فهرس الكتاب

الصفحة 182 من 1009

حرف جواب است بمعناى (نَعَم) كه همواره قبل از قسم خوردن مىيد مانند (إي وَ اللّه) : قسم به خدا.

=أَيّ-

از ادوات شرط است كه دو فعل را مجزوم مى كند مانند «ايَّا تَضْرِبْ أَضْرِبْ» و نيز ادات استفهام است مانند «ايُّكُم اتَى؟» ، اسم موصول است مانند «سَلَّم على أَيِّهِمْ افضل» و «ايّا كان» و «ايُّ مَنْ كانَ» و «على ايّ حال» ، و گاهى معناى كمال را ميرساند كه در اينصورت صفت است براى نكره مانند «زيدٌ رَجُلٌ اىُّ رَجُل» يعنى زيد كامل است در صفات مردانگى و همچنين است در جمله ى «إنّ لهُ شَأْنًا ايَّ شأن!» و گاهى به آخر آن (ما) ى زائده مىيد مانند «اعْجِبْتُ بِهِ أَيَّمَا إعْجَابَ!» : از او در شگفت شدم چه شگفتى بسيار و كامل، و گاهى صله است براى ندائيكه در آن (أل) پيوسته به (هاء) تنبيه باشد مانند «يا ايُّهَا الرَّجُلُ و يا ايَّتُهَا المرأة» كه در اينصورت هر گاه اسم بعد از آن جامد باشد بدل آن مى شود مانند (الرَّجُلُ) و هر گاه مشتق باشد صفت آن مى شود مانند «يا ايُّهَا الفَاضِلُ» .

=أَيَا-

حرف (نداء) است براى دور و گاهى همزه ى آن به (هاء) تبديل مى شود مانند «هَيَا» .

=إيَّا-

ضمير منفصل منصوب است كه تمامى ضماير نصب به آن وصل مى شود تا تمييز ضمير شناخته شود مانند «إيّانَا، إيّاكُم، إيَّاهُ ... » ؛ «إيَّاكَ أنْ» تو را از چيزى نهي مى كنم؛ «إيّاكَ مِنْ» از چيزى بر حذر باش.

=الإيَاب-

[أوب] : بازگشتن، مراجعت؛ «مَشَوْا ذَهَابًا و إيابًا» : رفتند و برگشتند.

=الأَيَابِس-

[يبس] : جمع (الأَيْبَس) است، آنچه از اجسام سفت و سخت كه بر آن شمشيرها را آزمايش كنند.

=الإيَاد-

[أيد] : آنچه كه با آن چيز را تقويت كنند و نيرو بخشند؛ «إيَادَا الْجَيْش» : ميمنه و ميسره يا چپ و راست لشكر، پوشش، پناه، كوه بلند و استوار، هوا.

=الأَيَادِي-

[يدي] : جمع (ايْد) است، نعمتها و فراخهاى زندگى؛ «له أَيَادٍ بَيضَاء» : نعمتها و بخشندگيها دارد؛ «ذَهَبُوا ايَادِي سَبا» : رفتند و پراكنده شدند.

=أَيَّار-

ماه پنجم از سال شمسى ميلادى است كه مطابق با يازدهم ارديبهشت تا دهم خرداد از سال شمسى هجرى است.

الإِيَارَجَة-

ج أَيَارِج [يرج] (طب) : داروئى است مُسْهل.- اين واژه فارسى است-

الإيَالَة-

ج إيَالات [أيل] : ايالت، استان كه زير نظر يك (استاندار) اداره مى شود.

=الأَيَّام-

[يوم] : جمع (يَوم) است؛ «ايَّام اللّه» پاداشها و نعمتهاي الهى يا كيفرهاى او؛ «ايَّامُ العربِ» : جنگها و پيشامدهاى عرب؛ «على توالِي او على ممر الأيّام» روزهاى پياپى و همواره در طول زمان.

=أَيَّانَ-

اسم شرط است براى زمان كه دو فعل را مجزوم مى كند مانند «ايَّانَ تَضْرِبْ اضْرِبْ» : هر گاه بزني مى زنم. اين اسم گاهى در پى آن (ما) مىيد مانند «ايّانَ ما تَذْهَبْ اذْهَبْ» : هر زمان بروى مى روم، و گاهى اسم استفهام است از زمان و بمعناى (مَتى) مى باشد مانند «أَيَّان تَرْجِعُ؟» : كي برميگردى.

=أَيْأَسَ-

إيئَاسًا [يأس] هُ: او را به يأس و نوميدى انداخت.

=أَيَّبَ-

تَأْيِيبًا [أوب] عنهُ: از وى روى گردان شد.

=أَيْبَسَ-

إيبَاسًا [يبس] الشي ءَ: آن چيز را خشك كرد،- المَكَانُ: گياه آن زمين خشك شد،- العودُ: نمِ چوب رفت و خشك شد،- القَومُ: آن قوم در سرزمين خشك و بى آب به راه افتادند.

=الأَيْبَس-

[يبس] : آنچه كه تر بود و خشك شد.

=الأَيْبَسَانِ-

[يبس] : دو استخوان ساق دست يا پا.

=الإيبِيكا-

(طب) : داروئى است كه از ريشه هاى گياهى در امريكا بدست مىيد و براى درمان حالت تهوّع و استفراغ بكار مى رود.

=ايتَسَرَ-

ايْتِسَارًا [يسر] القومُ: آن قوم گوشت ميسر (قمار) را ميان خود تقسيم كردند.

=أَيْتَمَ-

إيتَامًا [يتم] هُ: او را يتيم كرد،- تِ الْمرأةُ: فرزندان آن زن يتيم شدند.

=الإيثَار-

[أثر] : ايثار، تفضيل، محبت و گرامى داشتن ديگرى.

=الإيجَاب-

[وجب] : مص، تأييد، قبول. اين واژه ضدّ (النَّفْى و الرَّفْص) است؛ «رَدَّ بِالإيجَاب» : جواب قبول داد، پذيرفت؛ «فَعَلْتُ ذلك ايْجابًا لِحَقِّهِ» : آن كار را براى رعايت حق وى انجام دادم؛ «عَلامةُ الإيجاب» (ع ح) : علامت بعلاوه (+) است.

=الإيجَابِيّ-

[وجب] : مثبت. اين واژه ضدّ (السَّلْبِيّ) است بمعناى منفي.

=الإيجَار-

[أجر] : اجاره ى خانه؛ «بِرَسْمِ الإيجَار» : آماده ى اجاره.

=الإيحَاء-

[وحي] : مص،- الذّاتِي: تحت تأثير قرار دادن افكار و انديشه ها.

=أَيَّدَ-

تَأْيِيدًا [أيد] هُ: او را نيرومند ساخت، او را تأييد كرد، آن را استوار ساخت.

=الأَيْد-

[أيد] : نيرو.

=الأَيِّد-

[أيد] : نيرومند.

=أَيْدَى-

إيدَاءً [يدي] عند فلانٍ و اليهِ: از فلانى نكوئى ديد و انعام گرفت.

=الأَيْدَع-

[يدع] (ن) : زعفران، چوب گياه بَقَمْ.

=الإيدِيُولُوجيا-

ايديولوژى، هنر بحث و مطالعه در تصوّرات و افكار و انديشه ها- اين واژه يونانى است-

ايْرَادَّ-

ايْرِيدَادًا [ورد] الفرسُ: آن اسب سرخ رنگ مايل به زردى شد.

=الإيرَاد-

[ورد] : مص؛ «إيرادُ البَضَائِع مِنَ الخَارج» : وارد كردن كالاهاى تجارى از خارج كشور كه بر آن (الاسْتِيراد) نيز اطلاق

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت