فهرس الكتاب

الصفحة 738 من 1009

=الكَبِيس-

گوهرى تو خالى كه در آن عطر نهند، نوعى خرماى بر هم فشرده،- ج مَكَابِيس: در زبان متداول به معناى ترشى شلغم است.

=الكَبِيسَة-

سال ميلادى شمسى است كه با گذشت هر چهار سال يك روز بر ماه دوّم ميلادى (فوريه) افزوده مى شود تا 29 روز گردد. اين وضع مطابق با اسفند ماه سال هجرى شمسى است كه در ايران نيز معمول مى باشد.

=الكِتَاب-

مص،- ج كُتْبٌ و كُتُبٌ: آنچه كه در آن چيزى نوشته مى شود، نوشته، ورق كتاب، حكم، فرضيه، روزنامه، دستور، قَدَر،- على الاطْلاق: هر كتاب آسمانى؛ «اهْلُ الكِتَابِ» : پيروان كتاب آسمانى؛ «الكِتَابُ المُقَدِّس» : نزد مسيحيان: اولين سِفْر تكوين تا آخر سِفر رؤيا از كتاب انجيل است؛ «امُّ الكِتاب» : اصل يا مقدمه كتاب است، سوره فاتحه از قرآن كريم است.

=الكُتَّاب-

ج كَتَاتِيب: جمع كاتب است، جاى آموزش و تعليم.

=الكِتَابَة-

مص، آنچه كه نوشته شده باشد، نوشته و تعهد براى برده كه چنانچه در مدت معينى مالى بپردازد آزاد خواهد شد.

=الكِتَاف-

ج أَكْتِفَة و كُتْف و كُتُف: ريسمانى كه با آن دستها را تا پشت كِتف بندند.

=الكِتَام-

«كِتامُ المعدة» : كُندى و يبوست معده.

=الكَتَّام-

مُرادف (الكُتَمَة) است.

=الكَتَّامَة-

مُرادف (الكُتَمَة) است.

=الكَتَّان-

(ن) : نام گياهى است زيبا از رسته (الكَتَّانِيّات) كه داراى ساقه بلند و مستقيم و گلهاى آبى رنگ است از الياف آن پارچه هاى كتانى بافته مى شود و از روغن دانه هاى آن براى روشنائى استفاده مى شود،- (ن) : و به معناى خزه (طحلب) سبز است كه بر روى آب گسترده مى شود.

=الكَتَّانيّ-

ج كَتَّانِيُّون: فروشنده پارچه هاى كتانى.

=الكَتَّانِيَّات-

(ن) : نوعى گياه از تيره كتانيان است.

=الكَتَّانِيَّة-

(ن) : نام گياه ديگرى است كه برگهاى آن بسان برگهاى كتان است، داراى گلهاى درشت و زرد رنگ كه به شكل سنبل است و براى زينت كشت مى شود.

=كَتَبَ-

-كَتْبًا و كِتَابًا و كِتَبَةً و كِتَابَةً الكتابَ:

الفاظ كتاب را با حروف هجا نوشت،- عليه كذا: فلان چيز را بر عليه او مقرر ساخت و حكم صادر كرد؛ «كَتَبَ اللّهُ على عِبادِهِ الطَّاعَة» : خداوند بندگان خود را امر به اطاعت كرد،- كَتْبًا القِرْبَةَ: درزهاى مشك را با دو قطعه چرم دوخت.

=كَتَّبَ-

تَكْتِيبًا [كتب] الكِتَابَ: كتاب نوشت،- الولدَ: به آن جوان نوشتن آموخت،- الجُنُودَ: لشكر را به شكل دسته دسته يا گروه گروه درآورد و آن را آماده كرد.

=الكُتْبَة-

ج كُتَب: دوالى كه با آن درزها را دوزند، درزى كه دو طرف آن بوسيله دوال به هم دوخته شود.

=الكِتْبَة-

مص، نسخه بردارى از روى كتاب، سهيم شدن در پرداخت كمك خرجى، حالت و چگونگى.

=الكَتَبَة-

جمع كاتب است،- عِنْدَ اليهود: بر دانشمندان روحانى يهودى اطلاق مى شود.

=الكُتُبِيّ-

فروشنده كتاب، كتابدار، نگهدارنده كتاب.

=الكَتَد-

ج أَكْتَاد و كُتُود: جاى پيوستن شانه تا پشت انسان.

=الكَتِد-

ج اكْتَاد و كُتُود: مُرادف (الكَتَد) است.

=الكِتْر-

كوهان بلند شتر، ساختمان بلند، بزرگى و ارزشمندى، هودج كوچك، ميانه هر چيزى.

=الكَتْرَة-

كوهان بلند شتر.

=الكِتْرَة-

گنبد، پاره اى از كوهان شتر.

=كَتِعَ-

-كَتَعًا: انگشتان دست او فلج شد، آنكه انگشت او ترنجيده و يا فلج شده باشد،- في العَمَل: در كار همت و كوشش كرد.

=كَتَّعَ-

تكْتِيعًا [كتع] اللحمَ: گوشت را ريزريز كرد.

=الكَتْعَاء-

زنيكه انگشتانش منقبض و فلج شده و به سمت كف دست برگشته باشد.

=كَتَفَ-

-كَتْفًا و كِتّافًا الرجُلَ: بر شانه آن مرد زد، دستهاى او را از پشت با ريسمان بست،- السَّرجُ الدابَّةً: زين كِتف ستور را زخم كرد،- الإنَاءَ: ظرف شكسته را بند زد،- كَتْفًا و كَتِيفًا: آهسته راه رفت و يا شانه هاى خود را در راه رفتن جنبانيد، دو چوبه هودج را به يكديگر بست،- في الأَمْر: در آن كار نرمش نشان داد،- كَتْفًا و كَتَفانًا الطَّائِرُ: پرنده در حاليكه بالهاى خود را جمع كرده بود پريد.

=كَتِفَ-

-كَتَفًا: شانه او پهن و يا درشت شد، از درد شانه ناليد و آهسته راه رفت.

=كَتَّفَ-

تَكْتِيفًا [كتف] الرجُلَ: مُرادف (كَتَفَهُ) است،- تِ الْفَرَسُ: اسب در راه رفتن دو كِتفَش را جنبانيد،- الإنَاء: ظرف شكسته را بند زد،- اللّحَم و نَحْوَهُ: گوشت را ريز ريز كرد.

=الكَتْف-

ج كِتَفَة و أكْتَاف (ع ا) : مُرادف (الكَتِف) است.

=الكِتْف-

ج كِتَفَة و أَكْتَاف (ع ا) : مُرادف (الكَتِف) است.

=الكَتَف-

مص، دردى كه در شانه پديد آيد، عيب و نقصى در شانه و يا كتف.

=الكَتِف-

ج كِتَفَة و أَكْتَاف (ع ا) : استخوان پهن سرشانه انسان- اين كلمه مؤنث است.

=الكَتْفَاء-

زنى كه از درد شانه نالد.

=الكُتْفَان-

(ح) : ملخ كه تازه به پرواز در آيد.

=الكِتْفان-

(ح) : مُرادف (الْكُتْفان) است.

=الكُتْفَانة-

(ح) : واحد (الكُتْفان) است.

=الكِتْفَانَة-

(ح) : واحد (الكِتْفان) است.

=كَتْكَتَ-

كَتْكَتَةٌ [كتكت] الرجُلُ: آهسته راه رفت يا گامها را نزديك به هم برداشت.

=كَتِلَ-

-كَتَلًا: لغزيد، ليزخورد.

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت