فهرس الكتاب

الصفحة 978 من 1009

راست و قسمتهاى بالاى شكم آن فشرده و شكم آن تنگ شد (و اين نقص و عيب است) .

=الهَضْم-

مص، هضم شدن غذا؛ «سَهْلُ الهَضْم» : غذائيكه آسان هضم شود، نوعى بخور،- ج اهْضَام و هُضُوم: زمين هموار، درون دشت.

=الهِضْم-

مرادف (الهَضْم) است،- ج أَهْضَام و هُضُوم: زمين هموار، درون دشت.

=الهَضَم-

گونه اى بخور.

=الهَضْمَاء-

مؤنث (الأَهْضَم) است.

=الهَضْمَة-

مرادف (الهَضَم) است.

=الهَضُوم-

ج هُضُم: آنچه كه به هضم غذا كمك كند، «يدٌ هَضُومٌ» : دستِ دهنده و بخشنده.

=الهَضِيب-

«غَنَمٌ هَضِيبٌ» : گوسفند كم شير.

=الهَضِيض-

[هضّ] : «شي ءٌ هَضِيضٌ» : چيز شكسته و كوبيده شده.

=الهَضِيم-

بمعناى (المَهْضُوم) است؛ «امْرأَةٌ هَضِيمٌ» : زن كمر باريك؛ «بَطنٌ هَضيم» :

شكم فرو رفته؛ «قَصَبَةٌ هَضِيمٌ» : نى كه با آن نوازند.

=الهَضِيمَة-

ج هَضَائم: اسم است از (هَضَمَ فلانًا) ، غذائيكه براى مرده خيرات كنند، ستم، خشم.

=الهَطَّال-

من المطر و السحاب: باران يا ابر پيوسته و پر باران.

=هَطَرَ-

-هَطْرًا الكلبَ: سگ را با ضرب چوب كشت يا اينكه آن را زد.

=هَطَلَ-

-هَطْلًا و هَطَلَانًا و تَهْطَالًا المطرُ: باران بسيار و پياپى باريد،- الجَرْيُ الْفَرَسَ: دويدن اسب انگيزه عرق ريختن آن شد،- تِ العينُ بِالدّمع: چشم اشك ريخت،- تِ الناقةُ: ماده شتر بسستى راه رفت،- الرّجُلُ: آن مرد به راه خود رفت.

=الهُطْل-

«دِيمَةٌ هُطْلٌ» : باران پيوسته و پياپى.

=الهَطْل-

مص، باران سست و پيوسته، خستگى.

=الهِطْل-

احمق، دزد،- (ح) : گرگ.

=الهَطِل-

مرادف (الهاطِل) است؛ «مَطَرٌ هَطِلٌ و سحابٌ هَطِلٌ» : باران پيوسته و ابر پيوسته و بارنده.

=الهَطْلَى-

«ناقةٌ هَطْلَى» : ماده شترى كه آهسته راه رود؛ «ابلٌ هَطْلَى» : شتران بدون شتربان.

=الهَطَلَى-

«إبِلٌ هَطَلَى» : مرادف (هَطْلى) است.

=هَفَّ-

-هَقًّا و هَفِيفًا [هفّ] تِ الريحُ: باد وزيد و صداى وزيدن آن شنيده شد،- الشّي ءُ: آن چيز سبك شد،- الرّجُلُ: در راه رفتن خود شتاب كرد،- تْ نفسُهُ الى الشي ء: بسوى آن چيز اظهار تمايل كرد.

=الهِفَّ-

مرد سبك، كندوى تنگ و كم عسل، چيز ميان تهى، كِشْتى كه درو آن بتأخير افتد و دانه هايش پراكنده شود، ماهى ريز، نوزادهاى بزرگ حشرات؛ «سحابٌ هِفٌّ» : ابر نازك و بى باران؛ «شَهْدَةٌ هِفٌّ» : كندوى بى عسل يا كم عسل.

=هَفَا-

-هَفْوًا و هَفْوَةً و هَفَوَانًا [هفو] : گرسنه شد، شتاب كرد، بدنبال چيزى رفت،- الطّائِرُ: پرنده بال زد و پرواز كرد،- الظّليمُ: شتر مرغ دويد،- تِ الرّيحُ بِالْمَطر:

باد باران را با خود برد و راند،- الرّجُلُ: آن مرد آشفته حال شد، خوشحال و سبكبال شد،- الفؤادُ: دل به طپش افتاد،- تِ الريحُ بِالصّوفة: باد پشم را به حركت در آورد،- هَفْوًا و هُفُوًّا تِ الرّيشةُ او الصُّوفَةُ فِى الْهَواء:

پريا پشم در هوا پراكنده شد.

=الهَفَا-

[هفو] : بارانى كه ببارد و سپس بايستد.

=الهَفَاء-

[هفو] : اسم است از (هَفَتِ الريحُ بِالْمَطَر) ، لغزش و اشتباه.

=الهَفَات-

[هفت] : احمق.

=الهَفَاة-

[هفو] : يك نوبت باران؛ «رجُلٌ هَفَاةٌ» : مرد احمق.

=الهَفَّاف-

[هفّ] : برّاق و درخشان،- من القُمصان: پارچه نازك و درخشان،- مِنَ الأَجْنِحَةِ: بال سبك پرواز،- من الحُمرُ: خر چالاك و چُست،- من الضّلال: سايه خنك يا سايه كم؛ «رَجُلٌ هَفّافٌ القميصِ» : مرد سبك و خفيف.

=الهَفَّافَة-

[هفّ] : مؤنث (الهَفَّاف) است؛ «ريحٌ هَفَّافةٌ» : باد خوش و آرام، باد تند و زود گذر.

=هَفَتَ-

-هَفْتًا و هُفَاتًا الشي ءُ: آن چيز در اثر سبكى به هوا پرتاب شد الرّجُلُ:

بى رويه و بسيار سخن گفت.

=الهَفْت-

مص، زمين هموار، حماقت زياد، ريز ريز شدن چيزى و سقوط آن بر روى زمين مانند يخ،- من الكلام: سخن زياد و بى رويه،- مِن الْمَطَر: بارانى كه به سرعت ببارد.

=الهُفَّة-

[هفّ] ، «ما في بَيتكَ هُفَّةٌ و لا سُفَّة» :

در خانه تو خوراك و نوشيدنى وجود ندارد.

=الهِفَّة-

[هفّ] : واحد (الهِفّ) است بمعناى نوزادهاى بزرگ حشره.

=الهَفْهَاف-

[هفهف] : شكم باريك، تشنه،- مِن القُمْصَان وَ الأَجْنحة: جامه روشن و تن نما و بال نازك؛ «طَلُّ هَفْهَافٌ» : شبنم سرد كه در آن باد وزد؛ «غرفةٌ هَفْهَافَةٌ» :

اطاق سرد و تاريك.

=هَفْهَفَ-

هَفْهَفَةً [هفهف] الرجُلُ: آن مرد لاغر اندام و بسان شاخه درخت شد،- الشّي ءَ: آن چيز را تكان داد.

=الهَفْهَف-

[هفهف] : «طَلٌّ هَفْهَفٌ» : شبنم سرد كه بر آن باد وزد.

=الهَفْوَة-

ج هَفَوَات [هفو] : اشتباه و لغزش.

=هَفِيَ-

-هَفَاءً [هفو] : بسيار گرسنه شد- اين كلمه در زبان متداول رايج است.

=الهَفْيَان-

آنكه بسيار گرسنه است- اين كلمه در زبان متداول رايج است.

=الهَفِيتَة-

من الناس: آنانكه دچار قحطى و سختى شده باشند.

=الهَقْعَة-

(فك) : نام سه ستاره درخشان بر دوش ستاره جوزا نزديك بهم بسان

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت