و نَحْوَه: زخم را پانسمان و ضد عفونى كرد،- ادارَةً او هَيْئَةً: اداره و يا سازمانى را پاك سازى و افراد فاسد آنرا اخراج كرد.
مص، پاك شدن از حيض (عادت ماهانه) .
ج طَهِرُون: آنكه پاكيزه و پاك باشد.
=الطُّهْرَة-
پاكيزگى، شستشوى با آب.
=الطَّهُور-
مص، آنچه كه با آن شستشو و طهارت كنند.
=الطَّهِير-
ج طَهَارَى: مرادف (الطّاهر) است.
=طَوَى-
-طَيَّا [طوي] الثوبَ: جامه را پيچيد،- الحَديثَ: گفته را كتمان كرد،- كَشْحَهُ عَلَى الْأَمر: بر آن كار پايدارى كرد،- البِئْرَ:
چاه را با سنگ ساخت،- البِسَاطَ بِمَا فيه:
موضوع را خاتمه يافته تلقى كرد،- صفحَتَهُ:
كار را بپايان رسانيد و آنرا رها كرد،- البِلادَ: شهرها را پيمود،- اللّهُ عُمْرَهُ: خدا او را مرگ دهد،- نَهَارَهُ صَائِمًا: روز خود را با روزه بسر برد،- السَّيْرُ فلانًا: راه پيمودن آن مرد را لاغر كرد.
=الطُّوَى-
[طوي] : چيزيكه تا وَ يا خَم شده باشد.
=الطَّوَى-
[طوي] : مَشكِ آب، گرسنگى؛ «عَلَى الطَّوى» : با شكم خالى و گرسنه، مفرد (الأَطواءَ) است.
=الطِّوَى-
[طوي] : مرادف (الطوَى) است.
=الطَّوَائِح-
[طوح] : چيزهائيكه پرتاب و رها مى شوند.
=الطَّوَّاب-
[طوب] : آجر ساز.
=الطَّوَارِف-
[طرف] : چشم ها، «طَوَارفُ الخِبَاء» : گوشه هاى چادر كه براى نگاه كردن به خارج افراشته مى شود؛ «طَوارِفُ القَرائِح» : خاطره ها و چيزهاى شنيدنى.
=الطَّوَاعة-
[طوع] : رضايت و انقياد، اسم مصدر از (الطَّوع) است.
=الطَّوَاعِيَة-
[طوع] : اطاعت؛ «فُلانٌ حَسَنُ الطّواعِيَة» : فلانى خوب شنو و مطيع است.
=الطَّوَاغِي-
[طغو] : بُت خانه ها.
=الطَّوَاغِيت-
[طغو] : مرادف (الطَّوَاغِي) است.
=الطَّوَّاف-
[طوف] : آنكه بسيار طواف كعبه كند، خدمتگزار، دارنده ديوار گلى، آنكه ديوار گلى بسازد.
=الطَّوَّافَة-
[طوف] : مؤنّث (الطَّوّاف) است، فتيله روشنى كه در شب با آن گشت زنند.
=الطُّوَال-
[طول] : بلند قامت، مرادف (الطّويل) است.
=الطَّوَال-
[طول] : روزگار؛ «لا افْعَلُهُ طَوَالَ الدَّهر» : در زندگى خود اين كار را نكنم؛ «طَوَالَ النَّهار» : در تمام روز؛ «طَوالَ السَّنَة» :
در تمامى سال.
=الطُّوَّال-
[طول] : بسيار بلند قامت.
=الطُّوَالَة-
[طول] : مؤنّث (الطُّوال) است.
=الطَّوَّالَة-
[طول] : دو چوب درازى كه پايين آنها جاىِ پا باشد و با آن يكنوع بازى (راه رفتن روى چوب) انجام مى شود.
=طَوَّبَ-
تَطْوِيبًا [طوب] رجُلَ اللّهِ: خدا او را در زمره كسانى كه داراى سعادت ابدى مى باشند قرار داد.
[طوب] : آجر پخته.
=الطُّوْبَى-
[طيب] : مؤنّث (الأَطَيب) است، غبطه و سعادت؛ «طُوبَى لَكَ» : خوش باشى و نيكبختى بر تو گوارا باد.
=الطُّوباوِيّ-
[طوب] : آنكه داراى سعادت هميشگى و دائم مى باشد، مرد نكونام.
=الطُّوْبَة-
[طوب] : يك دانه آجر.
=الطُّوْبُوغرافيا-
وصف زمين و آنچه در او از معادن و منابع مى باشد (يونانى) است.
=طَوَّحَ-
تَطْوِيحًا [طوح] هُ: او را سرگردان و آواره كرد،- الشَّى ءَ: آنرا گم كرد،- بِه: او را وادار به كارهاى خطرناك كرد، او را به هوا انداخت.
=الطَّوَح-
[طوح] : دور.
=الطَّوْد-
ج أَطْوَاد و طِوَدَة [طود] : كوه بزرگ و پردامنه.
=طَوَّرَ-
تَطْوِيرًا [طور] الشي ءَ: آن چيز را از گونه اى به گونه اى بهتر درآورد.
=الطُّور-
[طور] : كوه، داخل خانه، آنچه كه برابر با چيز ديگرى يا اندازه آن باشد.
=الطَّوْر-
[طور] : مص،- ج أَطْوار: حالت، وضعيت، اندازه و حدّ، هيأت و چگونگى، مانند و همسان؛ «فى طَوْرِ النَّقَاهة» : در حال بهبودى؛ «النّاسُ اطوار» : مردم به اصناف مختلف مى باشند؛ «جاوز طَوْره» : از حد خود تجاوز كرد؛ «اتَيْتُهُ طَوْرًا بَعْدَ طَور» : گاه گاهى نزد او رفتم.؛ «طَوْرًا ... طَوْرًا» : زمانى و زمان ديگرى. «غَريبُ الأَطْوَار» : آنكه رفتار عجيب و غريب دارد.
=الطُّورَانيّ-
[طور] : فرد وحشى از مَردم و يا پرندگان.
=الطُّورْبِيل-
و يقال له أيضًا الطورْبيد: توربيد، موشكهاى دريايى كه بوسيله قايقهاى تندرو به هدف دريايى مى زنند اين كلمه ايتاليايى است.
=الطُّورِيّ-
[طور] : فرد و يا پرنده ى وحشى.
=طَوَّسَ-
تَطْوِيسًا [طوس] هُ: آنرا زينت داد و زيبا كرد،- المُصَوِّرُ: نقاش شكل طاووس كشيد.
=طَوَّعَ-
تَطْوِيعًا [طوع] هُ: او را ملزم به اطاعت كرد،- تْ لهُ نَفْسُهُ كَذا: به خود اجازه انجام كار را داد.
=الطَّوْع-
[طوع] : مص، فرمانبردار «هُوَ طَوعُ يَدوك» : او در اختيار و فرمانِ تو ميباشد؛ «طَوعًا اوْ كَرْهًا» : با رضايت يا بدون رضايت چه بخواهد چه نخواهد؛ «طَوعُ امْرِكَ» : در اختيار تو.
=طَوْعِيًا-
[طوع] : با اختيار، با رضايت.
=طَوَّفَ-
تَطْوِيفًا و تَطْوَافًا [طوف] هُ: او را طواف داد،- بِالشَّي ءِ و حَولَهُ: بطرف آن بسيار طواف نمود،- فِى البِلادَ: در شهرها سياحت نمود،- النّاسُ اوِ الْجَرَادُ: مردم يا ملخها مانند طوفان زمين را پر كردند.
=الطَّوْف-
[طوف] : آنچه كه بر روى آب درآيد، مشكهاى پر از باد يا چوبهائيكه به هم بندند و بر روى آب اندازند و بوسيله آن