فهرس الكتاب

الصفحة 730 من 1009

=القِيَاسِيّ-

[قيس] : آنچه كه بر مبناى مقايسه و به مقتضاى آن عمل مى شود؛ «الرَّقْمُ القِياسِىّ» : بالاترين رقم.

=القِيَاض-

[قيض] : مساوى و برابر با چيزى.

=القِيَام-

[قوم] : «قِيَامُ الأَمرِ» : قوام امر.

=القَيَّام-

[قوم] : قائِم به ذات كه از نامهاى خداوند متعال است.

=القِيَامَة-

[قوم] : زندگى پس از مرگ؛ «يَوْمُ القِيامة» : روز قيامت.

=قَيَّأَ-

تَقْيِئَةً [قيأ] فلانًا ما أَكلهُ: آنچه كه خورده بود باعث قي و استفراغ او شد.

=القِيت-

[قوت] : مرادف (القوت) است.

=القِيتَار-

ج قَيَاتِير (مو) : گيتار (از ابزار موسيقى) - اين كلمه يونانى است.

=القِيتَارَة-

ج قَيَاتِير (مو) : مُرادف (القيتار) است.

=القِيتَة-

[قوت] : مُرادف (القُوت) است.

=القِيثَار-

ج قَياثِير (مو) : مُرادف (القيتار) است.

=القِيثَارَة-

ج قَياثِير (مو) : مُرادف (القيتار) است.

=قَيَّحَ-

تَقْيِيحًا [قيح] الجرحُ (طب) : زخم چرك كرد يا از زخم ماده چركى بيرون آمد.

=القَيْح-

[قيح] : ماده سفيد رنگ چركى است و بدون خون.

=قَيَّدَ-

تَقْيِيدًا [قيد] هُ: پاى او را با پاى بند بست، او را از كار بازداشت،- هُ بِالإحسان:

دل او را به خود معطوف كرد،- الكِتابَ:

كتاب را براى رفع اشكال اعراب گذارى كرد،- الخطّ: نوشته را اعراب گذارى و نقطه گذارى كرد،- الحِسابَ: حساب را يادداشت كرد،- اسمَهُ في الدَّفتر: نام وى را در دفتر ثبت نمود،- الكاتِبُ وَ المُتكلّم:

نويسنده و گوينده تا حدودى خواسته خود را سر بسته بيان كردند.

=القَيْد-

[قود] : «فَرَسٌ قَيْدٌ» : اسب زبون و منقاد.

=القَيْد-

[قيد] : مقدار و اندازه،- ج قُيُود وَ اقْياد: ريسمانى كه با آن پاى ستور را بندند، ثبت كردن، محاصره و فشار، «قَيْدُ الأَسْنان» : لثه دندان؛ «على قيدِ الحَياة» : او هنوز زنده است؛ «قَيْدَ» : به معناى تحت است؛ «المَشْروعُ اوِ الْمَسْأَلَة قَيْدَ البَحْثِ» : موضوع تحت بررسى و مطالعه است.

=القِيد-

[قود و قيد] : مقدار و مسافت و يا اندازه.

=القَيِّد-

[قود] من الخيل أو الإبل: اسب يا شتر رام و منقاد.

=قَيَّرَ-

تَفْيِيرًا [قير] الشي ءَ: آن چيز را قيراندود كرد.

=القِير-

[قير] : قير يا ماده آسفالت كه آن را (الزّفت) نيز گويند.

=القِيرَاط-

ج قَرَارِيط [قرط] : يك قسمت از بيست و چهار قسمت چيزى (24/ 1) ، نيم دانگ و يا يك چهارم از يك ششم دينار است و گفته مى شود كه عبارت از نصف يك دهم دينار است، و در نزد يونانيان عبارت است از يك حبّه خرنوب (نوعى سيب بد مزه) و نيم دانگ است، و درهم نزد آنها دوازده حبه است،- و در مساحت عبارت از پهناى يك انگشت است.

=القَيْرَوَان-

ج قَيْرَوَانَات: گروه اسبان، بيشترين افراد لشكر، كاروان، اين كلمه فارسى است.

=القِيرِيُوس-

(ن) : نام گياهى است از نوعى صبّاريات كه داراى شاخه هاى اسطوانى مانند شمع است. اصل اين گياه از آمريكا مى باشد.

=القِيس-

[قيس] : مقدار و اندازه.

=القَيْسَاريَّة-

بازار دردار.

=قَيْصَر-

ج قَيَاصِرة: لقب پادشاهان روم و روس است.

=القَيْصَرِيَّة-

«العَمَليَّة القَيْصَرِيَّة» : عمل جراحى سزاريان زن در زايشگاهها.

=القَيْصُوم-

(ن) : گياهى است خوشبو كه با آن درمان كنند.

=قَيَّض-

تَقْيِيضًا [قيض] اللّهُ لهُ كذا: خداوند براى او چيزى مقدر كرده است،- اللّهُ فُلانًا لِفُلانٍ: خداوند فلانى را براى فلان مقرر ساخت.

=القَيْض-

[قيض] : مص،- پوسته سفت تخم مرغ، مساوى و برابر.

=القِيضَة-

ج قِيض [قيض] : يك پاره استخوان ريز.

=القِيطان-

ج قَيَاطِين: ريسمان بافته شده از ابريشم. اين واژه در زبان متداول رايج است.

=القِيطانَة-

واحد (القِيطان) است.

=قَيَّظَ-

تَقْيِيظًا [قيظ] القومُ: باران تابستانى بر آنها باريد،- القَوْمُ بِالمكان: آن قوم در آن مكان در فصل تابستان اقامت كردند،- هُ الشَّى ءُ: آن چيز براى فصل تابستان او كافى شد.

=القَيْظ-

ج أَقْيَاظ و قُيُوظ: سختى گرما، چلّه تابستان.

=القَيِّظ-

بسيار گرم.

=القَيْظِيّ-

آنچه كه در تابستان بدست آيد.

=القِيق-

[قوق] من الرجال: مرد بسيار بلند قامت.

=القِيق-

[قيق] : احمق و سبك مغز، نام پرنده اى است به اندازه كبوتر كه داراى بالهاى راه راه و دُمِ سياه و پُر آوازه است، نام ديگر آن (ابو زُرَيق) است.

=القَيْقَب-

[قيقب] : آهن لگام كه در دهان اسب قرار مى گيرد، چوبى كه از آن زين ساخته مى شود، زين،- (ن) : نام گياهى است زينتى كه در باغچه ها و پاركهاى عمومى كاشته مى شود، نوعى از آن در كانادا مى رويد كه از آن مواد قندى استخراج مى شود.

=القَيْقَبَان-

[قيقب] : چوبى كه از آن زين مى سازند، زين.

=قَيَّلَ-

تَقْيِيلًا [قيل] هُ: هنگام ظهر به او آب داد،- فُلانٌ: استراحت نمود.

=القَيْل-

ج أَقْوَال و أَقْيَال و قُيُول [قول و قيل] :

رئيس، نام يكى از پادشاهان حِمْيَر (قومى از عرب) .

=القِيل-

[قول] : مص، پاسخ، آنچه كه مردم

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت