فهرس الكتاب

الصفحة 628 من 1009

=العُسْلُج-

ج عَسَالِج [عسلج] : شاخه هاى نرم درخت.

=العُسْلُوج-

ج عَسَالِيج [عسلج] : مرادف (العُسْلُج) است.

=العَسَلِيّ-

آنچه به رنگ عسل باشد.

=العَسُوف-

مرادف (العَسَّاف) است.

=العَسُول-

ج عُسُل: آنكه كار نيك كند و مورد ستايش قرار گيرد؛ «رُمحٌ عَسُولٌ» :

مرادف عسّال است: نيزه لرزان.

=العَسَيّ-

[عسّ] : مرادف (العاسّ) است به معناى: شبگرد، نگهبان. اين كلمه در زبان متداول رايج است.

=العَسِير-

مرادف (العَسِر) است: سخت و دشوار.

=العَسِيف-

ج عُسَفَاء و عِسَفَة: مُزد بگير، جيره خوار.

=العِسِّيف-

آنكه بدون راهنما و دليل براه افتد.

=العَسِيل-

ج عُسُل: ابزارى كه عطار با آن عطر را جمع آورى مى كند.

=العُشّ-

ج عِشَاش و عِشَشَة و أَعْشَاش و عُشُوش [عشّ] : لانه پرنده در بالاى شاخه هاى درخت.

=العَشّ-

ج عِشَاش و عِشَشَة و أَعْشَاش و عُشُوش [عشّ] : مرادف (الْعُشّ) است.

=عَشَا-

-عَشْوًا [عشو] : بينايى او در شبانه روز ضعيف شد، در روز ديد و در شب نديد،- الإِبلَ: شتران را شبانگاه چرانيد،- الرَّجُلَ: شب هنگام نزد آن مرد رفت،- هُ،- الَيه: به سوى او رفت و از وى نيكى خواست،- عَنْهُ: از او روى گردانيد و به سوى ديگرى رفت،- عَشْوًا و عُشُوًّا النّارَ و الى النّار: شب هنگام شعله آتش را از دور ديد و به اميد ميهمانى به سوى آن شتافت،- عَشْوًا و عَشْيًا الرَّجُلَ: به آن مرد شام داد.

=عَشَّى-

تَعْشِيَةً [عشو] الرجُلَ: به او شام داد،- الإِبلَ: شتران را در شب چرانيد،- الطَّيْرَ: براى پرنده آتش روشن كرد تا بيايد و شكار شود،- مِنَ الشَّي ءِ: به آن چيز نَرمش و ملايمت نشان داد.

=العَشَا-

[عشو] : ضعف بينايى در شبانه روز يا تنها در شب.

=العَشَاء-

ج أَعْشِيَة [عشو] : غذاى شب؛ «العَشَاءُ السِّرِّي» : آخرين غذائى كه حضرت مسيح با پيروانش در شب (الفِصْح) خوردند.

=العِشَاء-

[عشو] : آغاز تاريكى شب و گويند كه از غروب تا تاريكى شب است.

=العِشَاءَانِ-

[عشو] : غروب و تاريكى شب.

=العَشَّاب-

مرد گياه شناس، گياه فروش.

=العَشَابَة-

بسيارى علف و گياه.

=عُشَار-

؛ «جاؤُوا عُشَارَ» : ده نفر ده نفر آمدند، اين كلمه ممنوع از صرف است.

=العَشَّار-

كسيكه ماليات بمأخذ ده درصد مى گيرد، گيرنده ماليات.

=العُشَارَة-

«عُشَارَةُ الشي ءِ» : يك قسمت از چيزى كه به ده قسمت تقسيم شده باشد.

=العُشَارِيّ-

«غلامٌ عُشَارِيّ» : پسر ده ساله؛ «ثوبٌ عُشارِيٌّ» : جامه اى كه ده متر طول داشته باشد.

=العَشَّاق-

آنكه بسيار عشق ورزد، عاشق بيقرار.

=العَشَاوَة-

[عشو] : ضعف بينائى در شبانه روز يا فقط در شب.

=عَشِبَ-

-عَشَبًا المكانُ: زمين سبز شد،- الخبزُ و غيرُهُ: نان خشك شد.

=عَشُبَ-

-عَشَابَةً المكانُ: زمين سبز شد و گياه در آن روئيد.

=عَشَّبَ-

تَعْشِيبًا [عشب] المكانُ: زمين سبزه درآورد.

=العُشْب-

ج أَعْشَاب: علف و گياه تازه.

=العَشِب-

زمين پر از گياه و علف

العُشْبَة-

واحد (العُشْب) است.

=عَشَرَ-

-عَشْرًا: يك عدد بر نُه اضافه كرد، يك دهم چيزى را گرفت،- القومَ: دَهُمين نفر آنها شد،- تِ النّاقَةُ: ده ماه از باردارى ماده شتر گذشت،-- عَشْرًا و عُشُورًا المالَ:

يك دهم مال را گرفت،- القومَ: يك دهم دارائى آنها را گرفت و يا نفر دهم آنها شد، يكنفر از آنها را گرفت و در نتيجه نُه نفر شدند.

=عَشَّرَ-

تَعْشِيرًا [عشر] المالَ: يك دَهم مال را گرفت،- القَوْمَ: يك دهُم مال آنها را گرفت، نفر دهم آنها شد، يكنفر آنها را گرفت و در نتيجه نُه نفر شدند،- تِ النَّاقَةُ:

ماده شتر ده ماه از بارداريش گذشت.

=العُشْر-

ج عُشُور و أَعْشَار: يك قسمت از ده قسمت.

=العِشْر-

ج أَعْشَار: يك قطعه از چيزى كه به ده قسمت تقسيم شده باشد، شترانى كه به آب در روزهاى دهم يا نُهم وارد شده باشند.

=العُشَر-

(ن) : درختى كه داراى صمغ بسيار است.

=العُشَرَاء-

من النوق ج عِشَار و عُشَرَاوَات:

شترى كه ده ماه يا هشت ماه از بارداريش گذشته باشد، يا اينكه بمعناى (النُّفَسَاء) در زنان است.

=العِشْرَة-

آميزش و دوستى.

=العُشَرَة-

(ن) : واحد (العُشَر) است.

=العَشَرَة-

ج عَشَرَات: اولين قسمت از عقود.

اين عدد ويژه مذكر است. مانند «عَشَرةُ رِجال» : ده مرد، امّا در مؤنث «عَشْرُ نِسَاءٍ» گويند و در عدد مركب براى مؤنث «خَمْسَ عَشْرَةَ امْرَأَةٍ» و براى مذكر «خَمْسَةَ عَشَرَ رَجُلًا» گويند.

=العِشْرُون-

(ع ح) : بيست، مضاعف دَه.

=العَشْرِيّ-

(ع ح) : عددى است كه از يك جزء صحيح يا صفر و جزئى از اعشار باشد مانند 31/ 2؛ 145/ 0؛ «الْكَسْرُ العَشْرِى» :

كسرى است كه از عدد صحيح و مخرج دَه (10) يا يكى از اقسام ده باشد مانند 10/ 3، 100/ 17 كه بگونه ديگر 3/ 0، 17/ 0 نيز نوشته مى شود؛ «الكسرُ العَشْرِي الدّورِى او الدائر» : (ع ح) : كسرى است كه ارقام آن به ترتيب و پياپى يكسان آيد مانند 45171717 را كه عدد مذكور را (الدَّور)

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت