فهرس الكتاب

الصفحة 816 من 1009

اثناى ...

=المَدَّة-

[مدّ] : اسم مرة از (مَدَّ) است، قلمرا يكبار براى نوشتن بدوات زدن، علامتى است بدين شكل (آ) كه بر روى الف مقصوره در مىورند.

=المِدَّة-

[مدّ] : اسم نوع از (مَدَّ) است، چركى روى زخم.

=المُدَّثر-

[دثر] : بمعناى (المُتَدثر) است و اصل آن مُتْدَثِر بوده كه تاء در دال ادغام شده است.

=المِدْجان-

[دجن] ، «ليلةٌ مِدجان» : شبى تاريك

المُدَجَّج-

[دجّ] : مرد سراپا مسلّح؛ «مُدَجَّجٌ بالسلاح» : سر تا پا مسلح است، خار پشت.

=المُدَجِّج-

[دجّ] : مرادف (المُدجَّج) است.

=المُدْجِنَة-

[دجن] من السحاب: ابر پر باران.

=مَدَحَ-

-مَدْحًا هُ: او را ثنا گفت.

=مَدَّحَ-

تَمْدِيحًا [مدح] هُ: مرادف (مَدَحَة) است.

=المِدْحَة-

ج مِدَح: اسم است از (مَدَحَ) ، آنچه كه با آن مدح كنند.

=المَدْحَضَة-

[دحض] : لغزش و پرتگاه.

=المَدْحُور-

[دحر] : مفع.

=المَدْحُوس-

[دحس] : آنكه انگشت او ريشه در آورده باشد.

=المَدْحُوسة-

[دحس] : «إصبع مَدْحُوسَةٌ» :

انگشتى كه ريشه در آورده است.

=المُدْخَل-

[دخل] : مفع، مرد پست و لئيم.

=المَدْخَل-

[دخل] : دخول، جاى داخل شدن.

=المَدْخَن-

[دخن] : دودگير، جاييكه از آن دود خارج شود.

=المَدْخَنَة-

[دخن] : دود كش.

=المِدْخَنَة-

ج مَدَاخِن [دخن] : منقل، آتش دان، سوراخ ديوار كه از آن دود خارج شود.

=الْمَدْخُول-

[دخل] : مفع، كسى كه در عقل او خدشه وارد شده باشد، لاغر و ناتوان،- ج مَدَاخيل: مورد، محصول، ايراد، دانه هاى غذائى.

=المَدَد-

[مدّ] : كمك و مساعدت؛ «امددتُه بِمَددٍ» او را نيرومند كردم.

=مَدَّدَ-

تَمْدِيدًا [مدّ] الشي ءَ: چيزى را پهن كرد و گسترد.

=مَدَرَ-

-مُدْرًا المكانَ: مكان را گِل كارى كرد،- الحوضَ: سنگهاى حوض را با گل خالص بنائى كرد.

=مَدِرَ-

-مَدَرًا: شكم او بزرگ و چاق شد.

=مَدَّرَ-

تَمْدِيرًا [مدر] المكانَ: آن مكان را گل اندود كرد،- الحوض: ميان سنگهاى حوض را با گل خالص بست.

=المَدَر-

مص، گل خالص و بدون ماسه، شهرها و روستاها كه ساختمانهاى آن معمولا از گل خالص است، شهرها در برابر روستاها.

=المُدِرّ-

[درّ] : فا،؛ «الْمُدِرُّ للبول» : آنچه كه ماده بول را افزايش دهد، «مُدِرّاتُ البول» گياهان و داروهائي كه باعث افزايش ادرار مى شوند.

=المِدْرَى-

ج مَدَارٍ و مَدَارَى [دري] : شاخ، شانه.

=المَدْرَاء-

مؤنث (الأمْدَر) است،- (ح) كفتار؛ «بَنو مَدْرَاء» : شهرنشينان.

=المِدْراة-

ج مَدَارٍ و مَدَارَى [دري] : مرادف (المِدْرَى) است.

=المِدْرار-

[درّ] : بسيار ريزان خون و يا شير.

=المِدْراس-

[درس] : خانه اى كه در آن تورات مىموزند.

=المِدْران-

[درن] : جامه بسيار چرك؛ «ثِيَابٌ مِدْران» : جامه هاى چرك و كثيف.

=المِدْرايَة-

[دري] : مرادف (المِذْرى) است و بمعناى چنگال و يا شانه و يا شاخ است.

اين كلمه در زبان متداول رايج است.

=المِدْرأ-

[درأ] : دفع كننده و يا بر طرف كننده چيزى.

=المُدَرَّب-

[درب] : مفع، آزمايش شده و آزموده و رنج ديده، كسيكه ورزيده شده باشد،- من الإِبِل: شترى كه سوارى مى دهد و در كوچه ها راه مى پيمايد.

=المُدَرِّب-

[درب] : مربي ورزشى، مربي نظامى.

=المَدَرَة-

يك قطعه گل خالص؛ «مَدَرَةٌ الرجُلِ» : خانه شخص.

=المُدْرَج-

[درج] في كذا: داخل در چيزى، نوشته اى در چيزى،- ج مَدَارج: كاغذى كه در آن نوشته اى درج يا نامه اى مرقوم شده باشد.

=المَدْرَج-

ج مَدَارِج [درج] : كتاب بسته شده، مذهب و روش، باند هواپيما؛ «مَدْرَجَ النَّمْل» : ردپاى مورچگان بر روى زمين؛ «سارفى مدارج الرُّقِيّ» : در راه پيشرفت گام برداشت.

=المُدَرَّج-

[درج] : آمفى تئاتر، سالن سخنرانى، سالن نمايش.

=المُدْرَجَة-

ج مَدَارج [درج] : كتاب يا نوشته پيچيده.

=المَدْرَجَة-

ج مَدَارج [درج] : راه، بيشترين راه، آنچه كه انسانرا به بهترين مى رساند.

=المِدْرَس-

[درس] : كتابى كه با آن درس دهند، جاى درس و آموزش.

=المُدَرِّس-

[درس] : استاد و آموزگار؛ «المدرّسُ الْمُسَاعِد» : استاديار.

=المَدْرَسَة-

[درس] : آموزشگاه،- الابتدائية:

دبستان،- الثانويَّة: دبيرستان،- الدّاخلية.

=مدرسه شبانه روزى،- الحربية: دبيرستان نظامى.

=المُدَرَّع-

[درع] : مفع، حيوان مورچه خوار.

=المِدْرَعة-

[درع] عند اليهود: جامه كتاني كه علماى بزرگ يهود در بر مى كردند، ج مَدَارِع، جبه پشمين.

=المُدَرَّعة-

[درع] (اع) : كشتى جنگى، رزمناو.

=المُدْرِكَات-

[درك] : حواس پنجگانه.

=المُدْرِكَة-

[درك] : «رجلٌ مُدْركةٌ» :

كسيكه داراى نيروى درك كننده بسيار باشد.

=المُدَرَّمَة-

[درم] : «دِرْعٌ مُدَرَّمة» : زره نرم و نازك و صاف.

=المُدَرْهَم-

[درهم] : كسيكه درهم بسيار (پول فلزى) دارد.

=المَدْرُوس-

[درس] : مفع، لباس كهنه

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت