است، پوشاك.
[كرّ] : مص؛ «الكَرّ و الفَرّ» : حمله و عقب گرد در جنگ،- ج كُرُور: ريسمانى از ليف يا برگ نخل خرما، طناب كشتى،- ج كِرّار: چاه،- ج اكْرَار و كُرُور: سجاده، جانمازى.
=كَرَا-
-كَرْوًا [كرو] الأَرض: زمين را كند،- البِئْرَ: اطراف چاه درخت كاشت،- الْأَمَرَ:
كار را چند بار تكرار كرد،- بِالْكُرَةِ: با توپ بازى كرد،- تِ الدَّابَّةُ: ستور با شتاب رفت.
=كَرَى-
-كَرْيًا [كري] الرجُلُ: آن مرد با شتاب دويد،- النَّهْرَ: در رودخانه گودالى كند،- بِالكُرَةِ: با توپ بازى كرد.
=الكِرَاء-
[كري] : مال الإجارة، مزد كرايه.
=الكِرَاب-
مجارى آب در ميان دره.
=الكُرَابَة-
ج أَكْرِبَة: خرمائى كه از بيخ خوشه نخل چيده شود.
=الكَرَابَة-
ج كَرَائِب: بلاى سخت و ناگوار،- ج اكْرِبَة: مُرادف (الْكُرَابة) است.
=الكَرَابِيج-
(ط) : نوعى حلواى سفيد كه به آن (كَرَابِيج حَلَبَ) نيز گويند و با شكرينه خورند.
=الكُرَّاث-
(ن) : گياه تره، گياهى بد بو از رسته زنبقيات است كه در مناطق معتدل كشت مى شود و مدرّ بول است،- الأَنْدَلُسِى او القُفْلوط: گونه اى ديگر از تره ريز است كه پيازچه آن را در سالاد غذا ريزند و مخلوط كنند.
=الكَرَّاث-
(ن) : مرادف (الْكُرّاث) است.
=الكُرَّاثَة-
(ن) : واحد (الكُرّاث) است.
=الكَرَّار-
[كرّ] : آنكه بهنگام جنگ بسيار حمله كند.
=الكُرَاز-
ج كِرْزَان: شيشه يا كوزه دهانه باريك.
=الكُرَّاز-
مرادف (الكُرَاز) است.
=الكَرَّاز-
ج كَرَارِيز (ح) : قوچى كه خورجين چوپان را حمل كند. اين قوچ معمولًا بى شاخ است زيرا قوچ شاخدار به شاخ زدن مشغول است،- مِنَ الْمَعْز: بزى كه بر گردن آن زنگوله بندند تا گله بز در پى آن به راه افتند.
=الكِرَازة-
پند و اندرز با حقايق دين مسيح.
=الكُرَّاس-
ج كَرَارِيس: جزئى از كتاب، كتابچه.
=الكُرَّاسَة-
ج كَرَارِيس: مرادف (التكُرَّاس) است.
=الكَرَاسِيّ-
دانشمندان.
=الكُرَاع-
ج أَكْرُع و أَكَارِع: قسمت باريك دست و پاى گاو و گوسفند است و در ستوران قسمت پايين كعب و در انسانها پايين زانو مى باشد. اين كلمه در مذكر و مؤنث يكسان بكار مى رود، اسمى است كه بر اسبان و خران و قاطرها اطلاق مى شود، طرف و كرانه هر چيزى؛ «كُراع الأرض» : ناحيه و كرانه هاى دور زمين.
=الكَرَّاع-
بر وزن فَعّال و صيغه مبالغه است، آنكه با اشخاص فرومايه دوستى كند، آنكه ستوران و شتران خود را با آب باران آبيارى كند.
=الكُرَاعيّ-
پاچه فروش.
=الكَرَّافِيَّة-
عند العامّة: شيشه يا بطرى كه قسمت بالاى آن باريك و بدنه آن پهن و بزرگ باشد. اين كلمه در زبان روز متداول است و از زبان ايتاليائى گرفته شده است.
=الكُرَام-
ج كُرامُون: مرادف (الْكَرِيم) است.
=الكُرَّام-
ج كُرَّامُون: آنكه بسيار و بيش از حد بخشندگى كند.
=الكَرَّام-
كريم و بخشنده.
=الكَرَامَة-
مص، كرامت و كار فوق العاده كه از سوى شخصى صورت پذيرد كمتر از حد دعوى پيامبرى.
=الكُرَّامَة-
ح كُرَّامُون: مرادف (الكُرَّام) است.
=الكَرَاهَة-
مص، زمين سفت و سخت.
=الكَرَاهِيَة-
مص.
=كَرَبَ-
-كَرْبًا هُ الأمْرُ: كار بر او سخت شد،- هُ الغَمُّ: بسيار اندوهگين شد،- القَيْدَ عَلى المُقَيَّدِ: بند را بر او سخت بست،- الحَبْلَ:
ريسمان را بافت،- الدَّلْوَ: ريسمان بر دلو بست،- فُلانٌ: بيخ ستبر شاخه درخت خرما را بريد،- كُرُوبًا: در زمين بى آب و گياه كشت كرد، نزديك شد،- تِ النَّارُ: آتش رو به خاموشى رفت،- تِ الشَّمْسُ: خورشيد رو به غروب رفت،- فُلَانٌ: بازمانده خرما بر خوشه نخل خورد،- النَّاقَةَ: بر روى شتر بار زياد حمل كرد؛ «كَرَبَ يَفْعَلُ» : نزديك بود انجام دهد، در اينجا كَرَبَ از افعال مقاربه است،- كَرْبًا و كِرَابًا الأَرضَ للزَّرْعِ: زمين را كند و شخم زد.
=كُرِبَ-
اندوه و غم بر او وارد آمد.
=كَرَّبَ-
تَكْرِيبًا [كرب] الرجُلُ: خرماى مانده بر درخت نخل را خورد، در زمين خشك و بىب و علف زراعت كرد،- الدّلْو: بر دلو ريسمان بست.
=الكَرْب-
ج كُرُوب: غم و اندوه و سختى.
=الكَرَب-
ريسمانى كه براى كشيدن آب بر دسته دلو بندند، بيخ شاخه ستبر خرما.
=الكِرْباج-
شلاق، تازيانه- اين كلمه فارسى است.
=الكُرْبَة-
ج كُرَب: مُرادف (الْكَرْب) است.
=الكَرْبَة-
واحد (الكِرَاب) است.
=الكَرَبَة-
يك دانه چوب (بيخ شاخه درخت خرما) ،- ج كَرَب: تخته اى كه بر سر ستون چادر قرار مى دهند.
=الكَرْبُون-
أو الفَحِيم [كرب] : زغال سنگ كه عنصرى اساسى در تركيب انواع مختلف زغال است. اين ماده در تركيب همه مخلوقات زنده وجود دارد و گوهر الماس كاربن صاف و درخشان است.
=الكَرْبُونات-
پودرى است سفيد رنگ داراى تركيبى اسيدى و زغالى با ماده ديگرى- اين كلمه يونانى است.
=الكُرَة-
ج كُرىً و كُرِيْن و كِرِين و كُرَات و أَكَر [كرو] : كُره، هر جسم گرد و دايره مانندى و از اين جمله است انواع توپ بازى،- السّمَاوية (فك) : كره آسمانى كه شامل ستاره آسمانى است؛ «كُرَةُ الثَّوابِت» (فك) :
ستاره هاى آسمانى ثابت.