فهرس الكتاب

الصفحة 484 من 1009

چراغ يا نفت ريخت. اين تعبير در زبان متداول رايج است.

=الزَّيْت-

مص،- ج زُيُوت: روغن زيتون، واژه ى زيت نيز بر مواد مايع قابل اشتعال كه از گياهان يا حيوانات گرفته و از آن در تغذيه و روشنائى و عطر آميزى استفاده مى شود اطلاق مى گردد.

=الزَّيْتُون-

(ن) : درخت زيتون، ميوه ى زيتون.

=الزَّيْتُونَة-

(ن) : واحد (الزَّيتُون) است.

=الزَّيْتُونيّ-

منسوب به (الزَّيتُون) است.

=الزَّيْتُونيَّات-

(ن) : رسته ايست گياهى كه در سه تيره وجود دارد زيتونى و مرّاني و ياسميني.

=الزَّيْتُونِيَّة-

(ن) : گياهى است كه برگهاى آن همانند برگهاى نخل زيتون است و شكوفه هاى آن زرد رنگ و بو دار. اين گياه براى زينت كشت مى شود.

=الزَّيْتِيّ-

منسوب به (الزَّيت) است؛ «صورةٌ زَيْتِيَّة او لَوحَةٌ زَيِتِيّة» : تصوير رنگى و قلمي كه از آميخته ى روغن تخم كتان و يك ماده ى رنگى ملوّن مى شود.

=الزِّيج-

ج زِيجَات و زِيَجَة [زيج] (ب) : ريسمان بنايان. اين واژه فارسى است،- (فك) :

جدولى است كه بوسيله ى آن حركات ستارگان سيّار شناخته مى شود اين واژه فارسى است.

=الزِّيجَة-

ج زِيجَات [زوج] : عقد ازدواج و زناشوئى.

=زَيَّحَ-

تَزْيِيحًا [زيح] : خط مستطيل كشيد.

=اين واژه در زبان متداول رايج است،- الأَشياءَ المُقَدَّسَةَ عِندَ المَسِيحِيِّين: اين تعبير نزد مسيحيان بمعناى چيزهاى مقدس را در جشن مذهبى برداشتن و گرداندن و ارائه دادن است. اين تعبير سريانى است.

=الزِّيح-

خط مستطيلى كه با قلم و مانند آن كشيده شود. اين واژه در زبان متداول رايج است.

=زَيَّدَ-

تَزْيِيدًا [زيد] هُ: آن چيز را افزايش داد، اضافه كرد.

=زَيَّرَ-

تَزْيِيرًا [زور و زير] البيطارُ الدابَّةَ: بيطار يا دام پزشك دو لب ستور را با زِيار بست.

=الزِّير-

ج أَزْوَار و أَزْيَار و زِيَرَة [زور] : عادت، تارهاى نازك، آنكه همنشينى و ديدار و گفتگوى با زنان را دوست دارد، كتان، سبوى بزرگ.

=الزِّيرَة-

هيأت و چگونگى زيارت است، پاره اى از كتان.

=الزِّيز-

ج زِيزان [زيز] (ح) : حشره ايست از تيره ى زيزيات و نيم بالان كه روى درختان مى نشيند و صداى زيز زيز مى كند، سيرسيرك يا جيرجيرك.

=الزَّيْزَفُون-

[زفن] (ن) : درختى است زيبا از رسته ى زيزفونيها. شكوفه ى آن سفيد و خوشبو و ميوه ى آن خشك است و براى زينت كشت مى شود. شكوفه هاى اين گياه داراى خواص طبي است و آنرا با چاى مى جوشانند و از آن براى تسكين دردهاى عصبى استفاده مى شود؛ «ناقَةٌ زَيْزَفُونٌ» : ماده شتر تندرو.

=الزِّيزِيَّات-

[زيز] (ح) : رسته اى از حشرات نيم بالان كه شامل (الزِّيز) و (المُزبدَة) و جز آنها مى باشد.

=زَيَّغَ-

تَزْيِيغًا [زيغ] هُ: آنرا كج كرد، شك برانگيخت.

=الزَّيْغ-

مص، شك، دور شدن از حق.

=زَيَّفَ-

تَزْييفًا [زيف] الدراهمَ: درهمها را تقلبى و مردود كرد،- الرجُلَ: آن مرد را تحقير كرد،- البناءُ: ساختمان بلند شد.

=الزَّيْف-

ج زِيَاف و أزْيَاف و زُيُوف [زيف] :

بالكن ديوار كه آنرا از باران و جز آن حفظ كند، شرف و بزرگى.

=زَيَّقَ-

تَزْيِيقًا [زيق] الثوبَ: براى پيراهن يقه دوخت.

=الزِّيق-

[زيق] من الثوب: آن قسمت از پيراهن كه دور گردن قرار گيرد يا از سمت جيب باشد،- (ب) : رسن بنايان.

=زَيَّلَ-

تَزْيِيلًا [زيل] هُ: آن را پراكنده كرد.

=زَيَّنَ-

تَزْيِينًا [زين] هُ: آن را زينت بخشيد؛ «زَيَّنَ له ان» : در ذهن او چيزى افكند كه ... او را به خيال انداخت كه ...

=الزّيْن-

مص،- ج أزيَان: خوبيها. اين واژه ضد (الشيْن) است؛ «زَيْنُ الدِّيكِ» : تاج خروس.

=الزَّيْنَب-

(ن) : درختى است زيبا و خوشبو.

=الزِّينَة-

[زين] : اسم است از (تَزَيَّنَ) ، آنچه كه با آن آرايش كنند،- عندَ العَامَّة: و در زبان متداول بمعناى چراغانى و زينت دادن بازارها و خانه ها و خيابانها در جشنهاى دينى يا ملّى،- (ن) : گياهى است از رسته ى مركبات شكوفه هاى آن زيبا و شاخه ها و برگهاى آن جلوه گر است؛ «امْرَاضُ الزِّينَة» (طب) : بيماريهاى پوستى و ناخن يا موى و مانند آنها.

=الزِّينِيَة-

(ن) : نام گياهى است از رسته ى مركبات. اصل اين گياه از مكزيك است و شكوفه هاى آن با دوام است.

=الزُّيُوغ-

[زيغ] : كجى و خميدگى.

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت