فهرس الكتاب

الصفحة 465 من 1009

=الرَّوْد-

مص، طلب، خواستن؛ «رِيحٌ رَودٌ» :

نَسيم ملايم.

=رَوَّزَ-

تَرْوِيزا [روز] الكلامَ أو الرأيَ: درباره ى سخن يا رأى انديشيد تا درست آنرا ارزيابى كند.

=الرُّوزْنَامة-

تقويم كه در آن روز و ماه و سال و طلوع خورشيد و ماه بيان شود. اين واژه فارسى است.

=الرَّوْزَنة-

ج رَوَازِن [رزن] : روزنه، سوراخ. اين واژه فارسى است.

=الرَّوْسَب-

[رسب] : بلاى سخت.

=الرَّوْسَم-

ج رَوَاسِم [رسم] : نشان و علامت، بلا و سختى، مهر چوبين كه با آن غله را در خرمن مهر كنند تا به سرقت نرود.

=الرَّوْشَم-

[رشم] : مهرى كه با آن غله را در خرمن مهر كنند.

=الرَّوْشَن-

ج رَوَاشِن [رشن] : روزنه- سوراخ.

اين واژه فارسى است.

=رَوَّضَ-

تَرْوِيضًا [روض] المهرَ: كره ى اسب را بسيار پرورش داد. اين واژه مبالغه ى (رَاضَ) است،- الرَّجُلُ: آن مرد در باغ و بوستان اقامت كرد،- المَطَرُ الأَرْضَ: باران زمين را همانند بوستان سبز و خرّم كرد.

=الرَّوْض-

[روض] : زمين سبز و خرم كه در آن گياهان بسيار باشد.

=الرَّوْضَة-

ج رَوْض و رِيَاض و رَوْضات و رِيضان [روض] : زمين سبز و خرم و پر گياه، بازمانده ى آب در حوض؛ «رَوْضَةُ الأَطْفَال» :

كودكستان، مهد كودك؛ «رَوْضاتُ الجناتِ» : بهترين جاى در بهشت.

=رَوعَ-

-رَوَعًا [روع] : شگفت زده شد.

=روَّعَ-

تَرْوِيعًا [روع] هُ: او را ترسانيد بطوريكه ترس در دل او جاى گرفت، او را شگفت زده كرد.

=الرُّوع-

[روع] : دل يا قلب كه به آن ترس راه يابد، خرد؛ «هَدِّئْ او سَكِّنْ رُوعَك» :

آرامش داشته باش و نترس؛ «الْقَى او ادْخَلَ في رُوعِهِ» : او را قانع و خوشنود ساخت؛ «ادْخلَ في رُوعِهِ انْ» : گمان و خيال كرد كه ...

=الرَّوْع-

[روع] : ترس، جنگ.

=الرَّوَع-

[روع] : اسم است از (الأَرْوَع) بمعناى آنكه زيبائى و دلاورى او شگفت آور باشد.

=الرَّوْعَاء-

[روع] : مؤنث (الأَرْوع) است.

=الرَّوْعَة-

[روع] : ترس، بهره اى از زيبائى.

=رَوَّغَ-

تَرْوِيغًا [روغ] اللقمةَ في الدسم: لقمه را با چربى آميخت.

=رَوَّقَ-

تَرْويقًا [روق] الشرابَ: مي را پاك و تصفيه كرد،- المَريضُ: بيمار رو به بهبودى رفت،- بِضَاعَتَهُ: كالاى خود را فروخت و بهتر از آنرا خريدارى كرد،- اللّيلُ: شب تاريكى خود را گسترانيد.

=رُوِّقَ-

البيتُ: براى خانه راهرو يا رواق ساخته شد.

=الرَّوْق-

[روق] : مص،- ج ارْوَاق: دوستى و محبت خالص، مهتر، دلير، باقيمانده ى چيزى، باران، عمر، بدن، جماعت، گروه، شاخ، پوشش، پرده، جاى شكارچى، خيمه،- من المَاءِ و نحوِهِ: آب صاف و زلال،- من الشَّبَابِ: آغاز جوانى،- مِن الْخَيلِ: اسب زيبا و خوش اندام،- مِنْ الْبَيتِ: رواق خانه، پيشگاه خانه،- من اللَيْلِ: پاسى از شب،- مِنَ السَّحَابِ: ابر دايره مانندى بگونه ى رواق خانه يا بارش آن؛ «أَلْقَتِ السَّحَابَةُ ارْوَاقَهَا» : ابر باران خود را پياپى ريخت.

=الرُّوقَة-

[روق] : آنكه بسيار زيبا باشد؛ «غِلْمَان رُوقةٌ» : نوجوانان زيبا، پسران خوبروى. اين واژه در مفرد و جمع و مذكر و مؤنث يكسان بكار مى رود؛ «غُلامُ رُوقَةٌ و جَارِيَةٌ رُوقَةٌ و جَوارٍ رُوقَةٌ» ، بهترين افراد مردم.

=الرَّوْقَة-

[روق] : زيبائي چشمگير.

=رَوَّم-

تَرْوِيمًا [روم] : درنگ كرد،- فُلانًا و بهِ:

او را خواهان فلانى كرد،- رَأْيَهُ: به چيزى پس از چيز ديگرى توجه كرد.

=الرُّوم-

مترادف (الرَّوْم) ،- (ك) :

گونه اى مشروب الكلى است كه از تفاله ى نيشكر و تقطير آن بعمل مىيد، نام فرقه اى از مسيحيان است، نژادى از مردم كه در شمال درياى مديترانه زندگى مى كنند؛ «بَحرُ الرُّوم» : درياى مديترانه كه بران (البَحْرُ الأَبْيَض) نيز اطلاق مى شود.

=الرَّوْم-

[روم] : نرمه ى گوش.

=الرُّومانْسِيَّة-

مترادف (الرَّومَنْطِيقِيَّة) است.

=الرُّومَانِيّ-

نسبت به (روم) است.

=الرُّومَنْطِيقِيَّة-

مكتبى است ادبي كه در آن احساس و خيال بر خرد چيره مى شود و فرد در آن برترى دارد. اين تعبير (فرانسه) است.

=الرُّومِيّ-

واحد (الرُّوم) است.

=الرُّونَة-

[رون] : «رُؤنَةُ الشي ءِ» : سختى و شدت آن چيز.

=الرَّوَنْد-

(ن) : گياهى است سنتى از تيره ى (بَطْبَاطِيَّات) كه داراى برگهاى پهن است و خوردنى است و براى نرمى معده و تقويت آن مورد استفاده قرار مى گيرد. اين واژه فارسى است.

=الرِّوَنْد-

(ن) : مترادف (الرَّوند) است.

=الرَّوْنَق-

[رنق] : نكوئى و زيبائي و درخشندگى.

=رَوِيَ-

-رِيًّا و رَيًّا و رِوًى [روي] من الماء: آب نوشيد و سيراب شد،- الشجَرُ: درخت پرورش يافت و سبز شد.

=الرَّوِيّ-

[روي] : مرد خردمند و خوش اندام، ساقى، نوشنده، حرف قافيه ى شعر، ابر پر باران،- مِنَ الشرْبِ: نوشيدن سيراب كننده؛ «ماءٌ رَوِيٌ» : آبى سيراب كننده.

=الرَّوِيئَة-

[روأ] : انديشيدن و نگريستن در امرى.

=الرَّوِيَّة-

[روي] : مؤنث (الرَّوِيّ) است، انديشيدن و نگريستن در كارها؛ «عَن رويَّة» : با تدبير و بصيرت؛ «عَن غَيرِ رَوِيَّة» :

بدون تدبير و انديشه، نيازمندى، بقيه بدهى و مانند آن.

=الرَّوِيحة-

[روح] : سرور و شادمانى كه پس

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت