فهرس الكتاب

الصفحة 804 من 1009

خوردن نترسد.

=المُجَلَّد-

[جلد] : «مُجَلَّدُ الكُتُبِ» : صحّاف.

=المِجْلَدة-

[جلد] : تازيانه، شلاق.

المَجْلِس

ج مَجَالِس [جلس] : محلّ نشستن، مردم نشسته، جايگاه قاضى يا دادگاه، و در نزد دروزيان محل عبادت است،- النِّيابِىّ: پارلمان، مجلس شورى؛ «مَجْلِسُ الأُمَّة» : مجلس شوراى ملى؛ «الْمَجْلِسُ التأسيسى» : مجلس مؤسسان؛ «مَجْلِسُ الأَمْن» :

شوراى امنيت سازمان ملل؛ «مَجْلِسُ الحرب» : شوراى عالى دفاع؛ «مَجْلِسُ الإدارة» : شوراى ادارى؛ «الْمَجْلِس التَّأْديبيّ» : دادگاه ادارى، «فى مَجْلِسِهِ» : در حضور او.

=المُجَلَّف-

[جلف] : چيزى كه از اطراف آن گرفته شده باشد، باقيمانده چيزى.

=المُجَلَّل-

[جلّ] : فا؛ «سحابٌ مُجَلَّل» : ابرى كه بر همه جا ببارد،؛ «امْرٌ مُجَلَّل» : موضوع عمومى.

=المَجْلُوّ-

[جلو] : ديدني.

=المَجْلُود-

[جلد] : «مَكانٌ مَجْلودٌ» : يخبندان.

=المُجَلِّي-

[جلي] : كسى كه در پيشاپيش به ميدان جنگ مى رود.

=المَجَمّ-

[جمّ] : سينه.

=المُجْمَر-

[جمر] من الحوافِر: سمّ سفت، سمّ سخت.

=المُجْمِر-

[جمر] : من الحوافِر: مرادف (الْمُجْمَر) .

=المِجْمَر-

ج مَجَامِر [جمر] : آتش دان، بخوردان.

=المِجْمَرَة-

ج مَجَامِر [جمر] : آنچه كه در آن آتش قرار دهند، آتشدان.

=المُجْمَع-

[جمع] من الأُمورِ: چيزى كه بر آن اتفاق نظر شده باشد، آنچه كه رأى بر آن صادر شده است. كار قطعى و حتمى.

=المُجْمِع-

[جمع] من الأُمور: كارى كه درباره آن اتفاق نظر باشد.

=المَجْمَع-

ج مَجَامِع [جمع] : محل اجتماع، سازمان، اجتماع اسقفان براى بررسى مسائل مذهبى، جعبه گِرد،- العلميّ:

فرهنگستان.

=المُجَمَّم-

[جمّ] : كسيكه داراى موى سر انبوه است.

=المُجَمْهَرَات-

[جمهر] : هفت قصيده از اشعار دوره جاهليت مربوط به طبقه دوم شاعران بعد از معلّقات است.

=المَجْمُوع-

ج مَجَامِيع [جمع] : مفع، هر مجموعه اى اعم از اشياء يا اشعار يا داستان، و در نزد نحويان بر جمع اطلاق مى شود، مبلغ و كميت، آنچه كه كليات چيزى را داشته باشد؛ «مجموع أراضي القُطْر» سرزمين كشور.

=المَجْمُوعة-

[جمع] : گروه از هر چيزى، جمع چيزهاى متجانس با هم، مجموعه.

=مَجَنَ-

مُجُونًا الشي ءُ: غليظ و سفت شد،- مُجُونًا و مُجْنًا و مَجَانَةً»: شوخى و بيحيائى كرد.

=المِجَنّ-

ج مَجَانّ [جنّ] : سپر، آنچه كه شخص را از آسيب حفظ كند؛ «قَلَبَ لهُ ظَهْرَ المِجَنّ» : دوستى را به دشمنى تبديل نمود.

=المَجْنَى-

[جني] : مصدر است،- ج مَجَان: درختى كه از آن ميوه چينند، جاى چيدن و برداشت ميوه.

=المِجْنَب-

[جنب] : پوشش، سپر.

=المُجَنَّب-

[جنب] : «بعيرٌ مُجَنَّبٌ» : شتريكه شتربان آنرا در كنار خود راه برد.

=المُجَنَّبَة-

[جنب] : پيشاپيش،- (ا ع) :

گروه سربازان كه به آنها مسئوليت حمايت يكى از دو جانب (ميمنه و ميسره) لشكر را بدهند.

=المُجَنَّبَتَانِ-

[جنب] من الجيش (ا ع) : طرف راست و چپ لشكر (ميمنه و ميسره) .

=المَجَنَّة-

[جنّ] : ديوانگى؛ «به مَجَنَّةٌ» : در او ديوانگى است، پناهگاه، زمينى كه در آن جنّ وجود داشته باشد.

=المِجَنَّة-

ج مَجَانّ [جنّ] : مرادف (المِجَنّ) است.

=المُجَنَّح-

[جنح] : بالدار.

=المَجْنُوب-

[جنب] : مفع، بيمار مبتلا به ذات الجنب؛ «بعيرٌ مَجْنُوبٌ» : شترى كه شتربانش آنرا در كنار خود مى راند.

=المَجْنُون-

ج مَجَانِين [جنّ] : ديوانه.

=المِجْهَار-

[جهر] : مرادف (الْمُجْهِر) و بمعناى (ميكروسكوپ) مى باشد، كسيكه با صداى بلند همواره تكلم مى كند.

=المِجْهَاض-

ج مجاهيض [جهض] من الإناث:

زن يا ماده اى كه بچه ناتمام بيفكند.

=المُجْهِر-

[جهر] : ميكروسكوپ،- الكهربائيّ: ميكروسكوپ برقى.

=المِجْهَر-

[جهر] : آنكه سخن گفتن با صداى بلند عادت اوست.

=المُجْهِز-

[جهز] : «موت مُجْهِزٌ» : مرگ شتابان.

=المُجْهَض-

[جهض] : بچه سِقط شده.

=المَجْهَل-

ج مَجَاهِل [جهل] : بيابان خشك و بى آب و ناشناخته.

=المَجْهَلَة-

[جهل] : آنچه كه انسان را بر جهالت وادار مى كند.

=المَجْهُود-

[جهد] : قدرت و توانائى؛ «بَذَل مَجْهُودَهُ» : توانائى خود را بكار برد.

=المَجْهُول-

[جهل] : مفع،،- من الأفعال:

فعلهاى مجهول.

=المِجْوَاب-

[جوب] : ابزار بريدن چيزى (گزن) .

=المِجْوَاد-

[جود] : «كاتبٌ أو شاعرٌ مِجْوَادٌ» :

نويسنده و يا شاعرى كه بسيار شعرها و نثر خوب مىورد.

=المِجْوَب-

[جوب] : سپر.

=المُجَوَّر-

[جور] : مُقَعَّر.

=المِجْوَز-

[جوز] (مو) : دستگاه موسيقى است داراى دوني سوراخ شده كه در آن مى دمند (دوناى) .

=المَجْوَعَة-

ج مَجَاوِع [جوع] من الأَعوام: سال قحطى.

=المَجُوس-

[مجس] : زردشتيان.

=المَجُوسيّ-

زردشتى.

=المَجُوسِيَّة-

دين زردشت.

=المَجُوف-

[جوف] : مرد شكم گنده، «رَجُلٌ

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت