فهرس الكتاب

الصفحة 969 من 1009

شود.

=هَجُنَ-

-هُجْنَةً و هَجَانَةً و هُجُونَةً: پست و ناخالص بود،- الكلامُ: در سخن نقض پديد آمد.

=هَجَّنَ-

تَهْجِينًا [هجن] هُ: فرومايه و پست كرد،- الأمرَ: آنرا مورد تقبيح و سرزنش قرار داد.

=الهُجْنَة-

مص،- ج هُجَن من الكلام:

عيب و نقص يا آنچه كه مورد تقبيح كلامى باشد،- في العِلْم: از دست دادن دانش،- و در زبان متداول بمعناى چيزى برازنده مى باشد.

=الهَجُود-

ج هُجُود و هُجَّد: نمازگزار در شب، آنكه نماز شب بخواند.

=الهَجُوريّ-

غذاى نيمه روز، ناهار.

=الهَجُوم-

آنكه با شتاب حمله ور شود، آنچه كه باعث ريزش عرق شود،،- من الرِّياح: بادى كه با وزش سخت خاكرا از جائى بجاى ديگر منتقل كند.

=الهَجِيج-

[هجّ] : مص،- ج هُجَّان: سرزمين دراز كه كاروانها از آن با شتاب بگذرند، دره گود، خطى كه براى فالگيرى بر زمين كشند.

=الهَجِير-

ج هُجُر: نيمه روز در تابستان، سختى گرما، شير پر مايه و غليظ، استخر بزرگ، كاسه بزرگ، شتر مهار شده با هِجار (ريسمانى كه يك سر آن به پاى شتر و سر ديگرش را به پالان آن بندند) ، گورخر چاق و فربه.

=الهَجيرَة-

مرادف (الهاجرة) است بمعناى نيمه روز در تابستان، سختى گرما.

=الهَجيع-

من الليل: پاسى از شب.

=الهَجيل-

زمين هموار، حوض سست و خراب.

=الهَجِيمَة-

شير غليظ و سفت.

=الهَجِين-

ج هُجُن و هُجَنَاء و هُجْنَان و مَهَاجِينُ و مَهَاجنَة: شخص پست و فرومايه، آنكه پدرش عرب و مادرش كنيز باشد،- ج هُجُن و هَوَاجِن من الخيل: اسبى كه مادرش يابو و پدرش اسب اصيل عربى باشد؛ «لَبَنٌ هَجِينٌ» : شير ناخالص.

=الهَجِينَة-

ج هُجْن و هِجَان و هَجَائِنُ: مؤنث (الهَجين) است.

=هَدَّ-

-هَدًّا و هُدُودًا [هدّ] البناءَ: خانه را سخت ويران كرد؛ «هَدَّتْهُ المصيبةُ» بلا و اندوه او را سست و ناتوان كرد،- هَدًّا و هُدُدًا و هَدِيدًا الحائطُ و نحوهُ: ديوار و يا مانند آن هنگام فرو ريختن صدا كرد،-- هَدًّا الرجُلُ:

آن مرد سالمند شد،-- هَدًّا البعيرُ: شتر صداى خود را در گلو گردانيد.

=الهَدّ-

[هدّ] : مص، مرد بخشنده، آواز بلند و سخت، مرد سست و ناتوان.

=الهِدّ-

ج هِدُّون [هدّ] : مرد سست و ناتوان.

=هَدَى-

-هُدًى و هَدْيًا و هِدْيَةً و هِدَايَةً [هدي] هُ:

او را راهنمائى و هدايت كرد؛ «هداهُ الطريقَ و هداهُ الى الطريق و للطريق» : راه را به او نشان داد و او را راهنمائى كرد،،- هُ اللّهُ الى الإيمانِ او للإيمانِ: خداوند او را بنور ايمان هدايت كرد،،- الرجُلُ: آن مرد راهنمائى شد،- هِدَاءً فلانًا: او را راهنمائى كرد؛ «جاءَتِ الخيلُ يَهديها فرسٌ اشْقَرُ» اسبان رسيدند در حاليكه اسب مو طلائى در پيشاپيش آنها راه مى رفت و راهنما بود،- العروسَ الى بعلها: عروس را به خانه داماد روانه كرد.

=هَدَّى-

تَهْدِيَةً [هدي] الهَدِيَّةَ لفلانٍ أو إليهِ:

هديه را به او ارمغان كرد،- العروسَ الى بَعْلِها: عروس را بسوى شوهرش روانه كرد،- الشّي ءَ: آن چيز را توزيع كرد.

=الهُدَى-

[هدي] : هدايت و راهنمائى (اين كلمه كاربرد مذكر و مؤنث دارد) ، راه درست و راست، بيان، دلالت، روز.

=الهُدَاءَة-

[هدأ] : اسب لاغر.

=الهُدَّاب-

كودن سنگين وزن، برگ باريك درختان مانند برگ سرو؛ «هُدَّابُ النَّخل» : برگ درخت خرما؛ «هُدَّابُ الثّوبِ» :

ريشه هاى دو طرف عرض پارچه.

=الهَدَّاب-

(ح) : نام نوعى حشره است كه در كوهستان بيشتر مى باشد.

=الهُدَّابة-

يك برگ باريك درخت.

=الهَدَّاج-

بر وزن فعّال صيغه مبالغه است، آنكه بسان پير مردان راه رود؛ «ظليمٌ هَدَّاجُ» :

شتر مرغى كه لرزان راه رود.

=الهَدَاد-

[هدّ] : سازش و مدارا.

=الهَدَادَة-

[هدّ] : ترسو؛ «رَجُلٌ هَدَادةٌ» : مرد ترسو.

=الهَدَّار-

بر وزن فعّال صيغه مبالغه است.

=الهَدَال-

آنچه از شاخه درخت كه آويزان باشد، گياه كاولى.

=الهَدَالَة-

گروه و جمعيت.

=الهُدَام-

سرگيجه و دريا گرفتگى.

=الهِدَان-

ج هُدُون: احمق و فربه، كند و بى نشاط در جنگ.

=الهِدَانَة-

صلح پس از جنگ.

=الهُدَاهِد-

ج هَدَاهِيد [هدهد] (ح) : هُدهُد.

=الهُدَاهِدَة-

[هدهد] (ح) : واحدِ «الهُدَاهِد) است.

=الهِدَايَة-

[هدي] : مص، راهنمائى براى رسيدن به مطلوب.

=هَدَأَ-

-هَدًْا و هُدُوءًا [هدأ] : آرامش يافت،- بِالمكان: در آنجا اقامت كرد،- فلانٌ:

فلانى مرد،- الصَّبِيَّ: با كف دست كودك را به آرامى زد تا بخوابد.

=هَدِئَ-

-هَدَأً [هدأ] : خم شد، منحنى شد،- البعيرُ: كوهان شتر از بسيارى حمل بار كوچك شد.

=هَدَّأَ-

تَهْدِئَةً [هدأ] هُ: او را ساكن و آرام ساخت؛ «هَدَّأَ رَوْعَهُ» : ترس او را زدود، «هَدَّأَ اعصابَه» : اعصاب او را تسكين نمود و آرام ساخت.

=الهُدْء-

[هدأ] : پاسى از شب.

=الهَدْء-

[هدأ] : پاسى از شب؛ «اتَانا بَعْد هَدْءٍ من الليل» : پاسى از شب گذشته بود كه نزد ما آمد.

=الهَدْأَة-

اسم مرّه از (هَدَأ) است،- من اللّيل: پاسى از شب.

=الهِدْأَة-

اسم نوع از (هَدَأَ) است.

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت