فهرس الكتاب

الصفحة 571 من 1009

،- الْخَيّاطُ الثَّوبَ دَرزى جامه را براى دوخت بريد،- هُ: كلام او را قطع كرد، از نزد او رفت و او را ترك كرد،- الشي ءَ: آنرا بريد، قطعه قطعه كرد،- فلانٌ عِنْدَنا شهرًا:

فلانى يكماه نزد ما اقامت كرد.

=صَرُمَ-

-صَرَامَةً الرجُلُ: مرد قاطع و حدّى شد،- السّيفُ: شمشير قاطع و برنده شد.

=صُرِمَ-

تْ أُذُنُهُ: گوش او بريده شد.

=صَرَّمَ-

تَصْرِيمًا [صرم] هُ: مبالغه (صَرَمَهُ) است.

=الصُّرْم-

مص، گلّه، دسته.

=الصَّرْم-

پوست، چرم- اين كلمه فارسى است.

=الصِّرْم-

ج أَصْرَام و أَصَارِم و أصَارِيم و صُرْمان:

صف، گروه، دسته، كفش نعل دار كه آن را در زبان متداول (صِرْمايَة) گويند.

=الصرْماء-

مؤنث (الأصْرَم) است.

=الصِّرْمَة-

ج صِرَم: گونه، گروه شتران، ابرها، نقره.

=الصِّرْمايَة-

كفش نعل دار كه فصيح آن (الصِّرم) است.

=الصُّرْنايَة-

(مو) : سُرنا (از ابزار موسيقى است) اين كلمه فارسى است و در زبان متداول به آن (كِرْنَيته) گويند.

=الصُّرُوحَة-

واضح و روشن بودن چيزى.

=الصِّرُور-

[صرّ] : مرادف (الصَّارُور) است.

=الصَّرُورَة-

[صرّ] : مرادف (الصَّارُور) است.

=الصَّرُورِيّ-

[صرّ] : مُرادف (الصَّارُور) است.

=الصَّرُوع-

كشتى گيرى كه بر حريفان خود چيره باشد.

=الصُّرُوف-

«صُرُوفُ الدهرِ» : حوادث و ناملايمات زمانه (روزگار) .

=الصَّرُوف-

ماده شترى كه دندانهايش بهم مى خورد.

=الصَّرُوم-

شخص قاطع و نافذ، شمشير برنده.

=الصَّرِيح-

ج صُرَحَاء: خالص و پاك و روشن.

=الصَّرِيحَة-

مؤنث (الصَّرِيح) است.

=الصَّرِيخ-

مص، و- ج صُرَخَاء: كسيكه طلب يارى كند، يارى خواه.

=الصُّرَّيْد-

مُرادف (الصُّرَاد) است.

=الصَّرِيدَة-

ج صَرَائِد من النِّعاج: گوسفندانى كه سرما آنها را ضعيف و ناتوان كرده باشد.

=الصَّرِير-

[صرّ] : صدا، فرياد بلندى كه ديگرى بشنود.

=الصَّرِيرَة-

ج صَرَائِر [صرّ] : پولهاى فلزى كه در كيسه قرار گرفته باشد.

=الصَّرِيع-

ج صَرْعَى: كسى كه زمين خورده باشد، ديوانه «باتَ صَريعَ الْكَأْسِ» : از شدت مستى بر زمين افتاد.

=الصِّرِّيع-

كشتى گير كه مردم را بسيار بر زمين افكند.

=الصَّرِيف-

نقره خالص، هر چيزى خالص، آنچه از درخت كه خشك شده باشد؛ «صَريفُ الباب» : صداى درب؛ «صَريفُ القَلَم» : صداى قلم به هنگام نوشتن؛ «صَريفُ الاسْنان» : صداى دندانها هنگامى كه به هم مى خورند.

=الصَّرِيفَة-

ج صُرُف و صِرَاف و صَرِيف:

شاخه درخت خرما كه خشك شده باشد.

=الصَّرِيم-

بريده شده، زمينى كه زراعت آن درو شده است، محصول درو شده و انباشته بر روى زمين، شبانگاه يا پاسى از شب، بامداد، چوبى كه در دهان بزغاله گذارند تا نتواند از پستان مادر شير بنوشد؛ «امْرٌ صَرِيم» چيزى كه درباره آن تصميم قبلى گرفته شده باشد؛ «صَريمَا اللَّيْل» اول شب و آخر آن.

=الصَّرِيمَة-

ج صَرَائِم: اراده و تصميم قاطع، پاسى از شب.

=الصَّعَّاد-

بسيار بالا رونده.

=الصُّعَاق-

صداى رعد.

=صَعُبَ-

-صُعُوبَةً عليهِ الأَمرُ: امر بر او سخت و دشوار شد.

=صَعَّبَ-

تَصْعِيبًا [صعب] هُ: آن را سخت و دشوار كرد.

=الصَّعْب-

سخت، كسى كه قبول خوارى نكند،- (ح) : شير.

=الصَّعْتَر-

(ن) : بوته گُلى خوشبو، مترادف (السَّعْتر) است.

=صَعِدَ-

-صُعُودًا و صَعَدًا و صُعُدًا في السلَّم: از پله بالا رفت،- به: او را بالا برد،- صُعُودًا المَكان: بالاى آن مكان رفت.

=صَعَّدَ-

تَصْعِيدًا [صعد] فيهِ النظرَ: در كار تأمّل كرد،- فِى و عَلَى الْجَبَل: بالاى كوه رفت،- في الوادي: به سوى پايين و بطرف دره رفت.

=الصُّعُد-

بلندى؛ «هَبَط مِن صُعُد» : از جاى بلند پايين آمد؛ «يُشرِفُ من صُعُد» : از بالا مشرف است؛ «هَذَا النَّبَاتُ يَنْمُو صُعُدًا» اين درخت رشد مى كند و بلند مى شود.

=الصَّعَد-

مشقّت و سختى؛ «عَذَابٌ صَعَدٌ» :

عذاب سخت.

=الصُّعَدَاء-

تنفس عميق از فرط خستگى يا ناراحتى؛ «تَنَفّسَ الصُّعداءَ» : از درد يا ناراحتى آه كشيد؛ با از ميان رفتن سختى يا ناراحتى آرام شد.

=الصَّعْدَة-

ج صِعَاد و صَعَدَات: اسم مرة از (صَعِدَ) است، كانال هموار و مستقيم.

=صَعِرَ-

-صَعَرًا وجهُهُ: چهره او به يك سو برگردانيده شد.

=صَعَّرَ-

تَصْعِيرًا [صعر] خدَّهُ: روى خود را از نگاه بمردم و بمنظور تكبّر برگردانيد و گاهى بطور طبيعى مى باشد.

=الصَّعْراء-

مؤنّث (الَاصْعَرَ) است.

=صَعَقَ-

-صَاعِقَةً تِ السماءُ القومَ: آسمان بر سر مردم صاعقه افكند.

=صَعِقَ-

-صَعَقًا: بيهوش شد و عقل از سرش پريد، مُرد،- تِ الرَّكِيَّةُ: آب چاه بالا آمد و ريخته شد،- الرَّعدُ: صداى رعد بلند شد.

=صُعِقَ-

صَعْقًا و صَعَقًا و صَعْقَةً و تَصْعَاقًا:

بيهوش شد و در اثر شنيدن صداى انفجار يا خرابى شديد عقل از سرش پريد، مُرد.

=الصَّعَق-

مص، صداى شديد، مرگ.

=الصَّعِق-

آنكه در اثر شنيدن صداى انفجار

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت