فهرس الكتاب

الصفحة 845 من 1009

=المُشَمَّع-

لباس بارانى كه در زمستان معمولًا مى پوشند.

=المَشْمَعَة-

[شمع] : جاى ساختن شمع يا فروش آن.

=المِشْمَل-

[شمل] : شمشير كوتاه، خنجر، ملافه، جامه وسيع كه بر خود پيچند.

=المِشْمَلَة-

[شمل] : جامه پهن كه با آن خود را مى پيچند.

=المَشْمُول-

[شمل] : مفع، كسيكه باد شمال بر او وزيده باشد، خوش اخلاق.

=المَشْمُولَة-

[شمل] : مؤنث (المَشْمول) است مي يا مي سرد؛ «لَيلةٌ مَشْمُولَةٌ» : شب سرد؛ «اخلاقٌ مشمولةٌ» : اخلاقي بد و مذموم.

=المَشْمُوم-

[شمّ] : مفع، آنچه با حس شامه درك مى شود، مُشك.

=المِشْنَاق-

[شنق] : بلند همت.

=المَشْنَأ-

[شنأ] : كار ناپسنديده كه مردم را بشوراند (اين كلمه در مذكر و مؤنث و مفرد و جمع كاربرد يكسان دارد) .

=المِشنَب-

[شنب] : مرد سپيد دندان و زيبا.

=المُشَنَّع-

[شنع] : كار ناپسند، كسيكه خبرهاى دروغ پخش كند.

=المَشْنَقَة-

[شنق] : چوبه دار، جائيكه در آن گناهكاران را بدار مىويزند و اعدام مى كنند.

=المَشْنُوء-

[شنأ] : مرد بد اخلاق كه مورد تنفر ديگران باشد.

=المُشْهَد-

[شهد] : مفع، كسيكه در راه خدا كشته مى شود.

=المَشْهَد-

ج مَشَاهِد [شهد] : ديدگاه، مجتمع مردم، محضر مردم، جاى شهادت شهيد، فصلى از نمايش؛ «مسرحيَّة ذات ثلاثة مَشَاهِد» : نمايش در سه پرده نمايشى.

=المَشْهُدَة-

[شهد] : مرادف (المَشْهَدة) است.

=المَشْهَدَة-

[شهد] : محضر و ديدگاه مردم.

=المَشْهُود-

[شهد] : مفع، روز قيامت، روز جمعه؛ «الجُرْمُ المَشْهُود» : بزه كه در حين ارتكاب از طرف مردم ديده شود، «وُجِدَ في حالة الجُرم المشهود» : در حين ارتكاب جرم ديده شد.

=المَشْهُور-

[شهر] : بلند آوازه، معروف.

=المَشْهُورَة-

[شهر] : مؤنث (المَشْهُور) است.

=المَشْو-

[مشو] : داروئى است مُسْهل.

=المَشُّوّ-

[مشو] : مرادف (المَشْو) است.

=المِشْوَاة-

ج مَشَاوٍ [شوي] : كباب پز، گوشت كباب كن.

=المِشْوَار-

ج مَشَاوِير [شور] : چوبى كه با آن عسل گيرند، ظاهر و باطن، جاى فروش ستوران و چهار پايان، زه كمان ندافى.

=المَشُوب-

[شوب] : درهم آميخته، مخلوط.

=المُشَوِّب-

[شوب] : گرما زده. اين واژه در زبان متداول رايج است.

=المُشَوِّبَة-

[شوب] : مؤنث (المُشَوِّب) است.

=المِشْوَر-

ج مَشَاور [شور] : چوبى كه با آن عسل گيرند يا چينند.

=المَشُور-

[شور] : مفع، موى تراشيده شده، آرايش شده،- من العسل: عسل بدست آورده و آماده شده.

=المَشْوَرَة-

[شور] : مرادف (المَشُورة) است.

=المَشُورَة-

ج مَشُورَات [شور] : پند و اندرز و نصيحت.

=المَشُوش-

[مشّ] : دستمال و مانند آن.

=المُشَوْشِط-

[شوشط] من الطعام: غذاى سوخته در ديگ و دود زده. اين كلمه در زبان متداول رايج است.

=المَشُوق-

[شوق] : آنكه عشق او را مشتاق كرده باشد.

=المُشَوِّق-

[شوق] : فا، تشويق كننده.

=المُشْوِكَة-

[شوك] : «شجرةٌ مُشْوِكَة» : درخت خاردار يا درختى كه خار بسيار دارد.

=المَشُوم-

[شأم] : آنچه كه باعث بدبختى باشد و در زبان متداول (مَيْشُوم) گفته مى شود.

=المُشَوَّه-

[شوه] : بد قيافه، زشت، نامتناسب؛ «مُشَوَّهُ الحربِ» كسيكه در اثر جنگ عضوى يا بيشتر از اعضاى خود را از دست داده باشد.

=المَشُوك-

[شوك] : «جسدٌ مَشُوكٌ» : جسدى كه بر روى آن خار باشد.

=المَشْوِيّ-

[شوي] : «لَحْمٌ مَشْوِيٌّ» : گوشتى كه بر روى آتش پخته شده باشد.

=المَشِيّ-

[مشو] : مرادف (المَشْو) است.

=المِشْيَاع-

[شيع] : ميله مخصوص بهم زدن آتش تنور؛ «رَجُلُ مِشْياعٌ» : مرديكه نتواند راز نگاهدارد و آنرا فاش كند.

=المَشِي ء-

[شيأ] من الأَشياء: چيز خواسته و مراد.

=المَشِيئَة-

[شيأ] : اراده؛ «كلُّ شي ءٍ بِمَشِيئَةِ اللّه» هر چيزى به خواسته و اراده خداست.

=المَشِيب-

[شوب] : مخلوط و آميخته بهم.

=المَشِيب-

[شيب] : مصدر است، پيرى و سالمندى.

=المِشْيَة-

[مشي] : نحوه راه رفتن، اسم است از (مَشَى الرَّجُلُ) يعنى هدايت شد.

=المَشِيَّة-

[شيأ] : مشيت، خواسته.

=المَشِيج-

ج أَمْشاج [مشج] : دو چيز كه با دو رنگ بهم آميخته شده باشد.

=المَشْيَخَة-

[شيخ] : مقام يا رتبه شخص بزرگ يا رئيس قبيله.

=المَشِيد-

[شيد] : مفع، بلند، آنچه كه بر آن گچ يا رنگ سفيد ماليده باشند.

=المُشَيَّد-

[شيد] : بلند.

=المُشِير-

[شور] : فا، و در سياست بمعناى كسى است كه مقام او بالاتر از وزير باشد، بالاترين درجه نظامى (مارشال) ، ارتشبد.

=المُشِيرَة-

[شور] : انگشت سبابه.

=المُشِيريَّة-

[شور] : رتبه و مقام (المُشير) ، ارتشبد.

=المَشِيط-

[مشط] : شانه شده.

=المُشَيَّط-

[شيط] : گوشت بريانى شده.

=المَشِيع-

[شيع] : كينه توز، ظرف پُر.

=المُشَيَّع-

[شيع] : مفع، شتابگر، قهرمان.

=المَشِيعَه-

[مشع] : مرادف (المِشْعَة) است.

=المِشْيَعَة-

[شيع] : سبدى كه زنان در آن پنبه و مانند آن گذارند.

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت