فهرس الكتاب

الصفحة 917 من 1009

=نَتَخَ-

-نَتْخًا الشي ءَ: چيزى را از جاى خود كشيد و كند؛- «نَتَخَ القَلّاعُ الضّرسَ» :

دندان ساز دندان را كشيد؛- اليهِ ببصرِهِ: به او نگاه كرد؛- البازي اللحَم: بازِ شكارى گوشت را با نوك خود گرفت؛- الثوبَ بالذهبَ: جامه زرين بافت؛- فلانًا: به او بى حرمتى كرد؛- نتيخًا بالمكان: در آنجا اقامت گزيد؛- عل مِلّة كذا: در فلان كيش ثابت و استوار ماند.

=نَتَّخَ-

تَنْتِيخًا [نتخ] بالمكان: در آنجا اقامت نمود؛- على مِلَّة كذا: در فلان كيش يا روش ثابت و استوار ماند.

=نَتَرَ-

-نَتْرًا الشي ءَ: آنرا به سختى گرفت و كشيد،- القوسَ: زه كمان را كشيد؛- الثّوبَ بالأصابع أو الأضراس: جامه را با انگشتان و يا دندانها پاره كرد،- الكلامَ: سخن تند و درشت گفت،- هُ بِالرُمح: او را به سختى با نيزه زد.

=نَتِرَ-

-نَتَرًا الشي ءُ: آن چيز تباه شد و از بين رفت.

=النَّتْر-

مص، سختى، سستى و ناتوانى در كار.

=النَّتْرَة-

ج نَتَرَات: اسم مرّه از (نَتَرَ) است، ضربه كارى.

=نَتَشَ-

-نَتْشًا الشوكةَ و نحوَها: خار را بيرون كشيد،- الشَّعْرَ: موى را كشيد و كند،- اللّحَم و نحوه: گوشت بدن و مانند آنرا كشيد و نيشگون گرفت،- الحَجَرَ برجلِه: سنگ را با پا عقب زد،- الجرادُ الأرضَ: ملخ كشت را خورد،- الرجُلُ لعيالهِ: براى خانواده خود كسب و كار كرد،- هُ بِالعَصَا: با چوب او را زد،- نتشًا و تنتاشًا الرّجُلَ: او را پنهانى سرزنش كرد.

=النَّتَش-

اولين رويش گياه، سفيدى پائين ناخن.

=نَتَعَ-

-نُتُوعًا الدمُ مِن الجَرح أو الماءُ مِن العَيْن:

خون از زخم يا آب از چشمه اندك اندك بيرون آمد،- هُ: در زبان متداول بمعناى آنرا گرفت و محكم بست.

=نَتَفَ-

نَتْفًا الرِّيشَ أو الشَّعَرَ و نحوَهُ: پر يا مو و مانند آنرا كند.

=نَتَّفَ-

تَنْتِيفًا [نتف] الرِّيشَ أو الشَّعَرَ و نحوَهُ: پر يا مو و مانند آنرا كند،- في القوَس: پر يا مو را از كمان آهسته كند.

=النَّتِف-

آنچه كه كنده و ريخته شده باشد.

=النُّتْفَة-

ج نُتَف: آنچه از گياه و مانند آن كه با انگشتان چيده شود؛- «اعْطَاهُ نُتَفَةً من الطّعام و غيره» : مقدار كمى به او غذا داد.

=النُّتَفَة-

آنكه از هر دانشى كمى بياموزد و ديگر بسنده كند.

=نَتَقَ-

-نَتْقًا الجرابَ: كيسه را افشاند و خالى كرد،- الشي ءَ: آنرا بلند كرد، آنرا تكان داد، آنرا شكافت، آنرا گسترد،- الجِلْدَ: پوست را كند،- تِ الْمرأةُ أو النَّاقَةُ: فرزندان زن يا ماده شتر بسيار شد، و در زبان متداول بمعناى قي كرد مى باشد،-- نَتْقَا و نُتُوقًا تِ الدابَّةُ راكبَها و بِراكِبهِا: ستور سوار خود را ناراحت و خسته كرد.

=النَّتْق-

قي و استفراغ (اين كلمه در زبان متداول رايج است) .

=نَتَلَ-

-نَتْلًا الشي ءَ: او را به پيش كشيد،- الجرابَ: كيسه يا مشك را افشاند يا آنچه كه در آن بود بيرون كشيد،- فلانًا: او را توبيخ كرد و از خود راند،- نَتْلًا و نُتُولًا و نَتَلَانًا من بين اصحابهِ: از ميان همراهان خود جلو افتاد.

=النَّتْل-

تخم شترمرغ كه آنرا پر از آب كنند و در زمستان در بيابانهاى دور دست زير خاك پنهان كنند و چون در تابستان از آن بيابانها بگذرند تخم را در آورده و آب آنرا بياشامند.

=النَّتَل-

مرادف (النَّتْل) است.

=نَتَنَ-

-نَتْنًا: بد بوى شد.

=نَتِنَ-

نَتْنًا: مرادف (نَتَنَ) است.

=نَتُنَ-

-نَتَانَةً و نُتُونَةً: مرادف (نَتَنَ) است.

=نَتَّنَ-

تَنْتِينًا [نتن] الشي ءَ: آنرا گنديده و بدبوى كرد.

=النَّتِن-

بد بوى و گنديده.

=النَّتْنَى-

مؤنث (النَّتِن) است.

=النُّتُوء-

[نتأ] : مص، تپه.

=النَّتُوج-

ستورى كه آبستن و باردار باشد.

=النُّتُوح-

مص، صمغهاى درخت.

=النَّتُوف-

آنكه در كندن ريش خود حريص باشد.

=النَّتِيجَة-

ج نَتائِج: فرزند، آنچه كه از مقدمه يا قضيه اى استخراج شده و نتيجه گرفته شود، نتيجه.

=النَّتِيف-

مرادف (المَنْتوف) است.

=النَّتِيلَة-

وسيله.

=النَّتِين-

مرادف (النَّتِن) است.

=نَثَّ-

-نَثًّا [نثّ] الخَبَرَ: خبر را پخش و افشا كرد،- الجرحَ: بر روى زخم پماد ماليد،- نَثًّا و نَثِيثًا الزِّقُّ: از آنچه كه در مشك است تراوش شده است، الرّجُلُ: در اثر چاقى و فربهى عرق كرد،- العَظْمُ: چربى استخوان جارى شد.

=النَّثّ-

مص، ديوار نمناك.

=نَثَا-

-نَثْوًا [نثو] الحديثَ: درباره آن سخن گفت و افشا نمود،- الشي ءَ: آن چيز را پخش و آشكار كرد،- فلانًا: از او غيبت كرد،- عليهِ قَولا: از سوى او سخن گفت.

=نَثى-

-نَثْيًا [نثي] الخبرَ: خبر را پخش و آشكار كرد.

=النَّثَا-

[نثو] : آنچه درباره كسى از خوبى يا بدى گفته شود.

=النِّثَاث-

[نثّ] : روغنى كه بر روى زخم ماليده مى شود.

=النُّثَّاث-

[نثّ] : غيبت كنندگان از مردم.

=النَّثَّاث-

[نثّ] : آنكه سخن را بسيار افشا و آشكار كند.

=النُّثَار-

آنچه كه پخش و پراكنده از چيزى كه ريخته شده باشد.

=النِّثَار-

آنچه از نُقل و سكّه پول و مانند آن كه در جشن عروسى بر سر مهمانان بپاشند.

=النُّثَارة-

مرادف (النُّثار) است.

=النُّثَالة-

بقيه و بازمانده، خاك كه از چاه

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت