ماده اسب بچه دار شد.
إمْهَالًا [مهل] هُ الديْنَ: بدهى او را تمديد كرد،- الرَّجُلَ: با آن مرد مهربانى كرد،- في الأَمْر: در آن كار كوشيد و عذرخواهى كرد.
=أَمْهَنَ-
إمْهَانًا [مهن] هُ: او را به كار گمارد، او را ناتوان كرد.
=أَمْوَأَ-
إمْوَاءً [موأ] السنَّور: گربه صدا كرد،- الرَّجُلُ: آن مرد صداى گربه از خود درآورد.
=الأَمْوَت-
[موت] :؛ «ما امْوَتَهُ» : چقدر دل مرده و ناتوان است.
=أَلْأَمْوَل-
[مول] :؛ «ما امْوَلَهُ» چقدر پول دار و توانگر است.
=الأُمُومة-
[أمّ] : صفت مادر است، مادرى كردن.
=الأَمونيوم-
(ك) : ماده ى شيميائى است كه همواره با ديگر مواد تركيب مى شود مانند «سلفات آمونيوم» : كود آمونيوم كه در كِشت از آن استفاده مى شود.
=أَمْوَهَ-
إمْوَاهًا [موه] : مترادف (أَمَاه) است در تمامى معانىِ آن.
=الأَمْوَهُ-
[موه] : اسم تفضيل است بمعناى پر آب تر؛ «البِئْر هذه السَّنَة امْوَه مِمّا كانت» : چاه امسال نسبت به گذشته پر آب تر است.
=الأُمَوِيّ-
منسوب به (أمَيَّة) است.
=الأَمَوِيّ-
منسوب به (الأمَة) است، منسوب به (أمَيَّة) است.
=الأُمِّيّ-
[أمّ] : بيسواد، آنكه نتواند بخواند و بنويسد.
=أُمِيتَ-
إمَاتَةً [موت] تِ اللفظةُ: بكار بردن آن لفظ يا كلمه متروك شده است.
=الأُمَيَّة-
[أمو] : اسم مصغر (الأَمَةِ) است.
=أُمَيَّة-
قبيله اى از قريش.
=الأُمِّيَّةُ-
[أمّ] : بيسوادى؛ «مكافَحَةُ الأُمِّيَّةٍ» :
مبارزه با بيسوادى، صفت مادرى، مادرى كردن.
=الأَمِير-
ج أُمَرَاء: فرمانده، رهبر مردم، آنكه داراى حسب و نسب بزرگى باشد گر چه رهبر نباشد، آنكه مورد مشورت قرار گيرد؛ «اميرُ الْبَحْرِ» : دريا سالار؛ «اميرُ الْمؤمِنين» : لقب خليفه ى مسلمانان، پيشواى مؤمنان.
الأَمِيرال دريا سالارى، فرمانده ى ناوهاى جنگى يك كشور.
=الأَمِيركيّ-
منسوب به (اميركا) است، آمريكائى.
الأَمِيريّ منسوب به (الأَمير) است؛ «المالُ الأمِيريّ» : مالي كه براى پادشاه يا دولت گرفته مى شود، خراج زمين؛ «الطّابِعُ الامِيريّ» : تمبر دولتى و مالياتى كه معمولا بر روى قراردادها و ساير معاملات مى چسبانند.
=الأَمْيَل-
[ميل] : افعل تفضيل است،- م مَيْلَاء، ج مِيل: آنچه كه كج و يا مايل باشد مانند ساختمان و جز آن، آنكه بر روى زين به يكسو خم شود، ترسو.
=الأَمِيمُ-
[أمّ] : آنكه بر مغز سر او ضربه وارد شده باشد.
=الأَمِين-
ج أُمَنَاء: امانتدار. اين واژه ضد (الخَائِن) است، مورد اعتماد، وفادار؛ «امينُ السِّرّ» : رازدار، مورد اطمينان.
=أَمِين-
بمعناى (آمين) است.
=الأَمْيَهُ-
[ميه] : افعل تفصيل است.
=أَنْ-
حرف مصدرى است كه فعل مضارع را منصوب مى كند مانند «أَنْ تَصُومُوا خَيرٌ لكُم» كه بمعناى «صِيامُكُم خيرٌ لَكم» است، اين حرف نيز مخفف (انَّ) است كه معمولا پس از فعل يقين مىيد مانند «علم ان سَتَقَعُ حربٌ» :
دانست كه جنگى رخ خواهد داد، و نيز مُفَسِّره مىيد «فَاوْحَيْنا اليهِ انِ اصْنَع الفُلْكَ» ، و گاهى زائد بشمار آيد مانند «و لَمّا انْ جَاءَ» .
=إنْ-
حرف شرط است كه دو فعل را مجزوم مى كند مانند «إنْ تَضْرِب تُضْرَبْ» و گاهى حرف نفى است كه بر جمله ى اسميه مىيد و كاربرد (ليس) را بنا بقولى دارد بمانند «انْ احدٌ خيرًا من احَدٍ إلّا بالعافِيَة» :
احدى از ديگرى برتر نيست جز با سلامتى، و گاهى بر سر جمله ى فعليه در آيد مانند: «انْ ادْرى أَ قَرِيبٌ ام بَعِيدٌ ما توعَدُون» كه بمعناى (لستُ أَدْرِى) است يعنى نميدانم آنچه كه به شما نويد داده شده نزديك است يا دور.
=إِنْ-
مُخفّف (إِنَّ) است. و زائدة مى باشد مانند «مَا انْ زيدٌ قائمٌ» .
=أَنَّ-
-أَنِينًا و أَنًّا: ناله كرد، آه كشيد.
=أَنَّ-
حرف تأكيد و مصدر است بمعناى (كه) و از حروف مشبهه ى بفعل است كه بر سر جمله ى اسميّة (مبتدا و خبر) مىيد و اسم را منصوب و خبر را مرفوع مى كند مانند «بَلَغَنِي أَنَّ زيدًا قائِم» : آگاه شدم كه زيد ايستاده است.
=إنَّ-
حرف تأكيد است بمعناى (همانا كه، بدرستيكه ... ) و از حروف مشبّهه ى بفعل است كه اسم را منصوب و خبر را مرفوع مى كند مانند «انّ زيدًا قائمٌ» ، و نيز حرف جواب است مانند «لعنَ اللّهُ نَاقَةً حَمَلَتْنِي اليك» : نفرين خدا بر شترى كه مرا به سوى تو آورد. كه در جواب گفته شد: «انَّ و رَاكبَها» : آرى و خداوند سوار بر آن شتر را نيز لعنت كند.
=أَنَا-
ضمير رفع منفصل ويژه ى گوينده است كه در مذكر و مؤنث يكسان است.
=أَنَى-
يأتي أَنيًا و إنىً و أَنَاءً [أني] : نزديك آمد و حاضر شد،- انِيًّا و انىً: دير كرد،- انْيًا الرّجلُ: آن مرد مهربان شد.
=أَنَّى-
تَأْنِيَةً [أَني] : نزديك آمد و حاضر شد.
=الأَنَى-
ج آنَاء و أُنِيّ [أني] : خويشتن دارى، تمام روز يا قسمتى از آن؛ «آناء اللَّيلِ وَ النَّهار» : شب و روز.
=الإنَى-
[أني] : مترادف (الأَنَاء) است.
=أَنَّى-
ظرف مكان است بمعناى (كجا) و مترادف (ايْنَ) است كه دو فعل را مجزوم مى كند مانند «انَّى تَجْلِسْ اجْلِسْ» : هر كجا كه بنشينى مى نشينم، و نيز به معناى از كجا و مترادف (مِنْ ايْنَ) است مانند «انّى لَكَ ذلك» ، و نيز ظرف زمان بمعناى كى و مترادف (مَتَى) مىيد مانند «أَنَّى جِئْتَ» ، و نيز استفهام بمعناى چگونه و مترادف