فهرس الكتاب

الصفحة 403 من 1009

پايانى دارد.

=الدَّبَرَة-

ج دَبَرَ و أدْبَار: زخم پشت ستور كه از برخورد پالان و مانند آن پديد آيد.

=الدَّبْرِيّ-

نماز خواندن در آخر وقت.

=الدَّبَرِيّ-

آنچه كه به هنگام گذشت زمان نيازمندى بدست رسد.

=دَبَّسَ-

تَدْبِيسًا [دبس] العنبُ: انگور بسان شيره بسيار شيرين شد،- العصيرُ المَغْليّ:

عصاره ى جوشانيده شيره شد،- الرجُلُ العصيرَ: آن مرد چكيده را شيره كرد،- الشي ءُ: آن چيز پنهان شد،- الشي ءَ: آن چيز را پنهان كرد،- المِخْرَزُ و نحوُهُ: نوك مته يا جوالدوز سابيده شده و از كار افتاد. اين واژه در زبان متداول رايج است.

=الدَّبْس-

هر چيز سياهى، مردم بسيار و جز آنها.

=الدِّبْس-

چكيده ى انگور يا خرنوب و مانند آنها كه بر روى آتش سفت شده باشد.

=الدِّبِس-

شيره ى خرما و مانند آن، عسل زنبور.

=الدُّبْسَة-

سرخي آميخته به سياهى.

=الدَّبْش-

سنگريزه ها كه بر روى زمين ريخته شده باشد. اين واژه در زبان متداول رايج است.

=الدَّبِش-

مرد تنومند و غليظ. اين واژه در زبان متداول رايج است.

=الدَّبْشَة-

عند العامّة: در زبان متداول واحد (الدبْش) است، جنگل انبوه از درخت.

=دَبَغَ-

-دَبْغًا و دِبَاغًا و دِبَاغَةً. الجلدَ: پوست را نرم كرد و تَرى و بوى بد را از آن زدود يا دباغى كرد،- الثَوبُ: جامه چركين يا رنگين شد و پاك نگرديد. اين واژه در زبان متداول رايج است.

=الدِّبْغ-

آنچه كه با آن پوست را دباغى كنند.

=الدِّبْغَة-

مترادف (الدِّبغ) است.

=دَبَقَ-

-دَبْقًا الصائدُ الطيرَ: شكارگر بوسيله ى (دِبْق) پرنده را شكار كرد.

=دَبِقَ-

-دَبَقًا بهِ: به آن چسبيد و از وى جدا نشد.

=دَبَّقَ-

تَدْبِيقًا هُ: بوسيله ى (دِبْق) آن را شكار كرد.

=الدِّبْق-

(ن) : درخت كوچكى است كه ميوه اى لعابى دارد. شكوفه هاى اين گياه بشكل خوشه است و در مناطق گرمسيرى بويژه هند مى رويد از ميوه اى اين درخت ماده ى چسبنده ى دبق را سازند كه در شكار پرنده ها از آن استفاده مى شود، چسبى است سبز رنگ كه بر روى چوب شاخه ى درخت كشيده و در ميان درختان قرار دهند و با اين وسيله پرندگان را فريب داده و به آن چسبيده و شكار شوند؛ «قَضِيبُ الدِّبق» :

شاخه ى درخت كه بر روى آن ماده ى (الدبق) كشيده و آن را در شكار پرندگان بكار برند.

=دَبَكَ-

-دَبْكًا الوعاءَ: ظرف را محكم پُر كرد. اين تعبير در زبان متداول رايج است،- الرجُلُ: آن مرد زمين را محكم پاى كوبيد و صدائى رسا از آن درآمد. اين تعبير نيز در زبان متداول رايج است، هُ على الأرْضِ: او را سخت بر زمين انداخت.

اين تعبير نيز در زبان متداول رايج است.

=دَبَّكَ-

تَدْبِيكًا: مترادف (دَبَكَ) است. اين واژه در زبان متداول رايج است.

=الدَّبْكَة-

نام گونه اى رقص و پايكوبى معروفى است و اين اسم از فعل (دَبَكَ) ساخته شده است.

=دَبَلَ-

-دَبْلًا و دُبُولًا الشي ءَ: آن چيز را اصلاح كرد،- الأَرضَ: زمين كشت را با كود تقويت كرد،- دَبْلًا اللقمةَ: لقمه را بزرگ گرفت،- الشي ءَ: آن چيز را گرداورى كرد و بهم فشرد همانگونه كه لقمه را با انگشتان گيرند،- هُ بِالعَصَا: او را پياپى با چوب زد،- هُ فلانٌ: آن چيز را بر فلانى سنگين كرد و او را به بيمارى دبله انداخت.

=دَبِلَ-

دَبَلًا: چاق و فربه شد.

=دَبَّلَ-

تَدْبِيلًا اللقمةَ: لقمه را بزرگ گرفت،- الشي ءَ: آن چيز را بسان لقمه گرفتن با دست گرفت و فشرد.

=الدَّبْل-

ج دُبُول: جوى آب، بيمارى طاعون، بلا، بى فرزندى.

=الدُّبْلَة-

لقمه ى بزرگ، يك مشت از چيزى، سوراخ تيشه يا كلنگ.

=الدَّبْلَة-

(طب) : گونه اى بيمارى درونى است از قبيل دمّل يا كورك، بلا و سختى.

=الدِّبْلوم-

مدركى است رسمى كه امتيازى را دارد، گواهينامه ى تحصيلى از مدرسه ى عالى.

=الدِّبْلُوماسيّ-

ديپلماتى كه از سوى دولت خود با منصب سياسى در يكى از كشورها تعيين گردد. اين واژه يونانى است؛ «السِّلْكُ الدِّبْلُومَاسِيّ» : ديپلماتها يا نمايندگان كشورهاى خارجى در يك كشور.

=الدِّبْلوماسيَّة-

وصف ديپلمات و كارهاى او است. اين واژه يونانى است.

=الدَّبُوب-

[دبّ] : آنكه سخن چين باشد.

=الدَّبُور-

باد غرب كه در برابر باد صبا است يا شرقى است.

=الدَّبُّور-

ج دَبَابِير (ح) : زنبور.

=الدَّبُورة-

ابزارى است كه با آن سنگها را بهنگام تراش صاف كنند. فصيح اين كلمه (الصَّاقور) است.

=الدُّبُّوس-

ج دَبَابِيس: سوزن يا سنجاق ته گِرد. اين واژه فارسى است.

=الدَّبُّوس-

ج دَبَابِيس: مترادف (الدُّبُّوس) است، ابزار كوچكى است بگونه ى سوزن كه از آهن يا طلا سازند و در چيزى تثبيت كنند يا فرو برند.

=الدَّبُوقَاء-

[دبق] : مترادف (الدَّابُوق) است.

=الدَّبُّوقَة-

گيسوى بافته شده.

=الدَّبُول-

زنى كه فرزند خود را از دست داده باشد، بلا و مصيبت و پيشامد ناگوار.

=الدَّبِيب-

[دبّ] : مص، هر چه كه بر روى زمين راه رود،- (ح) : حشرات خرد و ريز كه در آب حركت كنند.

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت