فهرس الكتاب

الصفحة 652 من 1009

گرد و خاك، لشكر انبوه.

=الغارَانِ-

[غور] : دو حدقه استخوانى چشم، بالا و پائين دهان از درون.

=الغارّ-

[غرّ] : فا، غافل و فراموشكار، چاه كن.

=الغارِب-

ج غَوَارِب: بالاى هر چيزى، ميان دو شانه و گردن؛ «الْقى لَهُ الحَبْلَ عَلَى الغَارِب» : او را در كارهايش آزاد گذارد تا هر چه بخواهد بكند.

=الغارَة-

[غور] : مص،- ن: واحد درخت (الغار) است،- ج غارات: اسم است از (الإِغارة) ؛ «شَنَّ الغَارَةَ عَلَيهم» : از هر سو بر آنها حمله بُرد؛ «الغَارةُ الجَوِّيَّة» : حمله هوائى كه بوسيله هواپيما و پرتاب بُمب صورت مى گيرد.

=الغارِز-

ماده شترى كه شير او كم شده باشد؛ «جَرَادَةٌ غَارِزٌ» : ملخى كه دُمِ خود را بر روى زمين نهد تا تُخم گذارد.

=الغارِزَة-

؛ «جَرَادَةٌ غارِزَةٌ» مرادف (جَرَادٌ غارِزٌ) است.

=غارَقَ-

مُغارَقَةً [غرق] هُ: به او نزديك شد.

=الغارِق-

ج غَرْقَى: آنكه در آب فرو رفته و غرق شده باشد.

ج غازَات (ك) : گاز، ماده اى است هوائى و قابل فشار. اين واژه را دانشمند بلژيكى (فون هِلْمُونت) وضع نمود.

=غازَلَ-

مُغازَلَةً [غزل] المرأَةَ: با آن زن سخن عاشقانه گفت.

فا.

=الغازلَة-

ج غُزَّال و غَوَازِل: مؤنّث (الغَازِل) است.

=الغازِي-

[غزو] : فا، ج غُزَاة و غُزَّى و غُزِيّ و غُزَّاء، گونه اى سكه قديمى كه معادل 20 قرش بوده است.

=الغازِيَة-

ج غَوَازِ و غازيَات [غزو] : مؤنّث (الغازي) است.

=الغاسِق-

فا، ماه، شب بسيار تاريك، مار سياه.

=الغاسُول-

صابون، ماده شست و شو،- (ن) :

نام گياهى است كه از خاكستر آن براى شستن استفاده مى شود.

=الغاشّ-

ج غَشَشَة و غُشَّاش [غشّ] : مردم را گول زد.

=الغَاشِم-

ستمكار، كسيكه به زور چيزى را از ديگرى بگيرد.

=الغاشِمة-

مؤنّث (الغَاشِم) است؛ «قُوَّةٌ غَاشِمَةٌ» : نيروى ستمگر و غير انسانى.

=الغَاشِي-

[غشي] : فا.

=الغَاشِيَة-

ج غَوَاشٍ [غشي] : مؤنث (الغَاشِى) ، پوشش و سرپوش،- (ع ا) : پوشش دور قلب، بلا و سختى، روز رستاخيز،- (طبْ) :

گونه اى بيمارى داخلى؛ «غَاشِيَةٌ فُلانٍ» :

خدمتكاران فلانى، دوستان و ديدار كنندگان او كه نوبت آمد و شد كنند.

=غاصَ-

-غَوْصًا و غِيَاصًا و غِيَاصَةً و مَغَاصًا [غوص] في الماء: داخل آب شد،- عَلَى الْمَعَانِي: به بالاترين معانى كلمات راه يافت،- عَلَى الشَّي ء: بر آن چيز حمله كرد.

=الغاصّ-

[غصّ] : آنكه مقدارى از غذا يا آب در گلويش گير كند و نتواند نفس بكشد.

=غاصَبَ-

مُغَاصَبَةً [غصب] هُ: با زورگوئى هر يك حق ديگرى را غصب كرد.

=الغاصِب-

ج غاصِبُون و غُصَّاب: ستمگر و زورگو، آنكه چيزى را با زور بگيرد.

=غاضَ-

غَيْضًا و مَغَاضًا [غيض] الماءُ: آب كم شد، آب به زمين فرو ريخت،- الثَّمنُ:

نرخ پائين آمد،- الماءَ او الثَّمَن: آب يا بها و نرخ را كم كرد،- دَمْعَهُ: اشك خود را پنهان كرد.

=غاضَبَ-

مُغَاضَبَةً [غضب] هُ: او را خشمگين كرد، بر يكديگر خشم گرفتند.

=الغاضِر-

فا، مانع، عايق، آنكه سپيده دم براى رفع نياز خود بپا خيزد، پوستى كه خوب دبّاغى شده باشد.

الغَاضِرَة:

مؤنّث (الغَاضِر) است.

=الغاضِف-

فا، آسوده خيال، خوشگذران، سگ كه بالاى گوش آن تا به جلوش شكسته شده باشد.

=الغاضِي-

[غضو] : آنكه در رفاه و آسايش زندگى مى كند.

=الغاضِي-

[غضي] : تاريك، اسم فاعل است از (اغْضَى اللَّيلُ) بر خلاف قياس.

=الغاضِيَة-

[غضو و غضي] : مؤنّث (الغَاضِى) ، است.

=الغاطِس-

فا، «لَيْلٌ غَاطِسٌ» : شبى تاريك.

=الغاطِسَة-

ج غَوَاطِس: مؤنّث (الغَاطِس) است.

=الغاطِي-

[غطي] : فا؛ «ماء غَاطٍ» : آب بسيار.

=الغاطِيَة-

مؤنّث (الغَاطِي) است، درخت انگور كه شاخه هاى آن فرو آويخته باشد.

=غاظَ-

-غَيْظًا [غيظ] هُ: او را خشمگين كرد.

=غافَلَ-

مُغافَلَةً [غفل] هُ: او را به غفلت و فراموشى انداخت.

[غيق] (ح) الغراب، كلاغ كه در زبان متداول آنرا (قاق) گويند،- (ح) : پرنده اى كه در آب زندگى مى كند و آنرا (الغَوّاص) و يا (غُرابُ الْمَاءِ) نيز نامند.

=الغاقَة-

[غيق] (ح) : مرادف (الغَاق) براى پرنده آبى است.

=غالَ-

-غَوْلًا [غول] هُ: او را نابود كرد و يا كُشت،- تْهُ الْخَمْرُ: شراب عقل و سلامتى بدن او را گرفت.

=غالَ-

-غَيْلًا [غيل] تِ المرأَةُ ولدَها: مادر كودك خود را در حاليكه آبستن بود شير داد،- غِيَالًا و غِيَالَةً و غُؤُولا ه: او را دزديد.

ج غالات [غول] : قفل- (اين كلمه فارسى است) .

=غالَى-

غِلَاءً و مُغَالاةً [غلو] في الأمر: در كار مبالغه و زياده روى كرد،- بالشَّيْ ءِ: بهاى آنرا بالا برد، آن چيز را به قيمت گران خريد،- الرَّجُلَ: بر آن مرد برترى يافت،- الشَّجَرُ: درخت پُر شاخ و برگ شد.

=غالَبَ-

غِلَابًا و مُغَالَبَةً [غلب] هُ: با او ستيز نمود و بر او چيره شد.

=الغالِب-

ج غالِبُون و غُلَبَة: فا؛ «هَذا ما يَحْدُثُ

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت