فهرس الكتاب

الصفحة 983 من 1009

=هُنَا-

اسم اشاره است براى مكان نزديك و تنبيه قبل از آن آيد مانند (هَهُنا) و به آخر آن كاف خطاب نيز در آيد مانند (هُناكَ) و همچنين لَام بُعد همراه كاف خطاب آيد مانند (هُنَالِكَ)

هُنَّا-

اسم اشاره است براى جاى نزديك؛ «تَنَحَّ هَاهُنَا و هَاهُنَّا يا هَهُنَّا» : كمى دور شو.

=هَنَّا-

مرادف (هُنَّا) است.

=هِنَّا-

مرادف (هُنَّا) است.

=الهِنَاء-

[هنأ] : قَطَران، خوشه خرما.

=الهَنَات-

[هنو] «في فلانٍ هناتٌ» : در فلانى نشانه هائى از شرّ موجود است. اين كلمه درباره خير و نيكى بكار برده نمى شود.

=الهَنَاة-

ج هَنَوَات [هنو] : سختى و بلا.

=الهُنَانَة-

[هنّ] : پيه درون چشم كه زير مردمك قرار دارد.

=هَنَأَ-

-هَنْأً [هنأ] هُ: به او غذا خورانيد،- فلانًا: به او بخشش كرد، او را يارى كرد،- الإِبل: شتران را قطران ماليد،،-- هِنْأً و هَنْأً و هَنَاءً الطعامُ الرجُلَ و للرجُلِ: غذا بر آن مرد گوارا شد،-- هَنْأً هُ بالأَمر: به او (لِيَهْنِئْكَ) مباركباد گفت،- هَنْئًا و هَنَاءَةً الطعامَ: غذا را نيكو آماده كرد.

=هَنِئَ-

-هَنَاءً و هَنْأً بهِ: خوشحال شد،- الطّعامَ: از خوردن غذا لذت برد؛ «اكَلْنَا من هَذا الطّعَام حتى هَنِئْنا مِنهُ» : اين غذا را خورديم تا سير شديم.

=هَنُؤَ-

يَهْنُؤُ هَنَاءَةً و هَنَأَةً و هَنْأً: آن چيز بدون زحمت و مشقت آسان شد.

=هَنَّأَ-

تَهْنِيئًا و تَهْنِئَةً [هنأ] هُ بكذا: به او تبريك و شادباش گفت،- هُ: به او (لِيَهْنِئْكَ) مباركت باشد گفت.

=الهِنْ ء-

[هنأ] : بخشش، قطران ماليدن، قطران، پاسى از شب.

=الهَنَة-

(محذوفة اللام أي إنّ أَصلها هَنَوَةٌ) [هنو] :

مؤنث (الهَن) است؛ ج هَنَات و هَنَوَات.

=هِنْدٌ-

ج هُنُود و هِنْدات: از نامهاى زنان است،- ج أهْنُد و اهْنَاد و هُنُود: اسم است براى شماره يكصد شتر يا بيشتر.

=الهِنْداز-

[هندز] : اندازه و مقياس؛ «اعطاهُ بلا هِنْداز» : بى اندازه به او بخشيد.

=الهِنْدَازَة-

نام ذراع است كه با آن پارچه را ذرع كنند.

=الهِنْدَام-

[هند] : قد و قامت موزون و معتدل.

=الهِنْدَب-

[هندب] (ن) : مرادف (الهِنْدَبَاء) است.

=الهِنْدِبَاء-

[هندب] (ن) : مرادف (الهِنْدَبَاء) است.

=الهِنْدَبَاء-

[هندب] (ن) : گياه كاسنى،- البَرِّيَّة: گونه اى كاسنى كه در پزشكى از آن استفاده نمايند.

=الهِنْدِبَاء-

- [هندب] (ن) : مرادف (الهِنْدَبَاء) است.

=الهِنْدَبَاة-

[هندب] (ن) : واحد (الهِنْدَبَاء) است.

=الهِنْدِبَاة-

[هندب] (ن) : واحد (الهِنْدِباء) است.

=هَنْدَسَ-

هَنْدَسَةً [هندس] مجاري القَنَوَات و الأَبنية و نحوها: مجراى آب و قناة و ساختمان و مانند آنرا مهندسى كرد.

=الهِنْدِس-

[هندس] من الرجال: مرد آزموده و با تجربه در كارها.

=الهَنْدَسَة-

[هندس] : مص، اين كلمه فارسى است و بمعناى (اندازه) و قياس است، علمى است كه درباره اندازه گيرى بحث مى شود.

=هَنْدَمَ-

هَنْدَمَةً [هندم] الشي ءَ: آن چيز را زيبا و استوار ساخت،- العُودَ و غيرَهُ: چوب و جز آن را صاف و استوار نمود.

=الهُنْدُوَانِيّ-

مرادف (الهِنْدُوَانِيُّ) است.

=الهِنْدُوَانِيّ-

منسوب به كشور هند.

=الهُنْدُوس-

ج هَنَادِسَة [هندس] : «هُنْدُوسُ الأَمرِ» : داناى به امر يا موضوع.

=الهِنْدِيّ-

ج هُنُود: منسوب به كشور هند است؛ «الهُنُود» : نام مردم اصلى امريكاست.

=الهِنْو-

[هنو] : بمعناى وقت و زمان است.

=الهُنُوف-

خنده بيش از لبخند.

=الهَنِيّ-

[هنأ] : مرادف (الهَنِي ء) است.

=الهُنَىّ-

[هنو] اسم مصغر (هَنُ) است.

=الهَنِي ء-

[هنأ] : گوارا، آنچه كه بدون زحمت بدست آيد؛ «اكَلْتُهُ هَنِيئا مريئًا» :

آنرا بدون مشقت خوردم؛ «هَنيئًا لَكَ» : نوش جانت باد.

=الهُنَيَّة-

[هنو] : اسم مصغر (هَنَة) است.

=هُنَيْدَة-

ج أَهْنُد و أَهْنَاد و هُنُود: اسم است براى يكصد شتر يا بيشتر.

=الهُنَيْهَة-

[هنو] : اسم مصغر (هَنَة) است؛ «مَكَثَ هُنَيْهَةً» : لحظه اى ماند.

=هَهْ-

اسم صوت است براى تهديد و تذكر.

=هُوَ-

ج هُمْ: ضمير منفصل مفرد مذكر غائب. مثناى آن (هُمَا) است. سكون هاء جايز است هر گاه بعد از واو يا فاء بيايد مانند «وَهْوَ، فَهْو» و همچنين قبل از آن لام مىيد مانند «انَّ هذا لَهْوَ الحقُّ» و گاهى هاء بعد از همزه استفهام در شعر مىيد.

=الهَوّ-

[هوّ] : جهت و جانب، كرانه، دريچه.

=هَوَى-

-هُوِيًّا [هوي] تِ العُقابُ: عقاب بر شكار و جز آن فرود آمد،- تْ يدي لهُ: دستم بر او دراز و بلند شد،- تِ الريحُ: باد وزيد،- تِ النّاقةُ بِرَاكِبها: ماده شتر سوار خود را با شتاب برد،- في السّير: رفت،- في الأرض: در زمين به سير پرداخت،- الرّجُلُ: آن مرد مُرد،،- تِ الطّعنةُ: زخم نيزه دهانه باز كرد،- هُوَّةً الجبلَ: از كوه بالا رفت،- هَويًّا و هُوِيًّا و هَوَيانًا الشي ءُ: آن چيز از بالا بزير افتاد،- تِ الأم: مادر مرد يا فرزند مرده شد.

=الهَوَى-

[هوي] : مص،- ج أَهْوَاء: عشق و محبت چه در امر خير و چه در شر، خواهش نفس و ميل به لذت و شهوت؛ «يتَصرَّفُ على هَوَاه» : هر چه كه بخواهد انجام مى دهد، آنكه شهوت ران چه از راه نيكو و چه از راه بد باشد. و بيشتر بر راه بد اطلاق مى شود.

=الهَوَاء-

ج أَهْوِيَة [هوي] : هوا، فضا، هر چيز

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت