فهرس الكتاب

الصفحة 345 من 1009

؛ «المنسوجاتُ الحَرِيرِيَّة» : پارچه هاى ابريشمى، سازنده ى ابريشم، فروشنده ى ابريشم.

=الحَرِيز-

استوار و بلند، آنچه كه مُحرز باشد.

=الحَرِيسَة-

ج حَرَائِس: ديوارى كه براى نگهدارى گوسفندان در پشت آن سازند، گوسفندى كه آن را شبانه دزدند، دزدى.

=الحَرِيش-

ج حُرُش (ح) : حشره اى است معروف به (أمّ أَربَع و أربَعين) كه در زبان فارسى به آن هزار پا گويند،- (ح) : حيوانى است دريائى،- (ح) : كرگدن كه نام ديگر آن (وَحيدُ القَرْن) است.

=الحَرِيص-

ج حُرَصَاء و حِرَاص و حُرَّاص:

بسيار آزمند و حريص.

=الحَرِيصَة-

ج حِرَاص و حَرَائِص: مؤنث (الحَريص) است.

=الحَرِيف-

ج حُرَفَاء: همكار؛ هم پيشه؛ «حَريفُ الرجُل» : معامله گر و همكار مَرد.

=الحِرِّيف-

تند و تيز؛ «هذا بَصَلٌ حِرِّيف» :

اين پياز تند و تيز است.

=الحَرِيق-

ج حَرْقَى: اسم است از (الاحتراق) ، آتش زدن، آتش برافروختن، شعله ى آتش، جاى آتش افروختن، آنچه كه باعث سوختگى گياهان اعم از گرما يا سرما و جز آن مى شود.

=الحَرِيقة-

ج حَرَائِق: آب كه آن را كمى جوشانند و سپس در آن آرد ريزند، گرما، و در زبان متداول برافروختن آتش مى باشد.

=الحَرِيك-

مرد كمرباريك و سُست.

=الحَرِيكَة-

مؤنث (الحَريك) است.

=الحَرِيم-

ج حُرُم و أَحْرُم و أَحَارِيم: آنچه كه حرام باشد، لباس احرام، هر جائى كه مورد حمايت باشد، دربار كه مورد حمايت نگهبانان باشد؛ «حَريمُ الرجُل» : آنچه كه مرد از آن حمايت كند. از اين رو زنانِ مرد را (الحريم) نامند.

=الحَرِيمِيّ-

ج حَرِيميُّون: سازنده ى لباسهاى احرام، فروشنده ى لباسهاى احرام.

=حَزَّ-

-حَزًّا [حزّ] هُ: آن چيز را بُريد،- العودَ: بر روى چوب نشانه قرار داد.

=الحَزّ-

رخنه يا بريدگى در چوب و مانند آن.

=حَزَا-

-حَزْوًا [حزو] السرابُ الشي ءَ: سراب آن چيز را بالا در فضا آشكار كرد،- الشي ءَ:

آن چيز را تخمين زد،- الطيرَ: پرنده را به پرواز درآورد تا ببيند به كدام جهت پرواز مى كند و بتواند فال خوب يا بد زند.

=حَزَى-

-حَزْيًا [حزي] : فال زد و پيشگوئى كرد،- الشي ءَ: آن چيز را فال زد.

=حَزَّى-

تَحْزِيَةً السرابُ الشي ءَ: سراب آن چيز را به گونه ى بالا در فضا نمايان كرد

الحَزَى-

[حزي] : مدفوع انسان- اين واژه در زبان متداول رايج است.

=الحَزَاز-

[حزّ] : پوست كه از سر فرو ريخته مى شود و به آن شوره گويند،- (طب) :

گونه اى بيمارى است كه در بدن پديد مىيد و بدن پوست مىندازد،- (ن) :

گياهى است كه بر روى صخره ها و ديوارها يا پوستهاى درختان ميرويد و در برابر عوارض جوّى بويژه سرما مقاومت مى كند. اين گياه سفيد يا سبز است.

=الحُزَّاز-

مترادف (الحَزَّاز) است.

=الحَزَّاز-

آنچه از غم و اندوه كه در دل يا سينه پديد آيد.

=الحَزَازَة-

ج حَزَازَات: دردى كه بر اثر خشم در دل پديد آيد، بد زبانى،- (طب) :

مترادف (الحَزاز) است.

=الحِزَام-

ج حُزُم: كمربند ستور، كمربند؛ «حِزامُ الأَمْن» : تدابير احتياطى براى سلامتى جامعه.

=الحِزَامة-

ج حَزَائِم: كمربند ستور، كمربند.

=حَزَب-

-حَزْبًا هُ الويلُ أو الغمُّ: غم و اندوه در او پديد آمد،- القرآنَ: قرآن را حزب حزب گردانيد.

=حَزَّبَ-

تَحْزِيبًا القومَ: آن قوم را به گونه ى احزاب گردآورى كرد.

=الحِزْب-

ج أَحْزاب: گروهى از مردم، افراد يك قوم كه بر يك انديشه و يك كار باشند، سربازان و ياران آنكه از او پيروى كنند، اسلحه، يك حزب از قرآن، نصيب و قسمت.

=الحِزْبِيّ-

آنكه وابسته ى به حزبى باشد، پيرو شخص يا عقيده ى او، آنچه كه در رابطه ى با حزب باشد؛- «نِزاعٌ حِزبيّ» :

درگيرى حزبى.

=الحِزْبِيَّة-

حزب گرائى، دسته بندى و حزب بازى، باند بازى.

=الحَزَّة-

[حزّ] : واحد (الحَزّ) است، دردى است كه در قلب پديد آيد.

=الحِزَّة-

[حزّ] : قاچ خربوزه يا هندوانه و مانند آنها. اين واژه در زبان متداول رايج است.

=حَزَرَ-

-حَزْرًا و مَحْزِرَةً الشي ءَ: آن چيز را با حدس و گمان تخمين زد،- حَزرًا و حُزُورًا النّبيذُ او اللبنُ: شراب يا شير ترش شد.

=حَزُرَ-

-حَزْرًا و حُزُورًا النبيذُ أو اللبنُ: شراب يا شير ترش شد.

=حَزَّزَ-

تَحْزِيزًا [حزّ] أسنانَهُ: دندانهاى خود را تيز كرد.

=حَزَّقَ-

تَحْزِيقًا الضرْعُ: پستان پر از شير و فشرده شد.

=الحِزْقَة-

گروهى از مردم و جز آنها، يك قطعه از هر چيزى.

=حَزَّكَ-

تَحْزِيكًا: رفت و آمد بى مورد كرد يا در كار خود زياده روى نمود. اين واژه در زبان متداول رايج است.

=حَزَمَ-

-حَزْمًا هُ: آن چيز را بست،- الفرسَ:

تنگ اسب را بست،- امْرَهُ: كار خود را استوار كرد.

=حَزِمَ-

-حَزَمًا: غصه را در سينه نگهداشت.

=حَزُمَ-

-حَزْمًا و حَزَامةً: كار خود را استوار كرد و مورد اعتماد شد.

=حَزَّمَ-

تَحْزِيمًا هُ: آن چيز را بست.

=الحَزْم-

سر و سامان دادن به كار،- ج

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت