حرف 17 از حروف مبانى است و در حساب جُمَّل (ابجد) عبارت از (400) چهار صد مى باشد.
=ظاءَرَ-
مُظَاءَرَةً [ظأر] الرجُلُ: فرزندى براى خود گرفت،- تِ المرأةُ: آن زن براى خود فرزندى گرفت تا او را شير بدهد و بزرگ كند،- النَّاقَةَ او المرأة عَلَى وَلِدَ غَيرِها: ماده شتر و يا زن را به بچّه ديگرى مهربان كرد.
=الظَّافِر-
پيروز- برنده.
=الظَّالِع-
ج ظُلَّع، للمذكَّر و المؤنَّث: فا، كج؛ «بعيرُ ظالِعُ» شترى كه لنگ راه مى رود، كسيكه مورد اتّهام قرار گرفته باشد- مؤنث اين كلمه (ظالِعَة) است.
=ظالَفَ-
مُظَالَفَةً [ظلف] أَثَرهُ: اثر پاى او را پنهان كرد تا از آن رد گرفته نشود.
=الظَّالِم-
ج ظالِمُون و ظَلَمة و ظُلَّام: ستمكار و ظالم، كسيكه حق ديگرى را پايمال كند.
=الظَّامِئ-
ج ظِمَاء [ظمأ] : مشتاق، تشنه.
=الظَّامِئَة-
ج ظِمَاء [ظمأ] : مؤنّث (الظّامِئ) است.
=ظاهَرَ-
مُظَاهَرَةً و ظِهَارًا [ظهر] هُ: او را كمك و يارى كرد،- بين الثوبين: دو پيراهن را بر روى هم پوشيد.
=الظَّاهِر-
فا، آشكار،- عند النحويِّين: و در اصطلاح نحويان اسمى است كه ضمير نباشد.؛ «ظاهِرًا و في الظَّاهِر و حَسب الظّاهِر» :
چنين بنظر مى رسد؛ «الظَّاهرُ أن» بنظر مى رسد كه؛ «قَرَأه ظاهِرًا» : بدون نوشته آنرا حفظ كرد.
=الظَّاهِرَة-
ج ظَاهِرَات و ظَوَاهِر: مؤنث (الظَّاهِر) است،- مِنَ الْعُيُون: چشمهاى درشت و برآمده؛ «ظَاهِرَةُ الرّجُلُ» : ايل و خانواده آن مرد؛ «ظاهِرَةُ الجبل» : بالاى كوه،- ج ظَواهِر:
حادثه محسوس، واقعيت طبيعى، علامت خارجى (مارك) .
=الظَّاهِرِيَّة-
يكى از مذاهب فلسفى است (فِنُومنيسمْ) كه به مسائل ظاهرى و حوادث محسوس توجه دارد.
=ظَأَرَ-
-ظَأْرًا و ظِئَارًا [ظأر] الناقةَ أو المرأةَ على ولد غيرها: توجه شتر ماده و يا زن را به بچّه ديگرى مهربان و معطوف نمود،- تِ النَّاقَةُ او المَرْأَةُ عَلَى وَلَدِ غَيرَها: ماده شتر يا زن به بچّه غير از خود مهربان شد.
=الظِّئْر-
ج أَظْؤُر و أَظْآر و ظُؤُور و ظُؤُورَة و ظُؤَار [ظأر] : زنى كه ابراز محبت به فرزند ديگرى كند، زن شيرده كه به فرزندى غير از خود محبت كند.
=الظُّؤْرَة-
[ظأر] : دايه، زن شيرده.
=الظَّئُورِ-
[ظأر] من النياق أو النساء: ماده شتر يا زنى كه به بچّه ديگرى مهر ورزد.
=الظَّئُورَة-
[ظأر] : مرادف (الظَّؤور) است.
=الظُّبَة-
ج ظُبَات و ظُبّي و ظُبُون و ظِبُون و أَظْبٍ [ظبو] : لبه شمشير يا نيزه و مانند آن. اصل كلمه (ظُبَة) ظُبَوٌ است كه واو آن به هاءِ تبديل شده است.
=الظَّبْي-
ج ظِبَاء و أَظْبٍ و ظُبِيّ و ظَبَيَات [ظبي] (ح) : آهوى نر يا مادّه.
=الظَّبْيَة-
ج ظِبَاء و ظَبَيَات [ظبي] (ح) : آهوى ماده، دختر جوان،- (ح) : گوسفند و گاو ماده، يك قطعه پوست آهو يا موى آن، پيچ درّه.
=الظِّرّ-
ج ظُرَّان و ظِرَّان و ظِرَار و أَظِرَّة [ظرّ] :
سنگ است با سنگى كه مانند چاقو لبه تيز دارد.
=الظُّرَاف-
ج ظُرَفَاء: ظريف، خردمند و باهوش.
=الظُّرَّاف-
ج ظُرَّافُون: معادل (الظّريف) است.
=الظِّرَّان-
[ظرّ] : بعضى از آلات و ابزار قديمى مانند ابزار جنگى و تيشه و غيره كه بشر در زمانهاى دور از آن استفاده مى نموده است.
=الظرَّانِيّ-
[ظرّ] : «الطَّوْرُ الظرَّانيّ» : روش ظُرّاني يا ضِرِيّ: بكار بردن اسلحه قديمى.
=الظِّرْبَى-
اسم جمع (ظَرِبان) است.
=الظِّرْبَاء-
اسم جمع (ظَرِبان) است.
=الظِّرِبَّاء-
ج ظَرَابِيّ (ح) : مرادف (الظَّرَبان) است.
=الظَّرِبَان-
ج ظَرَابِين (ح) : جانورى است به شكل گربه تيره رنگ و بدبو.
=الظُّرَر-
ج ظُرَّان و ظِرَّان و ظِرَار و أَظِرَّة [ظرّ] :
مرادف (الظِّرّ) است به معناى سنگى كه داراى لبه تيز بسان چاقو است.
=الظُّرَرَة-
ج ظرَّان و ظِرَّان و ظِرَار و أَظِرَّة:
مرادف (الظِّر) است.
=ظَرَفَ-
-ظَرْفًا و ظَرَافَةً هُ: از او ظريفتر بود.
=ظَرُف-
-ظَرْفًا و ظَرَافَةً: خردمند و باهوش شد، زيبا شد.