فهرس الكتاب

الصفحة 606 من 1009

حرف 17 از حروف مبانى است و در حساب جُمَّل (ابجد) عبارت از (400) چهار صد مى باشد.

=ظاءَرَ-

مُظَاءَرَةً [ظأر] الرجُلُ: فرزندى براى خود گرفت،- تِ المرأةُ: آن زن براى خود فرزندى گرفت تا او را شير بدهد و بزرگ كند،- النَّاقَةَ او المرأة عَلَى وَلِدَ غَيرِها: ماده شتر و يا زن را به بچّه ديگرى مهربان كرد.

=الظَّافِر-

پيروز- برنده.

=الظَّالِع-

ج ظُلَّع، للمذكَّر و المؤنَّث: فا، كج؛ «بعيرُ ظالِعُ» شترى كه لنگ راه مى رود، كسيكه مورد اتّهام قرار گرفته باشد- مؤنث اين كلمه (ظالِعَة) است.

=ظالَفَ-

مُظَالَفَةً [ظلف] أَثَرهُ: اثر پاى او را پنهان كرد تا از آن رد گرفته نشود.

=الظَّالِم-

ج ظالِمُون و ظَلَمة و ظُلَّام: ستمكار و ظالم، كسيكه حق ديگرى را پايمال كند.

=الظَّامِئ-

ج ظِمَاء [ظمأ] : مشتاق، تشنه.

=الظَّامِئَة-

ج ظِمَاء [ظمأ] : مؤنّث (الظّامِئ) است.

=ظاهَرَ-

مُظَاهَرَةً و ظِهَارًا [ظهر] هُ: او را كمك و يارى كرد،- بين الثوبين: دو پيراهن را بر روى هم پوشيد.

=الظَّاهِر-

فا، آشكار،- عند النحويِّين: و در اصطلاح نحويان اسمى است كه ضمير نباشد.؛ «ظاهِرًا و في الظَّاهِر و حَسب الظّاهِر» :

چنين بنظر مى رسد؛ «الظَّاهرُ أن» بنظر مى رسد كه؛ «قَرَأه ظاهِرًا» : بدون نوشته آنرا حفظ كرد.

=الظَّاهِرَة-

ج ظَاهِرَات و ظَوَاهِر: مؤنث (الظَّاهِر) است،- مِنَ الْعُيُون: چشمهاى درشت و برآمده؛ «ظَاهِرَةُ الرّجُلُ» : ايل و خانواده آن مرد؛ «ظاهِرَةُ الجبل» : بالاى كوه،- ج ظَواهِر:

حادثه محسوس، واقعيت طبيعى، علامت خارجى (مارك) .

=الظَّاهِرِيَّة-

يكى از مذاهب فلسفى است (فِنُومنيسمْ) كه به مسائل ظاهرى و حوادث محسوس توجه دارد.

=ظَأَرَ-

-ظَأْرًا و ظِئَارًا [ظأر] الناقةَ أو المرأةَ على ولد غيرها: توجه شتر ماده و يا زن را به بچّه ديگرى مهربان و معطوف نمود،- تِ النَّاقَةُ او المَرْأَةُ عَلَى وَلَدِ غَيرَها: ماده شتر يا زن به بچّه غير از خود مهربان شد.

=الظِّئْر-

ج أَظْؤُر و أَظْآر و ظُؤُور و ظُؤُورَة و ظُؤَار [ظأر] : زنى كه ابراز محبت به فرزند ديگرى كند، زن شيرده كه به فرزندى غير از خود محبت كند.

=الظُّؤْرَة-

[ظأر] : دايه، زن شيرده.

=الظَّئُورِ-

[ظأر] من النياق أو النساء: ماده شتر يا زنى كه به بچّه ديگرى مهر ورزد.

=الظَّئُورَة-

[ظأر] : مرادف (الظَّؤور) است.

=الظُّبَة-

ج ظُبَات و ظُبّي و ظُبُون و ظِبُون و أَظْبٍ [ظبو] : لبه شمشير يا نيزه و مانند آن. اصل كلمه (ظُبَة) ظُبَوٌ است كه واو آن به هاءِ تبديل شده است.

=الظَّبْي-

ج ظِبَاء و أَظْبٍ و ظُبِيّ و ظَبَيَات [ظبي] (ح) : آهوى نر يا مادّه.

=الظَّبْيَة-

ج ظِبَاء و ظَبَيَات [ظبي] (ح) : آهوى ماده، دختر جوان،- (ح) : گوسفند و گاو ماده، يك قطعه پوست آهو يا موى آن، پيچ درّه.

=الظِّرّ-

ج ظُرَّان و ظِرَّان و ظِرَار و أَظِرَّة [ظرّ] :

سنگ است با سنگى كه مانند چاقو لبه تيز دارد.

=الظُّرَاف-

ج ظُرَفَاء: ظريف، خردمند و باهوش.

=الظُّرَّاف-

ج ظُرَّافُون: معادل (الظّريف) است.

=الظِّرَّان-

[ظرّ] : بعضى از آلات و ابزار قديمى مانند ابزار جنگى و تيشه و غيره كه بشر در زمانهاى دور از آن استفاده مى نموده است.

=الظرَّانِيّ-

[ظرّ] : «الطَّوْرُ الظرَّانيّ» : روش ظُرّاني يا ضِرِيّ: بكار بردن اسلحه قديمى.

=الظِّرْبَى-

اسم جمع (ظَرِبان) است.

=الظِّرْبَاء-

اسم جمع (ظَرِبان) است.

=الظِّرِبَّاء-

ج ظَرَابِيّ (ح) : مرادف (الظَّرَبان) است.

=الظَّرِبَان-

ج ظَرَابِين (ح) : جانورى است به شكل گربه تيره رنگ و بدبو.

=الظُّرَر-

ج ظُرَّان و ظِرَّان و ظِرَار و أَظِرَّة [ظرّ] :

مرادف (الظِّرّ) است به معناى سنگى كه داراى لبه تيز بسان چاقو است.

=الظُّرَرَة-

ج ظرَّان و ظِرَّان و ظِرَار و أَظِرَّة:

مرادف (الظِّر) است.

=ظَرَفَ-

-ظَرْفًا و ظَرَافَةً هُ: از او ظريفتر بود.

=ظَرُف-

-ظَرْفًا و ظَرَافَةً: خردمند و باهوش شد، زيبا شد.

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت