[ذيف] : زهر كشنده.
[ذيف] : مترادف (الذِّيفان) است.
الذَّيَفَان
[ذيف] : مترادف (الذَّيْفَان) است.
=ذَيَّلَ-
تَذْيِيلًا [ذيل] الكتابَ: در كتاب شرح و پاورقى نوشت،- الثوبَ: جامه را بلند دوخت.
=الذَّيْل-
ج أذْيال و ذُيُول و أذْيُل: آخر و پايان هر چيزى؛ «ذَيْلُ الثوبِ» : پائين دامن كه بر زمين كشيده شود؛ «ذَيْلُ الفرسِ» : دم اسب؛ «ذَيْلُ الريحِ» : اثر باد كه بر روى شن و رمل كشيده شود، آنچه از خاك كه وسيله ى باد بر روى زمين كشيده و پراكنده شود؛ «فى ذَيْلهِ» : در پائين آن؛ «طاهِرُ الذّيل» : پاك دامن و بري ء؛ «تَمسَّكَ بِاذْيَالِهِ» : دست به دامن او شد؛ «اذْيالُ النّاس» : مردم دور دست؛ «ذُيولُ القَضِيَّة» 160: نتيجه و عاقبت كار؛ «ذيولُ النَّاس» : اواخر مردم.
=الذَّيْم-
[ذيم] : عيب و نقص و بد گوئى يا مذمّت.