فهرس الكتاب

الصفحة 88 من 1009

قصد به طرف راست و چپ روى نمود.

=اشْتَكَى-

اشْتِكَاءً [شكو] : مترادف (تَشَكّى) است.

=اشْتَكَلَ-

اشْتِكَالًا [شكل] الأمرُ: امر مشتبه شد.

=اشْتَلَقَ-

اشْتِلَاقًا [شلق] : با انديشيدن ملاحظه كرد. اين واژه در زبان متداول رايج است.

=اشْتَمَّ-

اشْتِمَامًا [شمّ] الشي ءَ: آن چيز را بوئيد.

=اشْتَمَلَ-

اشْتمالًا [شمل] بالثوب: جامه را بر خود پيچيد و همه اندام خود را پوشانيد،- الأمرُ عليه: آن امر شامل بر او شد،- على كذا: شامل آن چيز شد، متضمن آن شد،- على فلان: او را محافظت و نگهدارى نمود،- الرّجُلُ: آن مرد شتاب كرد،- في الحَاجَةِ: براى بدست آوردن نياز آماده شد و شتاب كرد.

=اشْتَنَّ-

اشْتِنَانًا [شنّ] السقاءُ: مشك پوسيده و خشك شد.

=اشْتَهَى-

اشْتِهَاءً [شهو] الشي ءَ: آن چيز را دوست داشت و با رغبتى بسيار آنرا خواست.

=اشْتَهَرَ-

اشْتِهَارًا [شهر] : معروفيت بدست آورد، مشهور شد،- بِكَذَا: به چيزى معروف شد،- الأَمْرُ: آن امر منتشر و پخش شد،- الأمرَ: آن كار را معروف و آشكار كرد.

=اشْتَوَى-

اشْتِوَاءً [شوي] : اين واژه مطاوع (شَوَى) است،- الرجُلُ: گوشت را بريان كرد.

=اشْتَوَرَ-

اشْتِوَارًا [شور] القومُ: آن قوم با هم مشورت كردند.

=الأَشَجّ-

ج شُجّ [شجّ] : آنكه در سرش شكستگى يا اثر شكستگى باشد.

=أَشْجَى-

إشْجَاءً [شجو] الرجلَ: آن مرد را اندوهگين كرد، او را شادمان كرد و بطرب آورد، او را برانگيخت، او را غمگين كرد،- الغريمَ او السّائِلَ: بدهكار يا گدا را با دادن چيزى بوى راضى نمود و رفت.

=أَشْجَبَ-

إشْجَابًا [شجب] هُ: او را اندوهگين كرد.

=أَشْجَرَ-

إشْجَارًا [شجر] المكانُ: در آن مكان درخت روئيده شد.

=الأَشْجَع-

م شَجْعَاء، ج شُجع [شجع] : اسم تفضيل است، دلير، شير، سر آمد زيبائى، بلند، روزگار،- (ع ا) : واحد (الأَشَاجِع) است بمعناى رگ پشت دست.

=الإشْجَع-

[شجع] (ع ا) : واحد (الأَشَاجع) است.

=أَشْجَنَ-

إشْجَانًا [شجن] هُ: او را اندوهگين كرد،- الكرمُ: درخت انگور داراى شاخه هاى انبوه و پيچيده شد.

=أَشْحَى-

إشْحَاءً [شحو] فاهُ: دهان خود را باز كرد.

=أَشْحَذَ-

إشْحَاذًا [شحذ] السكّينَ: چاقو را تيز كرد.

=أَشْحَطَ-

إشْحَاطًا [شحط] هُ: او را دور كرد.

=أَشْحَمَ-

إشْحَامًا [شحم] : پيه در نزد او افزون شد،- القومَ: آن قوم را غذاى چرب خورانيد.

=أَشْحَنَ-

إشْحَانًا [شحن] المكانَ: آن مكان را پُر كرد.

=أَشْخَصَ-

إشْخَاصًا [شخص] هُ الى قومهِ: او را به خانواده اش برگردانيد،- الرّجُلُ: هنگام رفتن آن مرد رسيد،- الرّامي: تير او از بالاى هدف گذشت،- هُ: او را دلتنگ كرد،- به: از او غيبت و بد گوئى كرد،- لهُ في المَنْطِق،- اليهِ: با او ترشروئى و اخم كرد.

=الأُشْخُوب-

ج أَشَاخِيب [شخب] : صداى بيرون شدن شير از پستان دام.

=أَشَدَّ-

إشْدَادًا [شدّ] : به سنّ رشد و عقل رسيد.

=الأُشُدُّ-

[شدّ] : مترادف (الأَشُدّ) است.

=الأَشُدُّ-

[شدّ] : بالغ شدن و به حد رشد رسيدن؛ «بَلَغَ فلانٌ اشُدَّهُ» : فلانى نيرومند شد كه بمعناى ادراك و بلوغ است، و زمان آن در فاصله هيجده تا سى سالگى از عمر انسان است (اين واژه بصورت جمع است و مفرد ندارد) .

=الأَشَدّ-

[شدّ] : افعل تفضيل است؛ «اشَدُّ سوادًا» : سياهتر؛ «اشَدُّ غضبًا» :

خشمگين تر؛ «اشدُّ ما يكون» : منتهاى چيزى؛ «رُوحُهُم اشَدُّ ما يكون تَعَطُّشًا الى العلم» :

دل آنها در نهايت تشنگى و شيفتگى به دانش است.

=أَشْدَى-

إشْدَاءً [شدو] : آواز را به خوبى اجراء كرد.

=الأَشْدَق-

م شَدْقَاء، ج شُدْق [شدق] : آنكه دو گوشه دهان وى از درون فك پائين فراخ باشد، سخنور بليغ.

=أَشْدَنَ-

إشْدَانًا [شدن] تِ الظبيةُ: بچه آهو نيرومند شد و از مادر خود بى نياز گرديد.

=أَشدَهَ-

اشْدَاهًا [شده] الرجُلَ: آن مرد را سرگردان كرد.

=أَشَدَّ-

إشْذَاذًا [شذّ] : سخن بى قاعده و بر خلاف قياس گفت،- الشي ءَ: آن چيز را غير عادى كرد، آن را دور كرد.

=أَشَرَ-

أَشْرًا الخشبة: چوب را تراشيد،- الأَسْنَانَ: دندانها را تيز و تميز كرد.

=أَشِرَ-

-أَشَرًا: خوشحال و بى خيال شد.

=أَشَّرَ-

تَأْشِيرًا على ورقة: بر روى كاغذ ياد داشت كرد؛ «اشَّرَ على جَوَازِ سَفَرِه أو اجَازَتِه» : گذرنامه يا پروانه خروج او را امضاء كرد،- الأسنانَ: گوشه هاى دندانها را پاك و تيز و تميز كرد.

=أَشَرَّ-

إشرَارًا [شرّ] فلانًا: او را به شرّ نسبت داد، او را راند،- اللَّحْمَ أو الثوبَ: گوشت يا جامه را در آفتاب يا در معرض هوا قرار داد تا خشك شود،- الشي ءَ: آن چيز را آشكار ساخت.

=الأُشُر-

ج أُشُور: تيزى و آراستگى دندان بگونه طبيعى و مصنوعى.

=الأَشُر-

ج أَشُرون: مترادف (الأَشِر) است،- ج أُشُور بمعناى (الأُشُر) است.

=الأَشِر-

ج أَشِرُون: شادمان و بى خيال.

=أَشْرَى-

إشْرَاءً [شري] الزمامَ: مهار را تكان داد،- الشي ءَ: آن چيز را كج

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت