فهرس الكتاب

الصفحة 622 من 1009

ميهمانى دادن بافتخار چيزى يا مناسبتى.

=عَرَّ-

-عَرًّا [عرّ] الجملُ: شتر به بيمارى گرى دچار شد،- عِرَارًا الظَّلِيم: شتر مرغ بانگ زد.

=عُرَّ-

[عرّ] الجَمَلُ: به معناى (عَرَّ) است.

=العُرّ-

[عرّ] : جوان، گرى، فضله پرنده.

=العَرّ-

[عرّ] : گرى، گر «جَمَلُ عَرُّ» : شتر گر، عيب، بدى، كودك كه زودتر از معمول از شير گرفته شده باشد.

=عَرَا-

-عَرْوًا [عرو] فلانًا أَمرٌ: پيشامدى براى فلانى اتفاق افتاد،- القميصَ: براى جامه دگمه دوخت.

=عَرَى-

-عَرْيًا [عري] هُ الأَمرُ: آن امر او را فرا گرفت.

=و عَرَّى-

تَعْرِيَةً [عرو] و [عري] الشي ءَ كالقميص و نحوه: براى جامه دگمه دوخت.

=عَرَّى-

تَعْرِيةً [عري] الرجُلَ: او را ناديده گرفت و رها كرد،- الرَّجُلَ الثَّوبَ و مِنَ الثَّوب:

لباس آن مرد را درآورد،- هُ مِنَ الأَمر: او را از آن كار رهائى بخشيد.

=العُرَى-

[عرو] : جمع (العُروة) است؛ «عُرَى الصّداقَةِ» : روابط دوستى؛ «الْقَى اليهِ العُرى» :

كارها را بدست او سپرد، اختيارات به او داد.

=العَرَى-

[عري] : ناحيه، ميدان، سرما.

=العَرَاء-

ج أَعْرَاء [عري] : فضاى باز و بدون پوشش.

=العَرَّاء-

[عرّ] : مؤنث (الأَعَرّ) است، كنيز.

=العَرَّاب-

عند النصارى: از گردانندگان كليسا و كفيل معتمد (اين كلمه سريانى است) .

=العَرَّابَة-

مؤنّث (العَرَّاب) است.

=العَرَّادَة-

ج عَرَّادَات: از وسايل جنگى كه با آن سنگ پرتاب مى كردند،- عِنْدَ العامّة:

پاره اى ذغال كه از آن دود خارج شود و نيمسوخته باشد.

=العَرَار-

[عرّ] : گياهى است نرم و داراى گلهاى ريز و زرد رنگ و خوشبو، بهار دشتى زرد رنگ.

=العَرَارَة-

[عرّ] : واحد (العَرَار) است.

=العُرَاض-

مترادف (العَرِيض) است.

=العِرَاضِ-

ج عُرْض: ناحيه و جاى.

=العُرَاضَة-

آتش بازى در مناسبات و اعياد، سوغاتى سفر كه مسافر با خود آورد.

=العَرَّاف-

ستاره شناسى و فالگير، پزشك.

=العِرَافَة-

ستاره شناسى و فالگيرى.

=العُرَاق-

استخوانى كه گوشت آن خورده شده باشد، باران بسيار.

=العِرَاق-

ج أَعْرِقَة و عُرْق و عُرُق: درون و لاىِ پر، ساحل دريا،- مِنَ النَّهر- كنار رودخانه، مِنَ الدَّار: حياط خانه،- مِنَ الظِّفْر: اطراف ناخن،- مِنَ الأُذُن: اطراف گوش.

=العِرَاقَان-

دو شهر كوفه و بصرة.

=العُرَاقَة-

باران بسيار.

=العَرَاقَة-

رسوخ و نفوذ سخت، خانواده اصيل و قديمى، (عَرَاقَةٌ في النَّسَبِ) : بزرگى و شرافت خانوادگى.

=العَرَاقِيل-

[عرقل] : مشكلات و سختيها، (عَرَاقِيلُ الأُمورِ) : كارهاى سخت.

=عَرِبَ-

-عَرَبًا الرجُلُ: پس از آنكه لكنتى در زبان داشت فصيح شد، معده او فاسد شد،- تِ المعدةُ: معده دردناك شد،- الجرحُ: زخم وَرَم و چرك كرد،- تِ البِئْر: آب چاه زياد شد.

=عَرُبَ-

-عُرُوبَةً و عُرُوبِيَّةً و عَرَابَةً و عَرَبًا و عُرُوبًا: به زبان عربى بدون اينكه نارسائى داشته باشد سخن گفت، او يك عرب فصيح بود.

=عَرَّبَ-

تَعْرِيبًا [عرب] المنطقَ: سخن را از نارسائى زدود،- بِحجّتِهِ: گفتار او فصيح بود،- عَنْهُ لسانُهُ: با فصاحت بيان نمود،- الاسمَ الأعجمى: اسم غير عربى را به عربى برگردانيد،- الكِتابَ: كتاب را به عربى ترجمه نمود،- الرجُلُ: آن مرد اسب عربى گرفت،- قولَهُ: سخن او را تقبيح نمود،- عَلَيه فِعْلَهُ: عمل او را تقبيح كرد،- المُشترى: خريدار بيعانه داد.

=العُرْب-

ج أَعْرُب و عُرُوب: مردم عرب كه در شبه جزيره شرقى درياى سرخ سكونت دارند، خلاف (العجم) است به معناى هر كس كه عرب نباشد.

=العَرَب-

العُرْب، «العَرَبُ العَرْباء و العَارِبَة و العَرِبَة و العَرَبِيَّة» : مرادف (العُرْب) است؛ «العَرَبُ العَرْبَاء و الْعَارِبَة و العَرِبَة و الْعَرَبِيّة» :

اعراب خالص؛ لفظ عرب در اينجا مؤنث بكار مى رود بنا به تأويل بر طايفه عرب؛ «العَرَبُ المُتَعرِّبَة و المُسْتَعْربة): افراد عرب زبان و عرب نما كه از نژاد عرب نيستند؛ «العَرَبُ مِنَ الْمَاء» : آب بسيار صاف.

=العَرِب-

من الماء: آب بسيار صاف؛ (رَجُلٌ عَرِبٌ) : مردى با فصاحت زبان.

=العَرَبَات-

كشتيهاى راكدى در بغداد بوده و امروزه بر كالسكه و درشكه اطلاق مى شود. اين كلمه يونانى است.

=العُرْبَان-

مرادف (العَرَب) است.

=العُرْبَان-

ج عَرَابِين [عربن] : بيعانه. مرادف (العُرْبون) است.

=العَرْبَان-

من الرجال: آنكه داراى فصاحت زبان است.

=العَرْبانيّ-

«عَرْبانِيُّ اللسانِ» : مرد فصيح و بليغ.

=العَرَبَة-

ج عَرَب و عَرَبَات: درشكه، كالسكه.

=العَرِبَة-

«معدةٌ عَرِبَةٌ» : معده فاسد؛ «بِئْرٌ عَرِبَةُ» : چاه پُر آب.

=عَرْبَدَ-

عَرْبَدَةً [عربد] : بد اخلاق شد.

=عَرْبَنَ-

عَرْبَنَةً [عربن] هُ: به او بيعانه داد.

=العُرْبُون-

ج عَرَابين [عربن] : پيش پرداخت، بيعانه. اين كلمه را در زبان متداول (رَعْبُون) گويند.

=العَرَبُون-

ج عَرَابِين [عربن] : مُرادف (العُرْبُون) است.

=العَرَبِيّ-

آنكه منسوب به عرب باشد،- ج عَرَب: كسيكه داراى اصل و نسب و نژاد عربى است.

=العَرَبِيَّة-

مؤنث (العَربيّ) است، زبان عربى؛ «اللغةُ الْعَرَبِيّة» : زبانيكه عرب با آن گفتگو مى كنند.

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت