فهرس الكتاب

الصفحة 904 من 1009

سرگردان كند.

=مِيمَ-

مَوْمًا [موم] الرجُلُ: به بيمارى تب و ذات الجنب دچار شد.

=المُيَمَّم-

[يمّ] : مفع، آنكه در خواسته هاى خود پيروز باشد.

=المُيَمَّن-

[يمن] : آنكه با خود بركت و فرخندگى مىورد.

=المَيْمَنَة-

ج مَيَامِن [يمن] : بركت، سعادت، سمت راست.

=المَيْمُون-

ج مَيَامِين [يمن] : با ميمنت و بركت؛ «هو ميمونُ الطائِر» : او فرخنده فال است؛ «سِرْ على الطّائِر المَيْمُون» : با موفقيت و خوشحالى برو؛ «المَيْمُون لِقومِهِ او عليهم» :

باعث بركت بر قوم خود.

=المَيْن-

ج مُيُون [مين] : دروغ.

=المِينا-

ج مَوَانٍ [مين و وني] : هر لنگرگاه كشتى، بندر؛ «مِينا الساعةِ» : صفحه ساعت.

=المِيناء-

ج مَوَانٍ و مَوَانِئ [مين و وني] : بندر؛ «ميناء جَوِّيّ» : فرودگاه هواپيما، ماده اى سفت كه بر روى شيشه مالند؛ «مِيناءُ السّاعَةِ» : صفحه ساعت كه عقربه ها بر روى آن باشد.

=المِيهَة-

[ميه] : مرادف (الماهَة) و بمعناى بسيارى آب چاه است.

=المَيِّهَة-

[موه] : «ركيَّةٌ مَيِّهَةٌ» : چاهى كه آب بسيار دارد.

=المَيُود-

[ميد] : بسيار حركت كننده.

=المَيُوس-

[ميس] : پُر تكبر و خود بزرگ بين كه در راه رفتن بچپ و راست متمايل شود.

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت