نرم، باريك. ضد (الغليظ) است، كم، امر پوشيده؛ «دَقيقُ الصَّنْع» : خوش ساخت.

=الدَّقِيقة-

ج دَقَائِق [دقّ] : ضد (الغليظة) است، كم، امرى پوشيده، دقيقه كه يك شصتم ساعت است؛ «دَقَائِق الأُمورِ» : دقايق امر، كارهاى درهم پيچيده.

=دَكَّ-

-دَكًّا [دكّ] الحائطَ: ديوار را فرو ريخت و با زمين يكسان كرد،- الأَرضَ:

پستى و بلندى زمين را صاف و هموار كرد،- الترابَ: خاك را كوبيد و هموار كرد،- البِئرَ: چاه را پركرد،- الترابَ على الميّتِ: مرده را دفن و خاك بر آن ريخت،- هُ: او را دور كرد،- تِ الحُمَّى فلانًا: تب فلانى را ناتوان كرد،- الدابَّةَ في السيرِ: ستور را بسيار راند و خسته كرد،- البارودةَ: باروت ساخت و آنرا پر كرد. اين تعبير در زبان روز متداول است.

=دُكَّ-

بيمار شد.

=الدُّكّ-

ج دِكَكَة: كوه پست و كوتاه، تپه ى كوچك.

=الدَّكّ-

مص،- ج دُكُوك: زمين هموار، جاى صاف.

=الدَّكَّاء-

مؤنث (الأَدَكّ) است،- ج

دَكَّاوَات-

: مترادف (الدُّكّ) است.

=الدَّكَّاك-

بسيار كوبنده.

=الدُّكَّان-

ج دكَاكِين، و الكلمة فارسيّة الأصل:

دكان، محل كسب و كار نام ديگر آن (الحَانُوت) است، چيزى مانند نيمكت كه بر آن نشينند.

=الدُّكَّانِيّ-

دارنده ى دكان، دكاندار.

=الدِّكَة-

[ودك] : اسم است از (الوَدَك) .

=الدَّكَّة-

دِكَاك [دك] : ريگ توده ى هموار، دكه ى بلند كه بر روى آن نشينند يا بر روى آن صندلى قرار دهند.

=الدِّكَّة-

اين كلمه تحريف از (التِّكَّة) است بمعناى بند شلوار.

=الدِّكْتَاتور-

ديكتاتور، مستبدي كه حكومت مطلق را در دست گيرد. اين واژه لاتينى است.

=الدِّكْتَاتُورِية-

ديكتاتورى، حكومت استبدادى كه يك فرد در آن حاكم باشد.

اين واژه لاتينى است.

=الدُّكْتُور-

پزشك، آنكه گواهينامه ى دكترا در دست داشته باشد.

=الدُّكْتُورة-

درجه ى آنكه گواهى پايان تحصيل از آموزشگاههاى عالى گرفته باشد،- الفَخْرِيَّة: دكتراى افتخارى.

=الدَّكْتِيلُوغْرافيا-

فن تايپ يا ماشين نويسى.

اين واژه يونانى است.

=الدَّكْسَة-

اسم است از (انْدَكَسَ المَريضُ) بمعناى حال بيمار سخت و بد شد. اين واژه در زبان متداول رايج است.

=الدِّكْش-

ابزار آتش بهم زن تنور و مانند آن. اين واژه در زبان روز متداول است.

=الدُّكُش-

كار بد، امر مكروه. اين واژه در زبان روز متداول است.

=الدَّكْشَاء-

مؤنث (الأَدْكش) است.

=دَكَّكَ-

تَدْكِيكًا [دكّ] الشي ءَ بالشي ءِ: چيزى را با چيزى آميخت،- السَّرَاوِيل: شلوارها را بند انداخت اين تعبير در زبان متداول رايج است.

=الدَّكَك-

اسم است از (الأَدَكّ) .

=دَكَنَ-

-دَكْنًا المتاعَ: متاع را بر روى هم چيد.

=دَكِنَ-

-دَكَنًا: رنگ او به سياهى زد،- الثَوبُ: جامه چرك و رنگ آن تيره شد.

=الدَّكْنَاء-

مؤنث (الأَدْكن) است.

=الدُّكْنَة-

رنگى كه به سياهى متمايل گردد.

=الدَّكُّوشَة-

سبوى كوچك. اين واژه در زبان روز متداول است.

=دَلَّ-

-دَلَالَةً و دُلُولَةً و دِلِّيلَى [دلّ] هُ الى الشي ء و عليه: او را بر آن چيز راهنمائى و هدايت كرد،- دَلًّا و دَلَّالًا و-- دَلَلًا: ناز و كرشمه كرد،- الرجُلُ: آن مرد افتخار و سرافرازى كرد،- تِ المرأةُ على زوجها: آن زن با مهربانى اظهار دليرى بر شوهر خود كرد.

=الدَّلّ-

آرامش و نيك رفتارى.

=دَلَا-

-دَلْوًا [دلو] الدَّلْوَ: دلو را به درون چاه فرو برد، دلو را كشيد تا از چاه بيرون آورد،- بالدَّلْوِ: با سطل آب برداشت يا آبيارى كرد.

=دَلَّى-

تَدْلِيَةً [دلو] الدَّلْوَ: دلو را به چاه فرو برد، دلو را كشيد تا از چاه بيرون آورد،- هُ بِالْحبلِ من السَّطح: آن را از بالاى بام با ريسمان بست و فرو آويخت.

=الدُّلَّى-

[دلّ] : دليل روشن و آشكار.

=الدَّلَاة-

ج دَلًى و دَلَوَات [دلو] : سطل كوچك.

=الدِّلَاص-

نرم و درخشان؛ «دِرْعٌ دلَاصٌ» :

زِره نرم و صاف.

=الدَّلَّاص-

نرم و صاف.

=الدَّلَّاع-

(ح) : گونه اى صدف دريائى.

=الدَّلَاعَة-

زياده روى. در آسان گرفتن و سهل انگارى.

=الدَّلَال-

[دلّ] : مص، وقار، بردبارى، بزرگوارى، ناز و كرشمه.

=الدَّلَّال-

[دلّ] : دلّال، واسطه ى ميان فروشنده و خريدار.

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت