فهرس الكتاب

الصفحة 701 من 1009

طاق ضربى كوچك به شكل مستطيل، پيوستگى ميان دو لب.

=القَبُّوط-

مُرادف (الجُندب) است به معناى ملخ ريز. اين كلمه در زبان متداول رايج است.

=القَبُول-

مص، پذيرش، باد صبا، زن قابله، روى آوردن تندرستى و نعمت، زيبائى اندام، موافقت، رضايت.

=القُبُونة-

قپاندارى.

=القَبِيح-

ج قِبَاح و قَبْحَى و قَبَاحَى: مرد زشت.

=القَبِيحَة-

ج قِبَاح و قَبَائِح: زن زشت،- ج قَبائِح: كار بد و زشت.

=القَبِيصَة-

مُرادف (القَبْصَة) است.

=القَبِيعَة-

من السيف: شمشيرى كه دسته آن از نقره يا آهن باشد.

=قُبَيْل-

اسم مصغر (قَبْل) است؛ «جاءَ فُلان قُبَيْلَ الْعَصْرِ» : فلانى نزديك به عصر آمد.

=القَبِيل-

ضامن، كفيل، همسر، جمعى كه از سه نفر بيشتر باشند، ج قُبُل وَ قُبَلَاء،- مِنَ النسَاء: زن قابله و ماما ج قُبُل، اطاعت از خدا؛ «مِنْ قَبِيل ذلك» : از آن جهت.

=القَبِيلَة-

ج قَبَائِل: فرزندانى كه از يك پدر باشند، سنگى كه بر دهانه چاه گذارند، هر پاره اى از پوست؛ «قَبائِلُ الرَّأْس» :

استخوانهاى سر كه به هم پيوسته اند؛ «قَبائِلُ الطَّيرِ» : انواع پرندگان؛ «قَبَائِلُ الشَّجَرَة» :

شاخه هاى درخت.

=القَتَّ-

[قتّ] (ن) : علوفه دام، نوعى دانه هاى غذائى ويژه روستائيان.

=القَتَات-

[قتّ] (ن) : نام گياهى است كه همان صمغ عربى مى باشد.

=القَتَاد-

(ن) : درخت محكمى است كه داراى تيغهائى است بسان سوزن.

=القُتَار-

دود غذا، بوى بخور و گوشت و استخوان و چوب سوخته.

=القِتَال-

مص، جنگ، ستيز؛ «سَاحَةُ القِتَال» :

ميدان جنگ.

=القَتَام-

غُبار سياه رنگ، گرد و خاك جنگ، تاريكى، سياهى.

=قَتَبَ-

-قَتْبًا هُ: به او غذاى روده بريان خورانيد.

=القِتْب-

ج أَقْتَاب: روده اين واژه مذكر است و گاهى كاربُرد مؤنث دارد، اطراف شكم، بار و بنه سفر.

=القَتَب-

ج أَقْتَاب: روده، بار و بنه مسافرت، محمل.

=القِتْبَة-

روده.

=القَتَّة-

[قتّ] : واحد (القَتّ) است به معناى دانه بيابانى.

=قَتَّدَ-

تَقْتِيدًا [قتد] القتادَ: شاخه گياه گون را كند و خارهاى آن را پاك كرده و به شتر خورانيد.

=قُتِّدَ-

[قتد] القَتَادُ: گوشه هاى گياه گون با آتش سوخت.

=القِتْد-

ج أَقْتَاد و أَقْتُد و قُتُود: مُرادف (القَتَدَ) است.

=القَتَد-

ج أَقْتَاد و أَقْتُد و قُتُود: چوبه محمل.

=قَتَرَ-

-قَتْرًا و قُتُورًا على عيالهِ: در پرداخت نفقه بر خانواده خود تنگ گرفت،- البخورُ اوِ اللَّحْمُ: بوى بخور و يا گوشت بر آمد،- تِ النَّارُ: آتش دود كرد.

=قَتِرَ-

قَتَرًا البخورُ أو اللحمُ: بوى بخور يا گوشت به مشام رسيد،- تِ النّارُ: آتش دود كرد.

=قُتِرَ-

الرجُلُ: آن مرد براى پرداخت نفقه در مضيقه قرار گرفت.

=قَتَّرَ-

تَقْتِيرًا [قتر] على عيالهِ: بر خانواده خود در پرداخت نفقه تنگ گرفت،- اللَّحْمُ: بوى گوشت سُرخ كرده برآمد،- الصياد للأسد:

شكارچى در گودالى كه براى شير كنده بود گوشت نهاد تا بوى آن را دريابد،- الرَّجُلُ: دود و دم مواد غذائى را زياد كرد،- الْوَحشَ: شكارگر براى شكار جانور وحشى كُرك شتر را دود كرد تا بوى او را درك نكند و نگريزد،- الشَّي ءَ: ميان آن دو چيز را به هم نزديك كرد،- ما بينَ الأَمْرين: ميان آن دو چيز مقايسه كرد.

=القُتْر-

ج أَقتَار: ناحيه و جهت. (لغتى است در القُطْر) .

=القَتْر-

مص، وسيله گذراندن زندگى با روزى كم، اندازه و مقدار.

=القِتْر-

نوك تيرهاى هدفگير، نِي كه با آن هدف را مى زنند.

=القُتُر-

ج أَقْتَار: مُرادف (القُتْر) است.

=القُتْرَة-

ج قُتَر: سختى زندگى، حلقه زره، خانه اى كه شكارچى براى پنهان كردن خود از ديد شكار مى سازد، شعله گرم آتش؛ «قتْرةُ البستانِ» : راه آبى كه به باغ وارد شود؛ «قتْرةُ البابِ» : جاى بستن درب.

=القِتْرَة-

اسم نوع از (قَتَرَ) است.

=قَتَلَ-

-قَتْلًا و تَقْتَالًا هُ: او را كُشت؛ «قتله بِاخيه» : به انتقام خون برادرش او را كُشت،- الخمرةَ: مي را با آب آميخت،- الجوعَ او البردَ: سختى گرسنگى و يا سرما را تحمّل كرد.

=قَتَّلَ-

تَقْتِيلًا [قتل] القومَ: بسيارى از آن قوم را كُشت.

=القَتْل-

مص،- في المجاز: زدن سخت، العَمْدُ: قتل عمدى،- الخَطأ: قتل غير عمد.

=قَتَمَ-

قَتَامَةً و قُتُومًا: به رنگ تيره در آمد،- قُتُومًا وجهُهُ: چهره او گرفته شد.

=القَتْم-

مص، گرد و غُبار.

=القُتْمَة-

رنگى كه در آن تيره گى و سُرخى باشد.

=القَتَمَة-

مُرادف (القَتَام) است.

=القَتُور-

مُرادف (القَاتِر) است.

=القَتُول-

ج قُتُل: آنكه بسيار كُشنده باشد.

(اين كلمه در مذكر و مؤنّث يكسان بكار مى رود) .

=القَتِير-

سر ميخهاى زره، زره، پيرى يا آغاز پيرى.

=القَتِيل-

ج قَتْلَى و قُتَلَاء و قَتَالَى: مُرادف (المقتول) است به معناى كشته شده (اين كلمه در مذكر و مؤنث يكسان بكار مى رود) .

=القُثَّاء-

[قثأ] (ن) : نوعى گياه كه ميوه آن به شكل خيار است.

=القِثَّاء-

[قثأ] (ن) : مُرادف (القُثّاء) است.

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت