اسم اشاره است براى مكان نزديك و تنبيه قبل از آن آيد مانند (هَهُنا) و به آخر آن كاف خطاب نيز در آيد مانند (هُناكَ) و همچنين لَام بُعد همراه كاف خطاب آيد مانند (هُنَالِكَ)
هُنَّا-
اسم اشاره است براى جاى نزديك؛ «تَنَحَّ هَاهُنَا و هَاهُنَّا يا هَهُنَّا» : كمى دور شو.
مرادف (هُنَّا) است.
مرادف (هُنَّا) است.
=الهِنَاء-
[هنأ] : قَطَران، خوشه خرما.
=الهَنَات-
[هنو] :؛ «في فلانٍ هناتٌ» : در فلانى نشانه هائى از شرّ موجود است. اين كلمه درباره خير و نيكى بكار برده نمى شود.
=الهَنَاة-
ج هَنَوَات [هنو] : سختى و بلا.
=الهُنَانَة-
[هنّ] : پيه درون چشم كه زير مردمك قرار دارد.
=هَنَأَ-
-هَنْأً [هنأ] هُ: به او غذا خورانيد،- فلانًا: به او بخشش كرد، او را يارى كرد،- الإِبل: شتران را قطران ماليد،،-- هِنْأً و هَنْأً و هَنَاءً الطعامُ الرجُلَ و للرجُلِ: غذا بر آن مرد گوارا شد،-- هَنْأً هُ بالأَمر: به او (لِيَهْنِئْكَ) مباركباد گفت،- هَنْئًا و هَنَاءَةً الطعامَ: غذا را نيكو آماده كرد.
=هَنِئَ-
-هَنَاءً و هَنْأً بهِ: خوشحال شد،- الطّعامَ: از خوردن غذا لذت برد؛ «اكَلْنَا من هَذا الطّعَام حتى هَنِئْنا مِنهُ» : اين غذا را خورديم تا سير شديم.
=هَنُؤَ-
يَهْنُؤُ هَنَاءَةً و هَنَأَةً و هَنْأً: آن چيز بدون زحمت و مشقت آسان شد.
=هَنَّأَ-
تَهْنِيئًا و تَهْنِئَةً [هنأ] هُ بكذا: به او تبريك و شادباش گفت،- هُ: به او (لِيَهْنِئْكَ) مباركت باشد گفت.
=الهِنْ ء-
[هنأ] : بخشش، قطران ماليدن، قطران، پاسى از شب.
=الهَنَة-
(محذوفة اللام أي إنّ أَصلها هَنَوَةٌ) [هنو] :
مؤنث (الهَن) است؛ ج هَنَات و هَنَوَات.
=هِنْدٌ-
ج هُنُود و هِنْدات: از نامهاى زنان است،- ج أهْنُد و اهْنَاد و هُنُود: اسم است براى شماره يكصد شتر يا بيشتر.
=الهِنْداز-
[هندز] : اندازه و مقياس؛ «اعطاهُ بلا هِنْداز» : بى اندازه به او بخشيد.
=الهِنْدَازَة-
نام ذراع است كه با آن پارچه را ذرع كنند.
=الهِنْدَام-
[هند] : قد و قامت موزون و معتدل.
=الهِنْدَب-
[هندب] (ن) : مرادف (الهِنْدَبَاء) است.
=الهِنْدِبَاء-
[هندب] (ن) : مرادف (الهِنْدَبَاء) است.
=الهِنْدَبَاء-
[هندب] (ن) : گياه كاسنى،- البَرِّيَّة: گونه اى كاسنى كه در پزشكى از آن استفاده نمايند.
=الهِنْدِبَاء-
- [هندب] (ن) : مرادف (الهِنْدَبَاء) است.
=الهِنْدَبَاة-
[هندب] (ن) : واحد (الهِنْدَبَاء) است.
=الهِنْدِبَاة-
[هندب] (ن) : واحد (الهِنْدِباء) است.
=هَنْدَسَ-
هَنْدَسَةً [هندس] مجاري القَنَوَات و الأَبنية و نحوها: مجراى آب و قناة و ساختمان و مانند آنرا مهندسى كرد.
=الهِنْدِس-
[هندس] من الرجال: مرد آزموده و با تجربه در كارها.
=الهَنْدَسَة-
[هندس] : مص، اين كلمه فارسى است و بمعناى (اندازه) و قياس است، علمى است كه درباره اندازه گيرى بحث مى شود.
=هَنْدَمَ-
هَنْدَمَةً [هندم] الشي ءَ: آن چيز را زيبا و استوار ساخت،- العُودَ و غيرَهُ: چوب و جز آن را صاف و استوار نمود.
=الهُنْدُوَانِيّ-
مرادف (الهِنْدُوَانِيُّ) است.
=الهِنْدُوَانِيّ-
منسوب به كشور هند.
=الهُنْدُوس-
ج هَنَادِسَة [هندس] : «هُنْدُوسُ الأَمرِ» : داناى به امر يا موضوع.
=الهِنْدِيّ-
ج هُنُود: منسوب به كشور هند است؛ «الهُنُود» : نام مردم اصلى امريكاست.
=الهِنْو-
[هنو] : بمعناى وقت و زمان است.
=الهُنُوف-
خنده بيش از لبخند.
=الهَنِيّ-
[هنأ] : مرادف (الهَنِي ء) است.
=الهُنَىّ-
[هنو] اسم مصغر (هَنُ) است.
=الهَنِي ء-
[هنأ] : گوارا، آنچه كه بدون زحمت بدست آيد؛ «اكَلْتُهُ هَنِيئا مريئًا» :
آنرا بدون مشقت خوردم؛ «هَنيئًا لَكَ» : نوش جانت باد.
=الهُنَيَّة-
[هنو] : اسم مصغر (هَنَة) است.
=هُنَيْدَة-
ج أَهْنُد و أَهْنَاد و هُنُود: اسم است براى يكصد شتر يا بيشتر.
=الهُنَيْهَة-
[هنو] : اسم مصغر (هَنَة) است؛ «مَكَثَ هُنَيْهَةً» : لحظه اى ماند.
=هَهْ-
اسم صوت است براى تهديد و تذكر.
=هُوَ-
ج هُمْ: ضمير منفصل مفرد مذكر غائب. مثناى آن (هُمَا) است. سكون هاء جايز است هر گاه بعد از واو يا فاء بيايد مانند «وَهْوَ، فَهْو» و همچنين قبل از آن لام مىيد مانند «انَّ هذا لَهْوَ الحقُّ» و گاهى هاء بعد از همزه استفهام در شعر مىيد.
=الهَوّ-
[هوّ] : جهت و جانب، كرانه، دريچه.
=هَوَى-
-هُوِيًّا [هوي] تِ العُقابُ: عقاب بر شكار و جز آن فرود آمد،- تْ يدي لهُ: دستم بر او دراز و بلند شد،- تِ الريحُ: باد وزيد،- تِ النّاقةُ بِرَاكِبها: ماده شتر سوار خود را با شتاب برد،- في السّير: رفت،- في الأرض: در زمين به سير پرداخت،- الرّجُلُ: آن مرد مُرد،،- تِ الطّعنةُ: زخم نيزه دهانه باز كرد،- هُوَّةً الجبلَ: از كوه بالا رفت،- هَويًّا و هُوِيًّا و هَوَيانًا الشي ءُ: آن چيز از بالا بزير افتاد،- تِ الأم: مادر مرد يا فرزند مرده شد.
=الهَوَى-
[هوي] : مص،- ج أَهْوَاء: عشق و محبت چه در امر خير و چه در شر، خواهش نفس و ميل به لذت و شهوت؛ «يتَصرَّفُ على هَوَاه» : هر چه كه بخواهد انجام مى دهد، آنكه شهوت ران چه از راه نيكو و چه از راه بد باشد. و بيشتر بر راه بد اطلاق مى شود.
=الهَوَاء-
ج أَهْوِيَة [هوي] : هوا، فضا، هر چيز