فهرس الكتاب

الصفحة 234 من 1009

چند گروه شدند.

=تَخَدَّرَ-

تَخَدُّرًا [خدر] : پنهان شد.

=تَخَدَّعَ-

تَخَدُّعًا [خدع] هُ: او را فريب داد،- لهُ: با تكلف خدعه و نيرنگ زد.

=التَّخْدِير-

[خدر] : مص،- (طب) : بيهوش كردن جسم بيمار يا عضوى از اعضاى آن موقتًا با داروهاى بيهوش كننده.

=تَخِذَ-

تَخَذًا [تخذ] هُ: آنرا گرفت،- تَخْذًا فلانًا صديقًا له: فلانى را دوست خود گرفت.

=تَخَرَّبَ-

تَخَرُّبًا [خرب] الدودُ الشجرةَ: كرم درخت را سوراخ كرد.

=تَخَرَّجَ-

تَخَرُّجًا [خرج] من: در كانون يا دانشگاهى تحصيلات خود را بپايان رسانيد،- في: تحصيلات خود را در رشته ى پزشكى يا مهندسى يا حقوق پايان داد.

=تَخَرَّسَ-

تَخَرُّسًا [خرس] تِ النُّفَساءُ: زن زائو غذاى ويژه ى خود را خورد.

=التَّخْرِسَة-

[خرس] : مترادف (الخُرْسة) است.

=تَخَرَّصَ-

تَخَرُّصًا [خرص] : در سبد خود آنچه را كه خواست نهاد،- عليهِ: بر او افترا و دروغ بست.

=تَخَرَّطَ-

تَخَرُّطًا [خرط] في الأمور: با تهور و نادانى مبادرت به آن كارها كرد.

=تَخَرَّقَ-

تَخَرُّقًا [خرق] : پاره شد،- تِ الريحُ:

وزش باد سخت شد،- في الكَرَمِ:

بخشندگى بسيار كرد،- الكذبَ: دروغ بافت.

=تَخَرَّمَ-

تَخَرُّمًا [خرم] : آن چيز شكاف برداشت،- هُ: آنرا نابود كرد و از بيخ بركند،- هُ الموتُ: مرگ او را فرا گرفت.

=التُّخْرُوب-

[خرب] : واحد (التخَارِيب) است.

=التَّخْرِيب-

ج تَخْرِيبات [خرب] : خراب كردن، ويران نمودن، خرابكارى.

=تَخَزَّلَ-

تَخَزُّلًا [خزل] : بريده شد، سنگين راه رفت،- السّحابُ: ابر سنگين حركت مى كرد.

=تَخَزَّمَ-

تَخَزُّمًا [خزم] الشوكُ في رِجْلهِ: خار در پاى او فرو رفت.

=تَخَشَّى-

تَخَشِّيًا [خشي] هُ: از او ترسيد.

=تَخَشَّبَ-

تَخَشُّبًا [خشب] : ستور گياه خشك را چريد،- السيْفَ: شمشير را بسان چوب برداشت.

=تَخَشْخَشَ-

تَخَشْخُشًا [خشخش] : صدا درآورد.

=تَخَشَّعَ-

تَخَشُّعًا [خشع] : فروتنى كرد، با تكلف فروتنى كرد.

=تَخَشَّنَ-

تَخَشُّنًا [خشن] : خشونت وى بسيار شد، زندگى خشن كرد، جامه ى زبر پوشيد.

=التَّخْشِيبَة-

[خشب] : كوخ چوبى.

=تَخَصَّرَ-

تَخَصُّرًا [خصر] : دست خود را بر روى پهلو گذارد،- بالمِخْصَرَة: عصا بدست گرفت.

=تَخَصَّصَ-

تَخَصُّصًا [خصّ] الرجُلُ: آن مرد از جمله ى خواصّ شد،- بالشّي ءِ: در آن چيز بى همتا شد،- ب أوفى: در رشته اى از دانش يا هنر متخصص شد.

=التَّخْصِيص-

[خصّ] مص، تعيين، امتياز دادن، اختصاص دادن؛ «على وَجه التَّخْصِيص» : بويژه، بنا بر ويژگى.

=التَّخْصِيصَات-

كمكها و همياريها، اعتبارات پولى.

=تَخَضَّبَ-

تَخَصُّبًا [خضب] بالحنَّاء: با حنا خضاب كرد، رنگ حنا بخود گرفت.

=تَخَضَّدَ-

تَخَضُّدًا [خضد] العودُ: چوب شكست.

=تَخَضَّعَ-

تَخَضُّعًا [خضع] : با تكلف فروتنى كرد.

=تَخَطَّى-

تَخَطِّيًا [خطو] هُ الى كذا: بر او سبقت گرفت و از وى گذشت.

=تَخَطَّأَ-

تَخَطُّؤًا [خطأ] : خطا كرد،- لهُ في الْمَسْأَلةِ و بها: از او خواست تا خطاى او را بدست آورد،- هُ: او را به خطا افكند،- السَّهْمُ الرَّمِيَّةَ: تير از شكار گذشت و به آن نخورد.

=تَخَطَّفَ-

تَخَطُّفًا [خطف] الشي ءَ: آن چيز را ربود، آن چيز را به سوى خود كشيد و بركند.

=التَّخْطِيط-

[خطّ] : مص، تعيين مرزها، وضع پروژه هاى عمرانى و آبادى براى راهها و شهرها.

=تَخَفَّى-

تَخَفِّيًا [خفي] : پنهان شد و گريخت،- الوالي: حاكم يا امير با تغيير شكل و قيافه شبانه به گشت در شهر پرداخت تا از حال مردم آگاه باشد.

=تَخَفَّرَ-

تَخَفُّرًا [خفر] بهِ: از فلانى پناه خواست، او را پناه داد، از او خواست تا نگهبان و پاسدار او باشد،- تِ الجاريةُ: آن زن بسيار شرمگين شد.

=تَخَفَّضَ-

تَخَفُّضًا [خفض] الأمرُ: آن كار سبك شد.

=تَخَفَّفَ-

تَخَفُّفًا: شتاب كرد، كفش پوشيد.

=التَّخْفِيف-

[خفّ] : مص؛ «ظُروفُ التَّخْفِيفِ» : موارد تخفيف كيفر در دادگاه.

=تَخَلَّى-

تَخَلِّيًا [خلو] : به تنهائى خلوت گرفت، براى آن فرصت يافت،- منهُ و عنهُ:

او را رها كرد.

=تَخَلْخَلَ-

تَخَلْخُلًا [خلخل] الشي ءُ: اجزاى آن چيز بهم پيوسته نشد و فراخ در آن ايجاد گرديد،- من مكانهِ: از جاى خود جنبيد و برخاست،- تِ المرأةُ: آن زن خلخال به پاى كرد،- الثوبُ: جامه كهنه و نازك شد.

=تَخَلَّجَ-

تَخَلُّجًا [خلج] : تكان خورد و به راست و چپ متمايل شد، تكان خورد و سرگردان شد،- الشي ءَ: آن چيز را كشيد و بركند.

=تَخَلَّصَ-

تَخَلُّصًا [خلص] منهُ: از او رهائى يافت، جدا و تنها شد،- من كذا الى كذا: از كارى به كارى ديگر پرداخت.

=تَخَلَّعَ-

تَخَلُّعًا [خلع] في المشي: در راه رفتن پاها را از هم جدا داشت،- في الشَّراب: به نوشيدن مى خوى گرفت.

=تَخَلَّفَ-

تَخَلُّفًا [خلف] القومَ: از آن قوم سبقت گرفت و آنها را پشت سر خود گذاشت،- عنهم: از آنها عقب افتاد؛ «تخلّف عن المجي ءِ» : حاضر نشد؛ «تَخَلَّفَ

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت