فهرس الكتاب

الصفحة 971 من 1009

=الهَدِم-

مرد احمق و خنثى (نه زن و نه مرد) .

=الهَدْمَة-

يكبار ويران شدن، باران نرم و سبك، يك بار پرداخت وجه.

=الهِدْمَة-

ج هُدُوم: جامه كهنه.

=هَدَنَ-

-هُدُونًا: ساكن و آرام شد، ترسيد و سست شد،- الصبِيَّ: كودك را خوشنود و آرام كرد،- هُدُونًا و هَدْنًا الرَّجُلَ: آن مرد را آرام و خوشنود كرد و به او قول و قرارى داد.

=هُدِنَ-

عنك فلانٌ: چيزى كم از تو او را راضى كرد.

=هَدَّنَ-

تَهْدِينًا [هدن] هُ: او را آرام كرد، او را از كارى بازداشت،- الصَّبِيَّ: كودك را قانع و راضى كرد.

=الهِدْن-

فراوانى و رفاه.

=الهَدِن-

مرد سست.

=الهُدْنَة-

ج هُدَن: آتش بس موقت براى تهيه قرار داد صلح، سازش، راحتى و آرامش.

=الهَدْنَة-

اسم مرّه از (هَدَنَ) است، باران سست و كم.

=هَدْهَدَ-

هَدْهَدَةً [هدهد] البعيرُ: شتر بانك زد،- الطّائرُ: پرنده آواز كرد،- تِ الصّبيَّ امُّهُ:

مادر، كودك خود را جنبانيد تا بخوابد،- الشي ءَ من علوٍ الى اسفل: آن چيز را از بالا به پائين كشيد و آنرا به هدر داد.

=الهُدْهُد-

ج هَدَاهِد و هَدَاهِيد [هدهد] (ح) :

هدهد، مرغ شانه بسر، هر پرنده آواز دهنده، كبوتر بسيار آواز دهنده.

=الهَدْهَد-

[هدهد] : صداهاى جنّيان، آوازهاى پريان- اين كلمه مفرد ندارد.

=الهُدَهِد-

ج هَدَاهِد و هَدَاهيد [هدهد] (ح) :

مرادف (الهُدْهُد) است.

=الهُدْهُدَة-

[هدهد] (ح) : يك هُدهُد.

=الهُدَهِدَة-

[هدهد] (ح) : يك هُدهُد.

=الهَدُوّ-

[هدي] : راهنما، دليل.

=الهُدُوء-

[هدأ] : مص،- من اللّيل: پاسى از شب.

=الهَدُوج-

«قِدْرٌ هَدُوجٌ» : ديگ زودپز.

=الهَدُود-

[هدّ] : زمين نرم و هموار، گردنه سخت؛ «اكَمَةٌ هَدُودٌ» : تپه شيب دار و ناهموار.

=الهُدُون-

آرامش، آشتى، صلح.

=الهَدْي-

[هدي] : مص، روش، سيرت، مرد ارجمند و محترم، آنچه از چارپايان كه براى قربانى به مكّه اهداء شود.

=الهَدِيّ-

[هدي] : مرد مورد احترام، عروس، آنچه از چار پايان كه به مكّه اهداء شود، اسير؛ «الحَمَامُ الهَدِيُّ» : كبوتر نامه بر يا كبوتر نامه رسان و پيام آور.

=الهُدَيَّا-

[هدي] : مثل و مانند.

=الهَدِي ء-

[هدأ] من الليل: پاسى از شب.

=الهُدْيَة-

[هدي] «هُدْيَة الأَمر» : جهت و جانب از كارى.

=الهَدْيَة-

[هدي] : يك هديه از چار پايان كه به مكّه برده شود،- ج هَدْى: راه و روش؛ «هَدْيَةُ الأمرِ» : جانب كار.

=الهِدْيَة-

[هدي] : اسم نوع است از (هَدَى) ،- ج هَدْي: راه و روش؛ «هِدْيَةُ الأَمرِ» : جهت و جانب كار.

=الهَدِيَّة-

ج هَدَايَا و هَدَاوَى و هَدَاوٍ [هدي] :

مؤنث (الْهَدِيّ) است، عروس، آنچه كه بپاس دوستى يا بزرگداشت ارمغان شود.

=الهَدِيد-

[هدّ] : مص، طنين آواز، مرد بلند قامت.

=الهَديل-

مص، آواى كبوتر، جوجه كبوتر، مرد پر موى كه هيچگاه موى خود را شانه نكند؛ «رَجُلُ هَديل» : مرد سنگين وزن.

=الهَدِيم-

گياه باقيمانده از سال قبل.

=هَذَّ-

-هَذًّا و هَذَذًا و هُذاذًا [هذّ] هُ: آنرا بسرعت بريد، آنرا بطور مطلق بريد،- الحديثَ: سخن گفت،،- به: شيفته به آن شد.

=الهَذّ-

[هذّ] : «إزميلٌ هَذُّ» : گرزن تيز و بُرنده.

=الهِذّ-

[هذّ] : بُرّان، بُرّنده.

=هَذَا-

-هَذْوًا [هذو] هُ بالسيف: با شمشير آنرا بريد،- في الْكَلامَ: بعلت بيمارى و غيره هذيان گفت.

=هَذَى-

-هَذْيًا و هَذَيَانًا [هذي] : بعلت بيمارى و غيره ياوه گوئى كرد، هذيان گفت.

=هَذَا-

كلمه ايست مركب از «ذا» اسم اشاره و «ها» ى تنبيه؛ «لِهَذَا» : بنا بر اين، بدين سبب؛ «مع هَذا» : با اين حال؛ «هَذا و انّنا» : بنا بر آنچه گذشت.

=الهُذَاء-

[هذي] : اسم است از (هَذَى) .

=الهُذَّاء-

[هذأ] : «سَيْفٌ هُذَّاءٌ» : شمشير تيز و برنده.

=الهَذَّاء-

[هذي] : «رجُلٌ هَذَّاءٌ» : آنكه بسيار هذيان گويد.

=الهَذَّاءَة-

[هذي] : «رجُلٌ هَذَّاءَةٌ» : مرادف (الهَذّاء) است.

=الهَذَّاذ-

[هذّ] : برّان؛ «جملٌ هَذَّاذٌ» : شترى كه از ساير شتران پيشى گرفته است.

=الهَذَّار-

«رجُلٌ هَذَّارٌ» : بسيار بيوده گوى.

=الهُذَارِم-

[هذرم] : پر گوى.

=الهُذَارِمَة-

[هذرم] : مرادف (الهُذَارِم) است.

=الهَذَّاف-

رجُلٌ هَذَّافٌ»: مرد تندخوى.

=الهُذَام-

قهرمان و دلير، شمشير بران؛ «سِنَانٌ هُذَامٌ» : سر نيزه آهنين.

=الهُذَامَة-

: «شفرةٌ هُذَامَةٌ» : تيغ تيز و برّان.

=هَذَأَ-

-هَذْأ [هذأ] هُ: آنرا بسرعت بريد،- العَدُوَّ: دشمن را نابود كرد،- فلانًا بلسانه: با او بد زبانى كرد،- الكلامَ:

ياوه سرائى كرد،،- تِ الإبلُ: شتران از خستگى كوفته و درمانده شدند.

=هَذِئَ-

-هَذَأً [هذأ] من البرد: از سختى سرما نابود شد.

=هَذَبَ-

-هَذْبًا الشجرَ و غيرَهُ: درخت و جز آن را بريد و اصلاح كرد،- النَّخْلَةَ: ليف درخت خرما را بدر كرد،- الشي ءُ: آن چيز روان شد،،- هَذْبًا و هَذَابَةً: شتاب كرد،- القومُ: سر و صداى آن قوم زياد شد.

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت