فهرس الكتاب

الصفحة 854 من 1009

=المَطْو-

ج مِطَاء و أَمْطَاء و مَطِيّ [مطو] :

شاخه اى كه آنرا دو شقه كرده و با آن دسته گياه و سبزى ببندند.

=المِطْو-

ج مِطَاء و أَمْطَاء و مَطِيّ: مرادف (المَطْو) است،- ج مِطَاء: خوشه خرما. خوشه ذرت، يار و همسان.

=المَطْوَى-

[طوي] : مفرد مَطَاوي است (روده هاى پيچيده و يا مار چنبره زده و جامه پرچين) ،- ج مَطَاوٍ: چاقوى جيبى؛ «في مَطَاويه» : در داخل آن، در باطن آن.

=المُطَوَاء-

[مطو] : درازا و بلندى، دراز كشيدن و استراحت گرفتن.

=المِطْوَاة-

[طوي] : چاقوى كوچك يك لبه يا بيشتر كه تا مى شود.

=المِطْواع-

[طوع] : فرمانبردار، مطيع.

=المِطْوَاعة-

[طوع] : فرمانبردار، مطيع.

=المَطْوَة-

[مطو] : اسم مرّه از (مَطَا) است.

=المُطَّوِّع-

[طوع] : مرادف (المتَطوِّع) است و بمعناى داوطلب مى باشد.

=المُطَّوِّعَة-

[طوع] : كسانيكه داوطلبانه به جهاد مى روند.

=المُطَوَّقَة-

[طوق] : كبوتر طوق دار، شيشه بزرگ كه بر گردن آن دسته اى بشكل طوق باشد.

=المِطْوَل-

ج مَطَاوِل [طول] : ريسمان و افسار.

=المَطُول-

[مطل] : سست كار و آهسته كار.

=مَطِيَ-

-مَطًا [مطو] : كشيده و بلند شد.

=المَطِيَّة-

ج مَطَايَا و مَطِيّ [مطو] : ستور، اين كلمه در كاربرد مذكر و مؤنث يكسان است.

=المَطِير-

[مطر] : باراني، آنچه كه بر آن باران آمده است.

=المُطَيَّر-

[طير] : مفع، شكسته و شكاف برداشته، نوعى پارچه.

=المُطِيع-

[طوع] : فرمانبردار، مطيع.

=المَطِيلَة-

[مطل] : آهن گداخته و كوبيده كه از آن ورق آهنى سازند.

=المُظَاهَرَة-

ج مُظَاهَرَات [ظهر] : تَظاهرات، راهپيمائى.

=المَظْبَأَة-

[ظبي] : «أرضٌ مَظْبَأَةٌ» :

سرزمينى پر از آهو.

=المِظْفَار-

[ظفر] : مرادف (المُظَفَّر) است.

=المُظَفَّر-

[ظفر] : ظفرمند، كامياب، كامروا.

=المَظفُور-

[ظفر] : كسيكه در چشم او ناخنك در آمده باشد.

=المُظِلّ-

[ظلّ] : فا؛ «يومٌ مُظِلٌّ» : روزى كه مدام سايه داشته باشد.

=المَظَلَّة-

-ج مَظَالّ: چتر، چادر.

=المِظَلَّة-

ج مَظَالّ: چتر، چادر بزرگ، سايبان، چتر نجات كه آنرا (مِظَلَّة واقِيَة و مِظلَّة هَابطة) نيز گويند؛ «جُنُودُ المِظَلّات» :

گروه چتر بازان نيروى هوائى؛ «عيدُ المَظَالّ» : عيد سايبان بندى نزد يهوديان است كه از برگ درختان سايبانها بندند و مدت 7 روز در آنها بياد بود رهائى از بندگى مصر اقامت كنند.

=المُظْلِم-

[ظلم] : تاريك، سياه.

=المَظْلِمَة-

ج مَظَالِم [ظلم] : دادخواهى، شكايت.

=المِظَلِّيّ-

[ظلّ] (اع) : چتر باز.

=المِظَلِّيُّون-

[ظلّ] (اع) : گروه چترباز كه از داخل هواپيما خود را بزير مىفكنند.

=المَظِنَّة-

ج مَظَانّ [ظنّ] : «مَظِنَّةُ الشي ء» :

مكان ويژه چيزى كه احتمال مى رود در آن باشد.

=المُظْهَر-

[ظهر] : مفع،- عند النحاة: و در اصطلاح علم نحو بمعناى اسم ظاهر است بر خلاف ضمير.

=المَظْهَر-

ج مَظَاهِر [ظهر] : جاى آشكار شدن،- من الشَّخْصِ و سواه: آنچه كه از شخص يا چيزى پيداست، سطح خارجى هر چيزى؛ «حَسَنُ المَظْهَر» : زيبا و خوش اندام.

=مَعْ-

مرادف (مَعَ) است، صداى بز و مانند آن.

=مَعَ-

با، همراه؛ «اللّه معكم» : خدا با شماست، «افْعَلْ هذا مَعَ هذا» : اين كار را با آن كار انجام ده كه در مثالهاى فوق مضاف و ظرف است و بر مكان دلالت دارد و گاهى بر زمان اجتماع دلالت دارد مانند: جِئْتُكَ مَعَ الْعَصْر: هنگام واپسين روز نزد تو آمدم، و گاهى بمعناى (عِند) مىيد مانند (جِئتُ مِن مَعَ الْقَوم) : از نزد آنها آمدم، و گاهى غير مضاف است كه در اينصورت تنوين بخود مى گيرد و (حال) مى شود و براى مثنى و جمع يكسان بكار مى رود مانند (جاءَ زيدٌ و عمرٌو معًا) زيد و عمرو با هم آمدند و (جِئنا معًا) : با هم آمديم.

=مَعَّ-

-مَعًّا [معّ] الشحمُ: چربى آب شد.

=مَعَا-

-مُعَاءً [معو] السنَّورُ: گربه صدا كرد.

=مَعَّى-

تَمْعِيَةً [معو] الخروفُ: گوسفند صدا كرد.

=المِعَاء-

ج أَمْعِيَة [معو] : روده.

=المَعَاب-

ج مَعَايِب [عيب] : عيب، پيرايه.

=المَعَابَة-

ج مَعَايِب [عيب] : مرادف (المَعَاب) است.

=المَعَاج-

[عوج] : مص، جا و محلى كه در آن اقامت كنند، جا و محلّى كه بطرف آن مى روند.

=المَعَّاج-

[معج] : صيغه مبالغه است؛ «حمارٌ مَعَّاجٌ» : الاغى كه هنگام دويدن بطرف چپ و راست خود لنگر مىندازد.

=المُعَاد-

[معد] (طب) : بيمارى معده.

=المَعَاد-

[عود] : مص، برگشتن و مصير، آخرت، بهشت، حجّ.

=المُعَادَلَة-

ج مُعَادَلَات [عدل] : مص،- في الشهادات: گواهينامه و يا دانشنامه اى كه با دانشنامه ديگر از نظر ارزش علمى يكسان باشد،- (ع ج) : و در علم جبر مجموعه دو عبارت غير مساوى است كه با انجام عمليات جبرى مجهولات آن ظاهر مى شود و آنرا (جذور المعادلة) يا جواب آن يا حلّ آن مى نامند و هر يك از اين دو عبارت را طرف معادله يا اندام آن نامند مانند س+ 4 - س- 1.

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت