فهرس الكتاب

الصفحة 972 من 1009

=هَذَّبَ-

تَهْذِيبًا [هذب] : الرجُلَ: اخلاق آن مرد را پيراسته و آراسته كرد،- الشِّعَر: شعر را آراست و از ناهنجارى پيراسته كرد،- الشَّجَرَ و غَيرَهُ: درخت و جز آنرا پاكيزه و نيكو ساخت،- الرَّجُلُ و غيرُهُ: شتاب كرد.

=الهَذَب-

صفا و اخلاص.

=الهَذِب-

«فرسٌ هَذِبٌ» : اسب تندرو.

=هَذَرَ-

-هَذَرًا و تَهْذَارًا الرجُلُ في كلامهِ: آن مرد در گفتار خود هذيان و آنچه كه شايسته نبود گفت،- هَذْرًا اليومُ: گرماى روز سخت شد.

=هَذِرَ-

-هَذَرًا كلامُهُ: در گفتار خود اشتباه و ياوه گوئى كرد.

=الهَذُر-

«رجُلٌ هَذُرٌ» : مرادف (هَذِرٌ) است.

=الهَذَر-

مص، بسيار و بيهوده، سخن بيهوده و ياوه.

=الهَذِر-

«رجُلٌ هَذِرٌ» : آنكه هذيان و سخن ناشايسته گويد.

=الهِذْرَام-

[هذرم] : مرد بسيارگوى، پُر حرف.

=الهُذَرَة-

«رَجُلٌ هُذَرَةٌ» : مرد بد زبان و ياوه گو.

=الهَذِرَة-

«امرأَةٌ هَذِرَةٌ» : زن بد زبان و ياوه گو.

=الهُذُرَّة-

«رجُلٌ هُذُرَّةٌ» : مرادف (هَذِرٌ) است.

=هَذْرَمَ-

هَذْرَمَةً [هذرم] : سخن بسيار گفت، در خواندن و يا گفتن شتاب كرد،- الرَّجُلُ في كلامهِ: آن مرد در سخن گفتن بيهوده گوئى كرد.

=الهَذْرَمَى-

[هذرم] : «امْرأةٌ هَذْرَمَى الصَّخَب» :

زن شرور و بد زبان.

=الهَذْرَمَة-

[هذرم] : مص، تند راه رفتن.

=الهِذْرِيَان-

[هذر] : «رجُلٌ هِذْرِيانٌ» : مرادف (هَذِرٌ) است، مرد سبك در گفتار و كردار.

=هَذَفَ-

-هُذُوفًا: شتاب كرد.

=الهَذِف-

«رجُلٌ هَذِفٌ» : مرد شتابان و قاطع.

=الهُذْلُول-

ج هَذَالِيل [هذلل] : مرد سبك وزن و همچنين تير و گرگ، اسب دراز پشت، نرمه شن و ماسه، ابر نازك، تپه كوچك، آبراه كوچك، آفت، آغاز شب يا بقيه شب.

=هَذَمَ-

-هَذْمًا الشي ءَ: با شتاب آنرا بريد،- الرّجُلُ: با شتاب غذا خورد.

=الهُذَمَةَ-

«شفرةٌ هُذَمَةٌ» : تيغ تيز و برّان.

=الهَذُوذ-

[هذّ] : «شفرةٌ هَذُوذٌ» : تيغ برّان.

=الهَذُوم-

«سكِّينٌ هَذُومٌ» : كارد تيز و برّان.

=هَرَّ-

-هَرِيرًا [هرّ] الكلبُ: سگ بدون بانگ زوزه كشيد،- البَرْدُ الكلبَ: سگ از شدت سرما زوزه كشيد،- الكلبُ الضيفَ: سگ بر روى ميهمان بانگ زد،- في وَجهِ السّائِل: بر گدا ترشروئي كرد و مانند سگ بر او بانگ زد،- الشي ءَ: آن چيز را نپسنديد،- تِ القوسُ: كما صدا در داد،- الشوكُ: خار خشك و پراكنده شد و ستور آنرا نخورد،-- هَرًّا الورقُ او الثّمرُ: برگ و ميوه از درخت جدا شد و فرو افتاد،- هَرًّا و هُرَارًا سَلْحُهُ: به اسهال سخت افتاد تا مرد،-- هَرًّا:

بد اخلاق شد.

=الهُرّ-

[هرّ] (ح) : شير بيشه، آب و شير بسيار.

=الهَرّ-

[هرّ] : مص، گونه اى راندن شتر.

=الهِرّ-

[هرّ] (ح) : گربه، ج هِرَرَة؛ گفته مى شود كه اين اسم كاربرد مذكر و مؤنث دارد و براى اختصاص به مؤنث (ة) بر آخر آن افزوده مى شود (هِرَّة) ، بيزارى، اكراه، صداى راندن شتران يا بردن آنها براى خوردن آب.

=هَرَا-

-هَرْوًا [هرو] هُ: او را با چوب و يا چماق زد.

=هَرَى-

-هَرْيًا [هري] هُ: او را با چوب زد،- الثّوبَ: جامه را كهنه كرد.

=هَرَّى-

تَهْرِيَةً [هري] الثوبَ: جامه را به رنگ زرد در آورد.

=الهُرَاء-

[هرأ] : سخنان پوچ و بسيار كه در آن سودى نباشد، آنكه بسيار هذيان گويد.

=الهِرَاء-

[هرأ] : نهال درخت خرما.

=الهَرَّاء-

[هرو] : فروشنده پارچه هاى هراتي.

=الهُرَاءَة-

[هرأ] : «امرأَةٌ هُرَاءَةٌ» : زن هذيان گوى كه سخنان پوچ مى گويد.

=الهَرَابِذَة-

بزرگان و دانشمندان هند، خدمتگزاران آتشكده مجوسيان- اين كلمه فارسى است.

=الهَرَّات-

(ح) : شير بيشه.

=هَرَاة-

[هرو] : هرات (شهرى در پهنه خراسان) .

=الهَرَّاج-

صيغه فَعّال براى مبالغه است؛ «فَرَسٌ هَرَّاجٌ» : اسب تندرو.

=الهَرَّاجَة-

مؤنث (الهَرّاج) است، گروهى كه سخنان دروغ و پوچ گويند.

=الهُرَار-

[هرّ] : بيمارى اسهال كه در شتر پديد آيد، گونه اى بيمارى كه مانند ورم بين پوست و گوشت شتر پديد آيد.

=الهَرَّار-

[هرّ] : صيغه فعّال براى مبالغه است، سگى كه از خشم دندان نماياند.

=الهَرَّارَانِ-

[هرّ] : دو ماه كانون اول و كانون دوم (ماه آخر پائيز و ماه اول زمستان) است،- (فك) : دو ستاره نسر واقع و قلب عقرب در آسمان.

=الهُرَاس-

(ح) : شير درنده و بسيار خورنده.

=الهَرَاس-

(ن) : نام گياهى است با خارهاى بزرگ.

=الهَرَّاس-

صيغه مبالغه بر وزن (فَعّال) است، حليم پز، فروشنده حليم،- (ح) : شير بسيار درنده و خورنده.

=الهَرَاسَة-

(ن) : يك درخت خار؛ «هَرَاسَةُ القومِ» : بزرگوارى و توانائى قوم در حمله ور شدن.

=الهِرَاش-

مص، جنگ و گريز.

=الهُرَاع-

راه رفتن با شتاب و ترس، راندن سخت.

=هَرَاقَ-

يُهَرِيق هِرَاقَةً [هرق] الماءَ: آب را ريخت. اصل اين كلمه: أَرَاقَةُ إراقةً بوده كه همزه به هاء تبديل شده است و كلمه هَرَاقهُ هَرْيقَهُ بر وزن دَحْرَجَهُ مى باشد و بدينجهت (هاء) در مضارع مفتوح است (يُهَرِيقُهُ) همچنانكه (دال) در (يُدَحْرِجهُ) مفتوح است و فعل امر آن (هَرِقْ) كه اصل آن (هَرْيِقْ) بر وزن (دَحْرِج) است كه حركت يا، به ما قبل آن منتقل و ياء بعلت التقاء ساكنين حذف

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت