مى گويند؛ «كَثُرَ قالُ النّاسِ وَ قِيلُهم» : سر و صداى مردم زياد شد.
[قيل] : بيمارى فتق.
=القَيْلُولَة-
[قيل] : خواب نيم روز، استراحت در نيمه روز چه خواب و چه بيدار.
=القَيِّم-
[قوم] على الأَمر: متولى و عهده دار امرى مانند سرپرست اوقاف و غيره، هر چيز با ارزش؛ «كتابٌ قَيِّمٌ» : كتاب پُر بها و ارزشمند؛ «قَيَمُ الْمَرْأَةِ» : شوهر زن؛ «امْرٌ قَيِّمٌ» :
كارى با اهميت.
=القِيمَة-
ج قِيَم [قوم] : اسم نوع از (قام) است، بها، «ذو قِيمة» : ارزشمند؛ «لا قيمة لَهُ» :
بىرزش است؛ «قيمةُ الإنسان» : قامت انسان.
=القَيِّمَة-
[قوم] على الأَمرِ: مؤنّث (القَيِّم) است؛ (الدّيانَة القَيِّمَة) : دين راستين.
=القِيمِيّ-
[قوم] : منسوب به (القِيمة) است.
=قَيَّنَ-
تَقْيِينًا [قين] هُ: آنرا زينت داد و آراست.
=القَيْن-
ج قُيُون و أَقْيَان [قين] : آهنگر، صنعتكار؛- ج قِيان: بنده و برده.
=القِينَةِ-
ج قِيَان [قين] : كنيز، آواز خوان زن، مشاطه گر، آخرين مُهره كمر به پائين.
=القَيُوء-
[قيأ] : آنكه بسيار قي و استفراغ كند.
=القَيُّولَة-
[قيل] : آنكه استراحت كرده است. اين واژه در زبان متداول رايج است.
=القَيُّوم-
[قوم] : آنكه قائم به ذات خود است كه از نامهاى خداوند متعال است.