تَخْيِيمًا [خيم] : چادر زد، در زير چادر زندگى كرد،- بالمَكَانِ: در آن مكان اقامت كرد،- تِ البَقَرُ: گاوان در چراگاههاى خود ماندند،- تِ الكرمةُ: درخت انگور مانند چادر سايه افكند،- الرِّيخَ في الثَوبِ:
جامه را عطرآگين كرد تا از آن بوى خوش در آيد.
=الخِيم-
[خيم] : خوى و خصلت، قبضه ى شمشير.
=الخَيْمَة-
ج خِيَم و خِيَام و خَيْمَات و خَيْم [خيم] :
خانه ى چادرى كه در آن زندگى كنند، خيمه.
=الخَيْمِيّ-
[خيم] : سازنده ى خيمه، فروشنده ى خيمه.
الخَيْمِيَّات
[خيم] (ن) : رسته اى از گياهان كه شكوفه هاى آن به شكل خيمه باشد مانند هويج و كزبره و زيره.