فهرس الكتاب

الصفحة 744 من 1009

آسياب را گردانيد،- الحَبَّ: دانه را آرد كرد،- الشَّى ءَ: آن چيز را جمع آورى كرد،- تِ الرّياحُ السحابَ: باد ابرها را پراكنده كرد، باد ابرها را پس از پراكندگى جمع آورى كرد،- الأمرَ عنهُ: آن كار را از او دور كرد و برگردانيد.

=الكَرْكَر-

[كركر] (ح) : پرنده ايست دريائى.

=الكَرْكَرة-

[كركر] : صداى قرقر شكم انسان.

=الكِرْكِرَة-

ج كَرَاكِر [كركر] : گروهى از مردم، سينه هر جانور سم دار.

=الكُرْكُم-

[كركم] : زردچوبه، آدامس،- (ن) : زعفران.

=الكَرْكَنْد-

صمغ سرخ،- (ح) : كرگدن.

=الكَرَكُون-

مركز پليس. اين كلمه در زبان متداول رايج است.

=الكُرْكِيّ-

ج كَرَاكِيّ (ح) : پرنده ايست بزرگ اندام كه داراى پاى بلند و گردن دراز و بدون دم است و گاهى بر روى آب مى نشيند، نام اين پرنده در زبان فارسى (مرغ كلنگ) است.

=الكَرَكي-

دستگاه مقطر كردن آب يا تهيه گلاب و مانَند آن. اين واژه در زبان متداول رايج است.

=كَرَمَ-

-كَرْمًا هُ: در بخشندگى بر او چيره شد.

=كَرُم-

-كَرَمًا و كَرَمَةً و كَرَامَةً: به آسانى عطا و بخشش كرد، اين كلمه متضاد (لَؤْمَ) است. گرامى و بى همتا شد،- السَّحابُ:

ابر باران آورد.

=كَرَّمَ-

تَكْرِيمًا و تَكْرِمَةً [كرم] هُ: او را بزرگداشت:- اللّهُ وَجْهَهُ: خدا او را شريف و بزرگوار كند،- السّحابُ: ابر پر باران بود.

=كُرِّمَ-

[كرم] السحابُ: مُرادف (كَرَّمَ) است.

=الكَرْم-

ج كُرُوم (ن) : درخت انگور، انگور، گردن بند.

=الكَرَم-

مص، بخشندگى، سخاوت، گذشت، صفتى است به معناى كريم و خوب. اين كلمه در مذكر و مؤنث و مفرد و جمع يكسان بكار برده مى شود مانند: (رَجُلٌ كَرَمٌ و نِساءٌ كَرَمٌ وَ ارْضٌ كَرَمٌ) .

=الكَرْمَى-

يقال «افعلْ ذلك وَ كَرْمَى لك» : آن كار را از روى بزرگوارى انجام بده.

=الكُرْمَان-

يقال «افعلْ ذلك و كُرْمَانًا لك» : آن كار را از روى بزرگوارى انجام بده.

=الكَرْمَة-

درخت انگور، تاك مو.

=الكُرُنْب-

و يقال لهُ أَيضًا المَلْفُوف (ن) : كلم برگ كه آنرا كلم پيچ نيز گويند- اين كلمه يونانى است،- اللِّفْتِى: گونه اى كلم كه به آن قمرى گويند، قمرى مانند شلغم خورده مى شود و خام آن گونه اى آذوقه براى دام و ستور است.

=الكَرَنْب-

(ن) : مُرادف (الْكُرُنْب) است.

=الكَرَنْبِيَّات-

(ح) : تيره اى از پروانه هاى پولك بال كه بر روى برگهاى برخى درختان زيست مى كنند.

=الكُرُنْبِيَّة-

(ط) : غذائى كه از كلم برگ آماده مى شود.

=كَرِهَ-

-كرْهًا و كُرْهًا و كَرَاهَةً و كَرَاهِيَةً و مَكْرَهةً و مَكْرُهَةً الشي ءَ: آن چيز را مكروه دانست و نپسنديد.

=كَرُهَ-

-كَرَاهَةً و كَرَاهِيَةً الأَمرُ أو المنظر: آن كار يا منظره زشت و ناپسنديده شد.

=كَرَّهَ-

تَكْرِيهًا [كره] الشي ءَ فلانًا و إلى فلانٍ: او را از آن چيز بيزار كرد.

=الكُرْه-

مص، مُرادف (الْكَرْه) است.

=الكَرْه-

مص، رنج و سختى، آنچه كه انسان را بر آن به زور وادار كنند.

=الكَرِه-

زشت، ناپسند، بد چهره.

=الكَرَوَان-

ج كِرْوَان و كَرَاوِين [كرو] (ح) :

پرنده اى است از تيره بلند پايان و رسته مرغهاى زمينى به رنگ تيره با نوكى دراز، گويند اين پرنده شبها را نخوابد و گويا بدين نام شناخته شده كه متضاد (الكَرَى) است و به معناى چرت زدن مى باشد.

=الكَرَوَانَة-

[كرو] (ح) : مؤنّث (الْكَرَوان) است.

=الكَرُوب-

واحد (الكَروبِيّون) است.

=الكَرُوبيَّة-

مُرادف (الْكَرُوبِيُّون) است.

=الكَرُوبِيُّون-

و قد تُبْدَل الكاف شينًا: فرشتگان مقرب درگاه خداوند متعال. اين كلمه در زبان عبرى (كَرُبِيُم) و جمع آن (كَرُوب) است و چه بسا كه به همين گونه تلفظ گردد.

=الكِرْوَة-

[كري] : كرايه، مزد آنچه را كه كرايه دهند.

=الكَرُّوسَة-

درشگه يا وسيله نقليه- اين كلمه ايتاليائى است.

=الكُرُوم-

(ك) : كُرُم ماده اى است فلزى و شيميائى به رنگ خاكسترى روشن و براق و سفت كه در صنايع فولاد و رنگ آميزى بعضى از معادن به كار مى رود.

=الكُرَوِيّ-

[كرو] : منسوب به (الكُرة) است.

=الكَرَوْيا-

زيره سياه و خوشبو- اين كلمه يونانى است.

=الكَرَوْياء-

مُرادف (الكَرَوْيا) است، اين كلمه يونانى است.

=كَرِيَ-

-كَرىً [كري] الرجُلُ: آن مرد چرت زد، خوابيد.

=الكُريّ-

[كرو] : منسوب به (الكُرة) است.

=الكَريّ-

ج أَكْرِيَاء [كري] : كرايه دهنده، مستاجر (كرايه كننده) ، خواب آلوده.

=الكَرْيَان-

[كري] : آنكه خواب آلود و در حال چرت زدن باشد.

=الكَرِيب-

[كرب] : اندوهگين، بُن ني، تخته نانوا كه بر روى آن خمير پهن كنند،- مِنَ الْأَرْض: زمين بى آب و گياه.

=الكَرِيبَة-

ج كَرَائِب: مؤنّث (الكريب) است، بلا و پيش آمد سخت.

=الكُرَيَّة-

ج كُرَيَّات [كرو] (ع ا) : اسمى است كه به گلبول هاى خون اطلاق مى شود.

=الكَرِيث-

مُرادف (الكارِث) است به معناى آنچه كه باعث اندوه و سختى شود.

=الكَرِير-

[كرّ] : مص، صدائى است در سينه مانند صداى خسته و يا خفه شده، سرفه اى كه از گرد و غبار پديد آيد.

=الكَرِيع-

آنكه از رودخانه با دست آب بردارد و بياشامد.

=الكَرِيم-

از نامهاى مقدس خدا،- ج كِرام و كُرَمَاء: بخشنده؛ «رَجُلٌ كريمٌ» : مرد

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت