فهرس الكتاب

الصفحة 758 من 1009

جايگاهى كه زارع براى خود در مزرعه اتخاذ كند تا نگهبان و ناظر بر كشتزار خود باشد.

=كَوَّرَ-

تَكْويرًا [كور] العمامةَ: عمامه را پيچانيد،- المَتاعَ: كالا را روى هم قرار داد.

=كُوِّرَ-

[كور] تِ الشمسُ: نور خورشيد جمع و پيچيده شد همچنانكه عمامه پيچيده شود.

=الكُور-

ج أَكْوَار و أَكْوُر [كور] : پالان شتر،- ج أَكْوَار و اكْوُر و كِيران و كُورَان: كوره آتش گِلى،- ج اكوار: لانه زنبور، كندوى زنبور عسل.

=الكَوْر-

مص،- ج أكْوَار: پيچش عمامه، فزونى، جمع كثير يا گلّه شتر و گاو.

=الكُورَار-

زهرى است كه مردم جنوب امريكا تيرهاى چوبى خود را به آن آلوده مى كنند و اين ماده گياهى از نوع (اللّوغانيات) است.

=الكُورَة-

ج كُوَر [كور] : مجتمع مسكونى.

=الكَرَنْتِينَا-

قرنتينه كه معمولا مسافران و وسائِط نقليه را به مدت چهل روز در مرزها نگه مى دارند تا احتمال سرايت بيمارى طاعون و يا وبا برطرف شود- اين كلمه ايتاليائى است.

=الكُوز-

ج أَكْواز و كِيزان و كَوزَة [كوز] : كوزه،- ج أكْوَاز عند العامّة: ميوه هاى صنوبر و انار و انجير.

=الكُوزيّ-

ج كُوزيُّون [كوز] : كوزه ساز.

=الكُوس-

ج كُوسان [كوس] : طبل، كوس؛ گونياى نجار كه با آن چوب را اندازه گيرى كند و بنام (زاويه) معروف است- اين كلمه فارسى است.

=الكُوسَا-

[كوس] (ن) : گياهى است به شكل خيار از نوع قرعيات كه در حجم از كدو كوچكتر است و آن را پس از طبخ مى خورند. مركز اصلى آن امريكا است.

=الكُوسَى-

[كيس] : مؤنّث (الأَكْيَس) است.

=الكُوسَاة-

[كوس] (ن) : واحد (الكُوسَا) است كه در زبان متداول به (كُوسَايَة) معروف است.

=كَوْسَح-

كَوْسَجَةً [كوسج] الرجُلُ: آن مرد كوسه شد.

=الكَوْسَج-

ج كَوَاسِج [كوسج] : آنكه بر روى چانه اش ريش در آيد، آنكه دندانهايش ناقص و معيوب باشد، مرد كوسه،- (ح) :

كوسه ماهى كه خرطومى بسان اره دارد.

=الكَوْشَة-

[كوش] : سرگرمى و علاقمندى بسيار به دنيا. اين كلمه در زبان متداول رايج است.

=كَوِعَ-

-كَوَعًا [كوع] : پشت انگشت ابهام او بر آمده و يا خميده شد.

=كَوَّعَ-

-تَكْوِيعًا [كوع] هُ بالسيف: او را به گونه اى با شمشير زد كه مچ دستش كج شد،- عند العامّة: از پيچ راه گذر كرد.

=الكُوع-

ج أكْواع [كوع] (ع ا) : مچ دست؛ «لَا يَعْرِفُ كُوعَهُ من بُوعِهِ» : اين ضرب المثل را براى نادانى بسيار مىورند،- عند العامّة:

پيچ راه و گذر.

=الكَوَع-

[كوع] : مص، كج شدن كف دست از ناحيه مچ، خم شدن دست بر روى دست ديگر، خم شدن شصت پا بر روى ساير انگشتان پا.

=الكَوْعاء-

[كوع] : مؤنث (الأَكْوَع) است.

=كَوَّفَ-

تَكْويفًا [كوف] الرجُلُ: آن مرد به شهر كوفه آمد،- الكاف: حرف كاف نوشت،- الأَدِيمَ: پوست دباغى شده را بريد.

=الكُوفَة-

[كوف] : پشته رمل نرم و سرخ رنگ، نام شهرى است در عراق.

=كَوْفَلَ-

كَوْفَلَةً [كوفل] تِ المرأَةُ ابنَها: زن بچه خود را قنداق كرد و پيچيد. اين كلمه در زبان متداول رايج است.

=الكُوفيّ-

[كوف] : آنچه كه منسوب به شهر (الكُوفة) باشد و از آن جمله خط كوفى است.

=الكُوفِيَّة-

[كوف] : مؤنث (الكُوفيّ) است، دستارى است كه بر سر پيچند و آنرا در زبان متداول (الكَفِّيّة) گويند.

=الكُوفِيُّون-

[كوف] : دانشمندان علم نحو از كوفه.

=الكُوكائِين-

كوكائين، ماده ايست كه از درخت كوكا بدست مىيد و خواص پزشكى دارد و نيز مورد استعمال معتادين به مواد مخدر است.

=كَوْكَبَ-

كَوْكَبَةً [كوكب] الحديدُ: آهن درخشيد و برق زد.

=الكَوْكَب-

ج كَوَاكِب [كوكب] : ستاره آسمان، گل باغ، درخشندگى آهن، شمشير، مرد مسلّح، گروهى از لشكر، آب، سختى گرما، نوجوان نورس، مهتر خانواده و دلير آنها، نقطه سفيدى كه در چشم پديد آيد، زندان، شاخه بلند گياه، كوه، بيشترين از هر چيزى؛ «كَوْكَبُ البِئْر» : چشمه چاه كه آب از آن روان باشد؛ «ذَهَبُوا تحت كُلِّ كوكبٍ» : آنها رفتند و پراكنده شدند.

=الكَوْكَبَة-

[كوكب] : ستاره آسمان،- (فك) :

كره زهره، دسته و گروه.

=الكُوكَة-

(ن) : گياهى است از رسته (الكتانيات) كه ارتفاع آن بين دو الى 3 متر مى باشد. برگهاى آن تخم مرغى و از آن ماده (كوكائين) استخراج مى شود.

=الكُولَة-

(ن) : گياهى است از رسته برازيات منبع اصلى آن افريقاى استوائى است و در مناطق گرمسيرى نيز كشت مى شود و از آن ماده «جوزة الكُولة» كه براى درمان قلب و عضلات بكار مى رود بدست مىيد.

=الكُولِيرا-

بيمارى وبا كه با اسهال شديد توأم است.

=كَوَّمَ-

تَكْوِيمًا [كوم] الترابَ: خاك را بصورت كپه جمع آورى كرد،- المتاعَ: كالا را بر روى هم قرار داد،- ثيابَهُ فِي ثَوبٍ واحد:

لباسهاى خود را در يك جامه جمع كرد.

=الكُومَ-

ج أَكْوَام: گلّه شتر، تپه و تل.

=الكَوْمَاء-

مؤنث (الأكْوَام) است.

=الكُومَة-

ج كُوَم و أَكْوام [كوم] : تپه بلند از خاك و مانند آن.

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت