فهرس الكتاب

الصفحة 773 من 1009

=اللَّصِيقَة-

ج لَصَائِق: برگه قيمت يا نرخ كه بر روى جعبه يا شيشه و مانند آن مى چسبانند تا محتوى و قيمت آن مشخص گردد.

=لَطَّ-

-لَطًّا [لطّ] البابَ: درب را بست،- الشَّي ءَ: آنرا پنهان كرد،- الستر: پرده را انداخت،- عَنْهُ او عَلَيْهِ الْخَبَر: موضوع را از او پنهان كرد،- تِ النَّاقَةُ بِذَنَبِها: شتر دم خود را موقع دويدن ميان دوران خود گذارد،- الشّي ءَ بِكَذَا: چيزى را به چيزى چسبانيد،- بالأمرِ: آن را گرفت،- الرجُلَ حقَّهُ او عن حقّهِ: منكر حق او شد،- لَطّاهُ بِالْعَصَا: با چوبدستى او را زد.

=اللَّطّ-

[لطّ] : مصدر است،- ج لِطَاط:

گردن بند كه از تخمه رنگ كرده حنظل سازند.

=لَطَا-

-لَطْوًا [لطو] : به تخته سنگ يا غارى از خطر پناه برد.

=لَطَى-

-لَطْيًا: مرادف (لَطَا) است.

=اللَّطَّاع-

كسى كه بعد از خوردن غذا انگشتان خود را مى ليسد.

=اللَّطاف-

كسى كه لطف و محبت بسيار دارد.

=لَطَأَ-

-لُطُوءًا [لطأ] بالأرض: به آن چسبيد،- هُ بالعصا: با چوبدستى بر پشت او زد.

=لَطِئَ-

-لَطًْا بالأَرض: به زمين چسبيد.

=لَطَخَ-

-لَطْخًا الشي ءَ بالمداد و نحوِهِ: چيزى را خط خطى و كثيف كرد،- هُ بِشَرٍّ: او را به دردسر انداخت.

=لَطَّخَ-

تَلْطِيخًا [لطخ] : مرادف (لَطَخَ) است.

=اللَّطْخ-

مصدر است، مقدارى كم از هر چيزى.

=اللَّطِخ-

آنكه كثيف و بد غذا مى خورد، هر چيزى كه غير از رنگ خود برنگ ديگرى در آمده باشد.

=اللُّطَخَة-

ج لُطَخَات: احمق و نابخرد.

=لَطَشَ-

-لَطْشًا هُ: با دست خود او را زد.

=لَطَّشَ-

تَلْطِيشًا [لطش] ثيابَهُ: لباسهاى خود را كثيف كرد.

=اللَّطَط-

[لطّ] : پنهان كردن چيزى، افتادن دندانها يا كرم خوردگى آنها، منع كردن حق كسى كه زيان ديده است.

=لَطَعَ-

-لَطْعًا الكلبُ أو الذئْبُ الماءَ: سگ يا گرگ آبرا خورد،- الشي ءَ بلسانِهِ: با زبان آنرا ليسيد،- تِ البِئرُ: آب چاه خشك شد،- اسْمَهُ: بدهى او واريز شد، بدهى او يادداشت شد،- فلانًا: به او اردنگى زد،- فلانًا بالعصا: با چوبدستى او را زد،- ه بالنّار: با آتش آنرا سوزانيد.

=لَطِعَ-

-لَطَعًا: دندانهايش خورده شده و ريشه هاى آن باقى مانده است،- لَطْعًا فلانًا:

با نوك پا به او اردنگى زد.

=اللَّطْع-

ج أَلْطَاع: زنخ و زير چانه.

=اللَّطَع-

مصدر است، سفيدى لب از داخل دهان.

=اللَّطْعَة-

پوشك بچه.

=لَطَفَ-

-لَطْفًا بفلانٍ أو لفلانٍ: با او محبت و ملاطفت كرد،- اللّهُ بِالْعَبْدِ أَوْ لَهُ: خداوند بنده خود را موفق گردانيد، او را محافظت كرد،- الشَّي ءُ: نزديك شد.

=لَطُفَ-

-لُطْفًا و لَطَافَةً: لاغر و باريك و كوچك شد،- كَلَامُهُ: گفتار او ملايم و مساعد بود.

=لَطَّفَ-

تَلْطِيفًا [لطف] : الشي ءَ: آنرا با لطف و صفا كرد.

=اللُّطْف-

مصدر است،- ج الْطَاف مِنْ قِبَلِ اللّهِ: لطف و توفيق و محافظت خدا.

=اللَّطَف-

ج أَلْطَاف: مقدار كمى غذا، احسان و نيكوئى، هديه و ارمغان.

=لَطَمَ-

-لَطْمًا هُ: بصورت او سيلى زد،- هُ بِكَذَا: او را به چيزى بست،- تِ الْغُرّةُ الْفَرَسَ:

سپيدى صورت اسب در يك طرف چهره اش كشيده شد.

=لُطِمَ-

الرجُلُ: مورد ستم قرار گرفت،- الْفَرَسُ: در يك طرف صورت اسب سپيدى بود.

=لَطَّمَ-

تَلْطِيمًا [لطم] هُ: او را سيلى بسيار زد،- الكِتَابَ: كتاب را پايان داد و آنرا مهر كرد.

=اللَّطْمَة-

ج لَطَمَات: يك سيلى.

=اللَّطُوخِ-

آنچه كه مى مالند و يا بر روى چيزى مى كشند.

=اللِّطِّيخ-

مرادف (اللُّطَخَة) است.

=اللَّطِيف-

ج لِطاف و لُطَفَاء: با لطف، با لطافت، با رفق و آرام، از اسماء الحسنى و معناى آن خداوند لطيف و نيكو منش و دانا نسبت به همه چيز؛ (يَا لَطِيف) : اى پروردگار با لطف و مرحمت،- مِنَ الْكَلَام: آنچه از سخن كه معناى پوشيده داشته باشد،- مِنَ الأَجْرام: نرم و سبك اندر چيزى؛ «الجِنْسُ اللَّطِيف» : زنان.

=اللَّطِيفة-

ج لَطَائِف: مؤنث (اللطيف) است، نكته و بذله گوئى و خوشحال كننده.

=اللَّطِيم-

كسيكه سيلى خورده است، اسبى كه در يك طرف صورت آن سفيدى باشد، اين كلمه در مؤنث و مذكر يكسان بكار برده مى شود، ج لَطُمُ، مِشك، نهمين اسب مسابقه ى اسب دوانى، شتر نر، جوانى كه پدر و مادر خود را از دست داده است.

=اللَّطِيمَة-

ج لَطَائِم: مشك، نافه مشك، بازار عطر فروشان.

=لَظِيَ-

-لَظىً [لظي] تِ النارُ: آتش شعله ور شد.

=لَظَّى-

تَلْظِيَةً [لظي] النارَ: آتش را شعله ور كرد.

=اللَّظَى-

[لظي] : مصدر است، آتش يا شعله آن.

=لَظَى-

[لظي] معرفة: دوزخ و جهنم. اين كلمه ممنوع از صرف است.

=اللَّعَا-

[لعو] : گرسنه و حريص؛ «لَعًا لكَ» دعاست بمعناى خدا تو را از اشتباهى كه دارى در آورد؛ «لا لَعًا لكَ» : نفرين است يعنى خدا تو را خير ندهد.

=اللُّعَاب-

آب دهان؛ «لُعَابُ النّحل» : عسل؛ «لُعَاب الحَيّةِ و نحوِها» : زهر مار؛ «لُعَابُ الشمسِ» : چيزى بشكل تار عنكبوت كه هنگام ظهر ديده مى شود مثل اينكه از آسمان

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت