فهرس الكتاب

الصفحة 747 من 1009

با گفته (كِيشْ كيشْ) راند. اين كلمه در زبان روز متداول است.

=الكُشّ-

[كشّ] : آنچه كه با آن نخل را بارور كنند.

=الكِشَاح-

داغ يا نشانى بر روى شكم يا پهلو.

=الكُشَاحَة-

دشمنى پنهانى، قطع علاقه.

=الكِشَاط-

آشكار شدن، برهنگى، پوست جدا شده از لاشه گوسفند.

=الكَشَّاط-

قصّاب، جزّار.

=الكَشَّاف-

صيغه مبالغه است بر وزن (فَعَّال) - ج كشَّافَة: عضو سازمان پيشاهنگى.

=كَشَأَ-

-كَشْأً [كشأ] الشي ءَ: پوست آن چيز را كند،- الرَّجُلُ مِنَ الطَّعَام: آن مرد غذاى بسيار خورد و سير شد.

=كَشِئَ-

-كَشْأً و كَشَاءً [كشأ] تْ يدُهُ: دست او ترك برداشت يا پوست دستش منقبض شد.

=الكَشِي ء-

[كشأ] : آنكه غذاى بسيار خورده و سير و پُر شده باشد.

=الكَشَّة-

[كشّ] : زُلف و كاكُل آويخته بر روى پيشانى.

=الكُشَّتْبَان-

ج كَشَاتِبِين: انگشتانه خياط؛ «زَهْرُ الكُشَّتْبانِ» : گُل انگشتانه.

=كَشَحَ-

-كَشْحًا البيتَ: خانه را روفت،- العودَ: پوست چوب را كند،- القَوْمَ: آن قوم را پراكنده كرد،- هُ: خال روى شكم او را داغ كرد،- البَعِيرَ: نقطه روى شكم شتر را با آتش داغ كرد،- لَهُ بِالعَدَاوَة: با او دشمنى كرد،- عَنِ المَاء: از آبشخوار برگشت،- الطّائِرُ: پرنده از سر آب با شتاب برگشت،- الظَّلامُ او الضّوءُ: تاريكى يا روشنائى برگشت،- تِ الدَّابّةُ: ستور دم خود را ميان دو پاى خود بُرد.

=كَشِحَ-

-كَشَحًا: از درد پهلو ناليد.

=كُشِحَ-

الرجُلُ: پهلوى او را داغ كردند،- القَوْمُ عَنِ الْماء: از كنار آب متفرق شدند و رفتند.

=كَشَّحَ-

تَكْشِيحًا [كشح] هُ: پهلوى او را داغ كرد،- البَعِيرَ: پهلوى شتر را داغ كرد،- العودَ: پوست چوب را كند،- هُ: او را راند؛ «كَشَّحَ الذّبابَ» : مگس را پراند و دور كرد. اين كلمه تحريف (كَشَّ) است و در زبان روز متداول است.

=الكَشْح-

مص،- ج كُشُوح مِنْ الْجِسم: پهلوى انسان.

=الكَشَح-

(طب) : درد پهلو كه با داغ كردن آن را درمان كنند و گفته مى شود كه همان بيمارى ذات الجَنب (سينه پهلو) است.

=كَشَرَ-

-كَشْرًا عن أَسنانِه: دهان خود را هنگام خنديدن باز كرد و دندانهايش را نشان داد،- السَّبعُ عَنْ نابه: شير آماده حمله شد،- فُلانٌ لَهُ: شير او را ترسانيد، فلانى پلنگ وار شد.

=كَشَّرَ-

تَكْشِيرًا [كشر] عن أَسنانِه: مُرادف (كَشَرَ) است و تشديد براى مبالغه مى باشد.

=الكَشَر-

خوشه انگور كه دانه هاى آن خورده شده باشد.

=الكِشْرَة-

اسم است از (كَشَرَ الرَّجُلُ عَن اسْنَانِهِ) .

=كَشَطَ-

-كَشْطًا الشي ءَ: سر پوش را از روى چيزى برداشت،- الجلَّ عَنِ الْفَرَسِ وَ الغِطَاءَ عَنْ الشَّى ءِ: پوشش اسب يا پوشش هر چيزى را برداشت و باز كرد،- الْبَعيرَ: پوست شتر را كند،- الحَرْفَ: حرف را از جاى خود عوض كرد.

=كَشَفَ-

-كَشْفًا و كاشِفَةً الشي ءَ و عن الشي ء:

پوشش را باز كرد و آن چيز را نمايان ساخت؛ «كَشَفَ اللّهُ غَمَّهُ» : خداوند اندوه او را بر طرف كرد.

=كَشِفَ-

-كَشَفًا: فرار كرد و گريخت،- الرَّجُلُ او الفَرسُ: موى جلوى سر مرد يا اسب ريخت.

=كَشَّفَ-

تَكْشِيفًا [كشف] الشي ءَ: آن چيز را برهنه و آشكار كرد،- فُلانًا عَنِ الْأَمْرِ: او را به آشكار نمودن چيزى وادار كرد.

=الكَشْف-

مص،- الطِّبِّي: معاينه پزشكى و آزمايش طبّى،- عِنْدَ اصْحابِ الجَمارَكْ: سند گمرك كه در آن نوع و مقدار و عوارض كالا نوشته شده باشد،- عِنْدَ العَروضِيِّين: و در نزد عُلَماء و دانشمندان علم عروض حذف حرف هفتم متحرك از كلمه مانند تاء مفعولات كه مى شود مفعولا و خوانده مى شود (مَفْعُولَن) ،- الإلهِيّ عِنْدَ الصوفيين:

كشف حقايق الهى و معنوى نزد صوفيان.

=الكَشَف-

ريخته شدن موسى سر از طرف پيشانى، برگشتن تارهاى موى سر از طرف پيشانى به شكل دايره رو به بالا.

=الكَشَفَة-

جاى ريختن موى سر از سمت پيشانى.

=الكَشْفِية-

نام سازمان ورزشى و فرهنگى است، سازمان پيشاهنگى.

=الكَشْك-

آب جو. اين كلمه فارسى است.

=الكِشْك-

(ط) : كشك غذايى است كه از بلغور خيسانيده با شير تهيه و آن را خشك كرده و مى پزند،- (ب) : تراس ساختمان و يا خانه. اين كلمه فارسى است.

=كَشْكَشَ-

كَشْكَشَةً [كشكش] : گريخت،- تِ الحيَّةُ: مار از پوست خود صدا در آورد.

=الكَشْكَش-

ج كَشَاكِش [كشكش] : اين تعبير نزد خياطه ها به معنى چين خوردگى و تا خوردگى جامه و نوارها كه بر آن دوخته شود مى باشد.

=الكَشْكُول-

كشكول فقير و درويش كه براى جمع آورى پول يا روزى بدست مى گيرد. اين كلمه آرامى است.

=الكَشْكُولَة-

مُرادف (الكَشْكُول) است- اين كلمه آرامى است.

=كَشِمَ-

-كَشَمًا: در خلقت و يا نَسَب ناقص شد.

=الكَشِم-

«أنفٌ كَشِمٌ» : بينى كه از بيخ بريده شده باشد.

=الكِشْمِش-

(ن) : كشمش (سفيد يا سرخ) يا انگور فرنگى قرمز.

=الكِشْمِشَة-

يك دانه كشمش.

=الكُشُوث-

(ن) : مُرادف (الكَشُوث) است.

=الكَشُوث-

(ن) : نام گياهى است بدون ريشه و برگ و فقط داراى گلهاى گرد و

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت